امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 3.6
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جام جهانی!!
#1
خوب برو بچ باحال
این تاپیک مخصوص جام جهانی
شما هر چیزی در مورد این رویداد میدونید
برای ما بفرستید!!!!

 اولیشو من میگم:این جام اولین حضور بوسنی رو به همراه داره!!!

حالا شوما بسم الله
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
 سپاس شده توسط Dash @li ، r.mir
#2
کی میدونه ناکام ترین فینالیست جام جهانی کدوم تیمه!!؟؟؟؟
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
#3
سلام به نظرم هلند بوده....

دو قلوهای حاضر در جام جهانی کیا بودند....؟
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

#4
آلمان تو 4تا فینال جام جهانی(1966-1982-1986-2002)شکست خورده و میشه بهش لقب ناکام ترین فینالیست رو داد!!!!!

حالا فکر میکنین ناکام ترین و موفق ترین کاپیتان جام جهانی کی بود!!!؟؟

راستی به سوال علی هم جواب بدید!!!!
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
 سپاس شده توسط r.mir
#5
~~بررسي مشهورترين دوقلوهاي فوتباليستحضور فوتباليست هاي مشهور 2 قلو در باشگاه هاي معتبر اروپايي بهانه اي شد تا مشهورترين آنها را در تاريخچه فوتبال مورد بررسي قرار دهيم.بررسي مشهورترين دوقلوهاي فوتباليست
 به گزارش فوتبال‌آنلاين،
1-  فرانك و رونالدو دي بوئر شايد مشهورترين دوقلوي فوتباليست باشند هرچند روناد لحظاتي ديرتر از فرانك به دنيا آمده است امافرق آنچناني بين كيفيت بازي هاي آنها ديده نمي شود شايد مادر و پدر خوشبخت اين فرزندان فكر نمي كردند كه روز 15مي 1970يكي از بهترين لحظات تاريخ فوتبال هلند باشد و 2 ستاره در شهر هورن معرفي مي شوند.    نكته جالب اينكه فرانك و رونالدو هر دو 13 بار براي تيم ملي هلند گل زدند كه اوج آن در رقابت هاي يورو 2000 بود. البته فرانك دي بوئر افتخارات بيشتري را به دست آورده و از همه زيباتر اينكه در دودر تيم هاي آژاكس، بارسلونا، گلاسكو رنجرز، الريان و ؟ هم تيمي بودند پست تخصصي فرانك مدافع و رونالد هافبك است.
2-  هليل و هميت آلتينتوپ كه اهليت تركيه اي دارند و در آلمان به دنيا آمدند نمونه ديگري از دو قلوهاي مشهور فوتبال هستند. اين دوقلوها درتاريخ 8 دسامبر 1982در كلزن كرشن آلمان به دنيا آمدند هرچند هميت آلتينتوپ به مراتب مشهورتر بوده و در تيم هاي بايرن مونيخ و رئال مادريد نيز سابقه بازي دارد.شماره 16 رئال مادريد در 4 بازي كه براي كهكشاني ها اين فصل به ميدان رفته يك گل به ثمر رسانده است. هليل آلتينتوپ برادر دوقلوي حميت كه اكنون عضو ترابوزان مي باشد همبازي هم در شالكه 04بودند.
  3-  آنتونيو و امانوئل فيليپين متولد 3 جولاي 1973 مي باشند و هر دو روزگار درخشاني را در باشگاه لاتزيو طي فصل 5-2004گذراندند. نكته جالب اينكه هر دو در تيم هاي پالرمو، لاتزيو، ليورندو بره شا هم تيمي نيز بودند.
4- ويلي فان در كرخوف نيز هلندي مي باشد و ديگر برادران دوقلوي مشهور تاريخ فوتبال هستند. ويلي ورنه كه در شهر هلموند طي تاريخ 16 سپتامبر 1251 به دنيا آمدند اسطوره لاله هاي نارنجي محسوب مي شوند. هر دو در تيم پي اس وي آيندهون عنوان هافبك چپ و راست فعاليت مي كردند و درعناوين پرافتخار تيم ملي هلند طي سالهاي 1973تا 1986به مانند 2 نايب قهرماني جام جهاني 1974و 1978 شريك بودند. البته رنه فان دركزخوف به مراتب مشهورتر بود و با باشگاه لاتزيو درسال 1980 به افتخاراتي درسريA نيز دست يافت.
  5- ابه و پيتر ساند دانماركي درتاريخ 19 جولاي 1972 در آلبورگ به دنيا آمدند و هر چند ابه ساند بسيار مشهورتر از برادرش مي باشد به عنوان مهاجم، يك اسطوره براي هواداران شالكه 04 محسوب مي شود.
  6-  آرشيل و شوتا آروالدزه دوقلو هستند.
 7- گيلرمو و گوستاو باروش اسكلتو آرژانتيني، همچنان در قلب هواداران بوكاجونيورز محبوب هستند.
   8- ديويد و فيليپ دگن سوئيس نيز از دوقلوهاي ديگر هستند.
9- فابيو ورافائل داسيلوا برزيلي نيز دوقلوهاي مشهوري هستند.
10- ادواردو و الساندرو رياكه ادي آنها سرمربي مشهور باشگاه لاتزيو مي باشد نيز دوقلو هستند
علی جون این همه ی اون چیزایی بود که در مورد سوالت پیدا کردم نظرت چیه!!؟؟


 

 
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
 سپاس شده توسط WiSe ، Dash @li
#6
~~ادیسون آرانتس دوناسیمنتو (به پرتغالی(Edison Arantes do Nascimento) ملقب به پله (Pelé) (زادهٔ ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰ در ترس کوراسائویس) بازیکن سابق تیم ملی فوتبال برزیل است. پله را بسیاری از کارشناسان خبره فوتبال جهان برترین و بزرگترین فوتبالیست تاریخ جهان می نامند . پله در دوران بازیکنی خود سه جام جهانی را کسب کرد و رکوردهای بسیاری را شکست (از جمله اولین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). در واقع لقب پله در دنیا "The King of Football" سلطان فوتبال و در جایی دیگر هم به "The King Pelé" یا سلطان پله معروف میباشد . از القاب او می توان «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) را هم نام برد. او عموماً به عنوان بزرگ‌ترین بازیکن تاریخ جهان شناخته می‌شود. 
 
 او ضمن مهارت بازی به عنوان هافبک یا مهاجم، مهارت کامل بازی با هر دو پا را داشت. تمام‌کننده‌ای قهار بود، دریبل‌زنی بی‌نظیر و پاسوری به یاد ماندنی. او حتی – به عنوان یک فوروارد – تکل‌زن قهاری نیز بود. سرعت و قدرت شوت او از معروف‌ترین ویژگی‌هایش هستند.
یکی از داستانهای جالب در مورد پله به این صورت هست که در سال 1967 دو گروه از گروه های مسلح در نیجریه که با هم جنگ میکردند 2 روز را اعلام اتش بس میکنند تا بتوانند بازی دوستانه پله را در لاگوس مشاهده کنند .
 پله در خانواده اش به Dico شهرت داشت . در واقع شهرت اصلی او Pele نبوده بلکه به دلیل اینکه وی به دروازه بان تیم واسکوداگاما که نام وی Bilé بوده علاقه خاصی داشته لقب او را هم پله یا Pilé می نامند . پدر پله هم فوتبالیست بود اما به دلیل اسیب دیدگی از ناحیه زانو زود از دنیای فوتبال آن هم با تیم Atletico Mineiro خداحافظی کرد .
در سن 15 سالگی به تیم جوانان سانتوس و پس از یک سال بازی به تیم بزرگسالان سانتوس پیوست . پله در اولین بازی برای تیمش در برابر کورینتیانس که با برد 7-1 این تیم همراه بود یک گل به ثمر رساند . در سن 16 سالگی در صدر جدول گلزنان لیگ برزیل قرار گرفت . فقط بعد از 10 ماه از عقد قرارداد حرفه ای با سانتوس به تیم ملی برزیل دعوت شد .

 بعد از جام جهانی 1962 با تیم برزیل بسیاری از تیمهای ثروتمند اروپایی خواهان وی شدند اما دولت برزیل با اعلام اینکه پله به عنوان گنجینه ملی برزیل میباشد مانع از پیوستن وی به تیمهای اروپایی شد . در 19 نوامبر 1969 پله موفق شد 1000 امین گلش را به ثمر برساند . در واقع این گل در استادیوم ماراکانا و در برابر تیم واسکوداگاما و از روی نقطه پنالتی به ثمر نشست .
در جایی پله اعلام کرد که زیباترین گلی که زده در استادیوم Rua Javari stadium و در لیگ Campeonato Paulista و در برابر رقیب منطقه ای سائوپائولو یعنی Juventus بوده است هر چند تصویر ویدیویی از این گل وجود ندارد اما به درخواست پله یک انیمیشن از این صحنه درست شد . البته با ارزشترین گل در برابر فلومیننزه و در استادیوم ماراکانا و در مارس 1961 رخ داد که این گل را هم زیباترین گل در تاریخ استادیوم ماراکانا شناخته اند
 در سال 1972 و پس از 17 سال بازی در تیم سانتوس از این تیم خداحافظی کرد و در سال 1974 با تیم امریکایی نیویورک کاسموس برای فصل 1975 قراداد امضا کرد . و در اخرین سال حضورش در این تیم موفق شد این تیم را به مقام قهرمانی لیگ امریکا برساند البته در سال 1977 میلادی . در اول اکتبر 1977 کفشهایش را برای همیشه در برابر خیل عظیمی از مردم در استادیوم Giants Stadium اویزان کرد . در این دیدار دوستانه وی یک نیمه در تیم کاسموس و یک نیمه هم در تیم سابقش سانتوس بازی کرد و در پایان دیدار هم پیراهن شماره 10 تیم سانتوس به افتخار وی برای همیشه بازنشسته شد و به پله تعلق گرفت.
او در دوران حرفه‌ای خود سه جام جهانی را کسب کرد و ۱۲۸۱ گل به ثمر رساند.
مروری بر بازی های ملی پله
 اولین بازی ملی پله در 7 جولای 1957 برابر ارژانتین و به شکست 2-1 برزیل منجر شد که در ان بازی پله تنها گل برزیل را به ثمر رساند یعنی 3 ماه قبل از رسیدن به سن 17 سالگی . اولین گلش در جام جهانی هم در برابر ولز و در جام جهانی 1958 سوئد بود که به عنوان جوانترین بازیکن هم معرفی شده بود .
پله جوانترین بازیکن در تاریخ جامهای جهانی میباشد که موفق شد در برابر تیم فرانسه و در نیمه نهایی جام 58 موفق به زدن 3 گل در یک دیدار یا همان هت تریک شود. با سن 17 سال و 239 روز . جوانترین بازیکنی میباشد که موفق شده در فینال جام جهانی حضور داشته است. در فینال جام 58 هم 2 گل به ثمر رساند که یکی از گلهای وی را جزو برترین گلهای تاریخ جام جهانی به شمار می اورند .
 در جام جهانی 1962 پله در بازی مقابل چک و اسلواکی وقتی دو بازیکن حریف را دریبل زد با خطای فاحش مدافع حریف روبرو شد و در نهایت جام جهانی را هم از دست داد . جالب است بدانید کسی که جانشین پله در ادامه تورنمنت شد کسی نبود بجز گارینشای معروف که اتفاقا هم توانست باعث دومین قهرمانی تیم برزیل در جام جهانی بشود و ستاره مسابقات هم لقب بگیرد . در جام جهانی 1966 و در حالی که پله موفق شد برای سومین بار متوالی و در 3 جام جهانی گلزنی کند و در بازی سوم در برابر پرتغال باز هم بر اثر تکلهای متوالی و خشن تیم پرتغال پله باز هم ناچار به ترک جام جهانی شد به طوری که بعد از پایان مسابقات اعلام کرد که دیگر حاضر نیست در جام جهانی بازی کند.

 در جام جهانی 1970 وقتی پله به تیم دعوت شد ابتدا رد کرد اما به ناچار دعوت به تیم ملی را قبول کرد و در تیم برزیل که به گواه بسیاری از کارشناسان فوتبال جهان برترین تیم تاریخ فوتبال جهان هم بود بازی کرد و اتفاقا با آن تیم هم قهرمان شد تیمی که شامل بازیکنانی چون
Rivelino, Jairzinho, Gérson, Tostão و Clodoaldo بود . پله در جام جهانی 1970 هم موفق به گلزنی شد. در فینال جام 70 پله گل ابتدایی بازی را زد و در 2 گل دیگر هم به عنوان پاسور شریک بود که در نهایت با برتری 4-1 برزیل همراه بود به عبارتی برزیل تمام بازیهای خودش رو با برد به پایان رساند . با این قهرمانی برزیل برای همیشه Jules Rimet Trophy را از آن خودش کرد .
اخرین بازی پله برای زردپوشان برزیلی در تاریخ 18 جولای 1971 و در برابر تیم یوگسلاوی و در شهر ریودوژانیرو بود .
رکورد وی هم در تیم برزیل برابر با 67 برد و 14 تساوی و 11 باخت و 3 قهرمانی در جام جهانی هست که تا به حال کسی به آن دست پیدا نکرده است و یک نکته جالب هم اینکه تیم برزیل در مسابقاتی که پله و گارینشا به طور همزمان در تیم برزیل بازی میکردند رنگ شکست را هرگز به خودش ندید .
اما بازیها و گلهای پله:
 پله در 1363 بازی توانسته 1281 گل به ثمر برساند البته این شامل بازیهایی هم میشود که پله با تیمهای سانتوس و نیویورک در تورهای مختلف انجام داده است و آن بازیها هم برای وی حساب شده است حتی بازیهای که برای تیم نیروهای نظامی با پیراهن برزیل انجام داده است . تعداد گلهای به ثمر رسانده پله در مسابقات لیگ برزیل شامل 589 گل در 605 بازی میباشد . پله در جایگاه سوم برترین گلزنان ملی جهان با 77 گل در 92 بازی قرار دارد .
همچنین وی در جایگاه چهارم و پشت سر رونالدو و گرد مولر و ژوست فونتن در لیست برترین گلزنان تاریخ جام های جهانی می باشد با 12 گل . پله در 3 قهرمانی برزیل در جام جهانی سهم داشته اگرچه در فینال 62 به دلیل مصدومیت حاضر نشد . و جزو بازیکنانی میباشد که موفق شده اند در 2 فینال جام جهانی گلزنی کنند (به همراه پل برایتنر المانی و زین الدین زیدان فرانسوی و واوای برزیلی) .

 او همچنین جزو یکی از 5 بازیکنی هست که موفق شده در 2 جام متفاوت از روی یک ضربه ازاد ایستگاهی به طور مستقیم گلزنی کند (به همراه Rivelino, Teófilo Cubillas, Bernard Genghiniو David Beckham ).
او همچنین جزو دو نفری است که موفق شده اند در 4 جام جهانی گلزنی کنند (به همراه اووه زیار آلمانی)
مهمترین افتخارات پله :
 برترین ورزشکار قرن بیستم به انتخاب کمیته بین المللی المپیک
بهترین بازیکن جام جهانی 1970
مرد سال فوتبال آمریکای جنوبی 1973
قهرمان جام جهانی 1958، 1962 و 1970
قهرمان جام بین قاره‌ای با سانتوس 1962 و 1963
رکورددار گلزنی در بازی‌های رسمی با 1281 گل
92 بازی ملی، 77 گل
حضور در جام جهانی: 4 دوره (1958، 1962، 1966 و 1970) - 14 بازی، 12 گل
اما زندگی پله بعد از فوتبال
 در سال 1992 پله به عنوان سفیر سازمان ملل برای بوم شناسی و محیط برگزیده شد . در سال 1995 هم به خاطر خدمات برجسته به ورزش جایزه مدال طلایی (Gold Medal) را از سوی رییس جمهور برزیل دریافت کرد . همچنین از سوی رییس جمهور برزیل به عنوان وزیر ورزش فوق العاده برزیل و همچنین سفیر حسن نیت یونسکو هم انتخاب شد . در سال 2001 هم بدلیل درگیری به خاطر اتهام رشوه گیری از سمت خود کناره گیری کرد . در سال 1997 هم مقام شوالیه گری بریتانیا به صورت افتخاری به پله اهدا شد . پله همچنین چندین زندگی نامه هم نوشته و چندین فیلم درباره زندگی وی هست . وی همچنین در سال 1981 و در فیلم فرار به سوی پیروزی که با حضور ستاره های فوتبال جهان و بازیگر مشهور هالیوود سیلوستر استالونه ساخته شد هم حضور داشت که در ان فیلم نقش زندانی هایی را داشتند که در کمپی از نازیهای المانی زندانی بودند و با برگزاری یک مسابقه فوتبال موفق به فرار شدند . وی همچنین در 12 فیلم و مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده است .

 اما زندگی شخصی پله :
 پله در کل 2 بار ازدواج کرده است که اولین آن در سال 1966 و با روزماری میباشد که 3 فرزند از او دارد و در سال 1982 هم از وی طلاق گرفت و دومین بار هم در سال 1994 با اسیریا ازدواج کرد که 2 فرزند هم از وی دارد .

~~برای بسیاری از کارشناسان فوتبال، مارادونا از نظر توانایی‌های تکنیکی، با فاصله‌ی زیاد نسبت به دیگر بازیکنان بزرگ حتی کسانی چون پله، کرویف و زیدان قرار دارد. او قدی کوتاه و اندامی گرد و قلمبه داشت، ولی حرکات پا به توپ او چنان موزون و همزمان انفجاری و پرتپش بود که گویی پرواز می‌کرد.دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبالپله و مارادونا، دو اسطوره‌ بزرگ عالم فوتبال در کنار هم
کارشناسان در مقایسه‌ی میان پله و مارادونا، امتیاز دیگری نیز برای مارادونا قائل‌اند. پله هرگز از تیم سانتوس جدا نشد و خود را در فوتبال جنگنده‌ی اروپا محک نزد. ولی مارادونا توانست توانایی‌های خود را به رخ فوتبال این قاره نیز بکشاند. او اراده‌ی خود را به فوتبال اروپا دیکته کرد و مهر خود را بر پیشانی دو لیگ پرصلابت این قاره یعنی لا لیگای اسپانیا و سری آی ایتالیا نیز کوبید.پله جز در جام‌های جهانی، هرگز طعم سختی و خشونت مدافعان و ویرانگران تیم‌های اروپایی را نچشید، ولی مارادونا به عنوان بازیکنی که حتی از توانایی‌های فیزیکی پله نیز برخوردار نبود، در میدان نبردهای سخت و سهمگین با مدافعان تنومند، سمج و خشن تیم‌های اروپایی، همه‌ی دشواری‌ها را تاب آورد و از این میدان سربلند بیرون آمد.مارادونا مانند پله در چهار دوره‌ی پی در پی جام جهانی، تنها با یک یا حداکثر دو مدافع تمام وقت که سایه به سایه او را تعقیب کنند روبرو نبود، بلکه همواره چند بازیکن او را محاصره می‌کردند و همه‌ی ابزار و امکانات را به خدمت می‌گرفتند تا حرکات او را در نطفه خفه سازند. با این همه در بیشتر موارد ناچار بودند به توانایی‌ها و خلاقیت‌های این اعجوبه‌ی کوچک و چپ‌پا تمکین کنند.وقتی فیلم‌های بازی‌های مارادونا را تماشا می‌کنیم، می‌بینیم که این پدیده‌ی استثنایی فوتبال، چگونه در تمام مدت بازی زیر هجوم و ضربات دائمی بازیکنان مقابل قرار می‌گرفت و چه رنجی را تحمل می‌کرد. با این همه در هر لحظه‌ای که فرصت می‌یافت، فوتبال زیبا را با همه‌ی درخشش و شکوه آن معنا می‌کرد.وقتی توپ در میدان به مارادونا می‌رسید، گویی او همه‌ی جهان را فراموش می‌کرد. ولی این تازه آغاز یک ماجراجویی بود. اشتیاق به ماجراجویی، همواره در حرکات پا به توپ مارادونا دیده می‌شد. او پویاترین و پرجنبش‌ترین شماره‌ ۱۰ تاریخ فوتبال است.
دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبال
گاهی حرکات بدون توپ مارادونا در زمین ملول و بی‌حوصله به نظر می‌رسید.ولی تیم مقابل حتی در بی‌تحرک‌ترین لحظات بازی مارادونا، از گزند او در امان نبود، ‌چرا که ناگهان با همان جثه‌ی کوچک و گام‌های نه چندان بلند، چون گردبادی چنان بازیکنان حریف را درهم می‌پیچید که نمونه‌اش شاید فقط در حرکات انفجاری یوهان کرویف دیده شده باشد.آیا گل مارادونا را با آن فرار یکتنه و تماشایی در جام جهانی ۱۹۸۶ در برابر انگلستان به یاد می‌آورید؟بار سنگین هرکول کوچولویکی دیگر از ویژگی‌های مارادونا در تیم ملی آرژانتین این بود که تناسبی میان سطح بازی او و سطح بازی دیگر بازیکنان آرژانتینی وجود نداشت.مارادونا هرگز سعادت داشتن بازیکنی همتراز خود را در کنار خود نداشت. به دیگر سخن، مارادونا بسیار بیشتر از پله ناچار بود قائم به ذات عمل کند و بر خویشتن متکی باشد.پله در سه دوره‌ای که با تیم ملی برزیل به مقام قهرمانی جهان رسید، از وجود بازیکنانی در کنار خود سود می‌برد که حتی اگر با او کاملا همتراز نبودند، ولی دست‌کم هر یک پدیده‌ای استثنایی در فوتبال به شمار می‌رفتند.کسانی چون گارینشا، واوا، دیدی، ادسون، ریو‌لینو و توستائو بازیکنانی نبودند که نمونه‌های آنان به کرات در تیم ملی آرژانتین دیده شده باشد. پله در کنار چنین بازیکنانی درخشید و پله شد، ولی در تیم ملی آرژانتین هیچ کس کلاس بازی مارادونا را نداشت و او تنها بود.
دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبال
به این اعتبار، مارادونا تک‌ستاره‌ای بود که چون ده‌ها خورشید می‌درخشید. برزیل می‌توانست مانند سال ۱۹۶۲ فقدان پله را تحمل کند و قهرمان جهان شود. ولی فقدان مارادونا برای آرژانتین، ضایعه‌ای جبران نشدنی بود. این امر کار مارادونا را سخت‌تر می‌کرد. تحمل بار چنین مسئولیت سنگینی برای مارادونا بسیار دشوار بود.او همزمان روح و قلب تیم خود بود و اگر در نظر بگیریم که یکتنه در میدان آماج چه حملات ویرانگرانه و گاه ناجوانمردانه‌ای بود، به عظمت این پدیده‌ی استثنایی تاریخ فوتبال پی می‌بریم. مارادونا در سال ۱۹۹۰ یکتنه تیم نه چندان نیرومند آرژانتین را به فینال مسابقات جام جهانی رساند.در مسابقات جام جهانی سال ۱۹۸۲ مارادونا تازه جوانی ۲۲ ساله بود. هنوز بسیاری او را نمی‌شناختند، ولی کارشناسان فوتبال در آن جام جهانی از پدیده‌ا‌ی تازه‌‌ و پله‌ای دیگر سخن می‌گفتند. ناباوران به این ادعاها می‌خندیدند. آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی، در آن سال پس از صعود از گروه خود، با بدشناسی تمام با دو تیم با تجربه و قدرتمند برزیل و ایتالیا هم‌گروه شد، از هر دو تیم شکست خورد و حذف شد.مارادونا در بازی آخر در برابر برزیل به خطایی دست زد که با کارت قرمز روبرو و باعث اخراج او شد. تماشاگران او را هو کردند. رسانه‌ها او را دست انداختند. محافل فوتبال به او خندیدند. به نظر می‌رسید که این رویداد، یکی از مستعدترین بازیکنان تاریخ را برای همیشه از صحنه رانده است.مارادونا اما چهار سال بعد با ۲۶ سال سن با تیم ملی آرژانتین بازگشت و چنان درسی به ناباوران و منتقدان داد که تا پایان عمر فراموش نخواهند کرد.دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبالآرژانتین در آن دوره از مسابقات فقط یک مساوی در برابر ایتالیا قهرمان جهان داشت و به لطف مارادونا مقتدرانه در شش بازی دیگر حریفان خود را شکست داد و قهرمان جهان شد.تراژدی‌های بیرون میداندو نقطه‌ی تاریک در حیات ورزشی مارادونا وجود دارد. نخست گلی که در مسابقات جام جهانی سال ۱۹۸۶ با دست در مقابل انگلستان به ثمر رساند و نزد داور به خطای خود اعتراف نکرد. بسیاری از فوتبال‌دوستان این حرکت را غیرورزشی و دور از بازی جوانمردانه خواندند و آن را هرگز بر مارادونا نبخشیدند. خود مارادونا بعدا گفت که آن گل با «دست خدا» به ثمر رسید!در این مورد باید گفت که بازی میان آرژانتین و انگلستان در آن سال یک بازی عادی فوتبال نبود. مدت زیادی از بحران «فالکلند» و جنگ میان دو کشور بر سر این جزیره نمی‌گذشت. آرژانتینی‌ها هنوز خفت شکست نظامی در آن جنگ را فراموش نکرده بودند و تلاش می‌کردند، پاسخ این ناکامی سیاسی را دست‌کم در میدان ورزشی بدهند. بنابراین فضای حاکم بر آن مسابقه، فضایی پرتنش و احساسی بود.گرچه مارادونا در حرکتی غریزی و بدون نقشه‌ی قبلی مرتکب آن خطا شد، ولی با توجه به حساسیت آن بازی که با غرور زخم‌خورده‌ی ملتی پیوند خورده بود، شاید بتوان دست‌کم سکوت بعدی او را فهمید و خطای او را به عنوان شیطنتی که بسیاری از بازیکنان در میدان مرتکب می‌شوند بر او بخشید.گفتنی است که مارادونا اساسا نیازی به چنین حرکاتی نداشت. گل دوم او در برابر انگلستان در همان بازی، موید همین واقعیت است.ولی دیگر نقطه‌ی تاریک، یعنی استفاده‌ی او از داروهای نیروزا در جریان مسابقات جام جهانی سال ۱۹۹۴ که به اخراج و محرومیت او انجامید، در پرونده‌ی ورزشی مارادونا ثبت است.دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبالافزون بر آن، مارادونا در زندگی شخصی نیز نتوانست الگوی یک ورزشکار واقعی باشد. شاید به تعبیری بتوان گفت که او «دریبل‌زنان تا آستانه‌ی تباهی» رفت. ماجراهای او در رابطه با استفاده از مواد مخدر، به حیثیت و اعتبار ورزشی او آسیب جدی وارد کرد.مارادونا مانند پله و بکن‌باوئر و پلاتینی همه چیز خود را از فوتبال داشت، ولی از این شامه و آگاهی برخوردار نبود که بتواند پس از طی دوره‌ی فعال ورزشی خود، در مسئولیت‌های اداری همچنان به ورزش فوتبال خدمت و نام خود را جاودانه کند. او گر چه بعدها به عنوان مربی به فوتبال بازگشت، ولی حاشیه‌هایی آفریده بود که تاثیر بد آن مدت‌ها بر نام او سایه افکند.باید یادآور شد که مارادونا در مناسباتی بسیار تنگدستانه بالیده بود. او از مادری ایتالیایی‌تبار و پدری سرخپوست، در یکی از فقیرترین محلات در حومه‌ی بوئنس‌آیرس زاده شد. در کودکی ناچار بود اتاقی چهار متر مربعی را با هفت خواهر و برادر دیگرخود تقسیم کند.به دلیل جثه‌ی کوچک‌اش همبازیان او را جدی نمی‌گرفتند و مجبور بود بیشتر با خودش بازی کند. معروف است که در کودکی با یک پیاز یا پرتقال آنقدر روپایی می‌زد که آن‌ها را کاملا آبلمو و متلاشی می‌کرد.دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبالشاید بالیدن در چنین مناسباتی باعث شد که مارادونا گنجایش آوازه و ثروت بعدی را نداشته باشد و بلغزد. گرچه این توجیه نیز کافی نیست، زیرا بسیاری از بازیکنان فوتبال در چنین مناسباتی رشد یافته‌اند.در هر صورت وظیفه‌ی این نوشته داوری اخلاقی درباره‌ی مارادونا نیست، بلکه نگاهی دیگر به یکی از پدیده‌های استثنایی ورزش فوتبال و شاید بهترین بازیکنی است که این ورزش به خود دیده است.مارادونا تنها پانزده ساله بود که نخستین بازی خودرا در لیگ برتر آرژانتین انجام داد. زمانی که به دلیل دستمزدی عالی در سال ۱۹۸۴ به تیم ناپولی ایتالیا پیوست، همه حیرت کردند. ناپولی تیمی کاملا متوسط در ایتالیا بود. ولی مارادونا این تیم را دگرگون کرد.ناپلی‌ها عاشق مارادونا بودند چون او نیز مانند آنان در کودکی فقیر بود. هر بار ناپولی در خانه بازی داشت، ۸۰ هزار تماشاگر مشتاق در ورزشگاه این شهر گردمی‌آمدند تا مارادونا را ببینند. تماشاگران روی پارچه‌ای که در ورزشگاه ناپولی آویخته بود نوشته بودند: «گرسنگی با مارادونا ‌تحمل‌پذیر‌تر است».مارادونا پاسخ این مهرورزی ناپلی‌ها را داد. او تنها سه سال نیاز داشت تا ناپولی را پس از ۶۰ سال بار دیگر قهرمان ایتالیا کند. در همان سال ناپولی قهرمان جام حذفی ایتالیا و اروپا نیز شد و سپس دو بار دیگر با مارادونا این افتخار را تکرار کرد و حتی یک بار سوپرجام اروپا را ربود.دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبالجیمی برنز، روزنامه‌نگاری که بعدها کتاب بیوگرافی مارادونا را نوشت گفته بود، یک چیز را با اطمینان درباره‌ی مارادونا می‌توان گفت و آن اینکه اگر او به هر دلیلی بمیرد، مراسم تشییع جنازه‌اش در بوئنوس ‌آیرس از هر تشییع جنازه‌ی دیگری باشکوه‌تر خواهد بود. و جالب اینکه حتی پس از آن نیز مردم باور نخواهند کرد که او مرده است.مارادونا گر چه در ورزش فوتبال چهره‌ی تراژیکی بود، ولی نابغه‌ای استثنایی به شمار می‌رفت. حتی کسانی که به دلایلی غیرورزشی او را ستایش نمی‌کنند، اذعان می‌کنند که هرگز هیچ کس چون او بر توپ چنین تسلطی نداشته است. باید توجه داشت که مارادونا پیش از آن که یک ورزشکار باشد، یک هنرمند بود.این نوشته را با نقل‌قولی از اریک کانتونا، بازیکن بزرگ پیشین تیم ملی فرانسه به پایان می‌بریم که معتقد است: «در گذر زمان همه خواهند گفت مارادونا برای فوتبال همان چیزی بود که موتسارت برای موسیقی بوده است.»
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
 سپاس شده توسط Dash @li
#7
خیلی زیاده اگه خلاصه تر بود بهتر بود.............
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

#8
خداییش هر قسمتی رو حذف میکردم یه نکته رو از دست میدادید..........
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
#9
ایران::
تعصب ما ایرانی ها به کشورمون زیاده نه خیلی زیاده و این تعصب قطعا به فوتبال هم کشیده میشه اما من میخوام اینجا یه چیزایی بگم که شاید تعصبم زیر سوال بره پس قبلش اعلام کنم که من عاشق کشورمم.........

بعد قرعه کشی جام جهانی بیشتر ما یا بهتره بگم همه ما خوشحال شدیم چون فکر میکردیم گروهمون راحته.......ولی یه سوال کدوم راحتی؟؟؟
شاید میگید بابا بوسنی که عددی نیست!!!ولی من میگم ما از بوسنی نسبت به نیجریه بیشتر گل میخوریم..........چرا؟؟الان میگم....
بوسنی تیمیه که تو گروهش با 25 امتیاز و بالاتر از یونان بله یونان اومد بالا...............بوسنی تیمیه که ادین ژکو توشه که یه تنه تو هفته های آخر من سیتی رو قهرمان کرد
بوسنی  تیمیه که ادین ویسچا رو داره نمیدونم میشناسینش یا نه ولی بدونین ویسچا همون کسیه که از 61متری به لاتزیو گل زده.........
بوسنی تیمیه که میرالام پیانیچ رو داره که حتما گل قشنگش تو بازیه رم اینتر رو یادتونه...........
بوسنی تیمیه که بگوویچ دروازبانش ،همون که از جلو دروازه همین امسال تو لیگ انگلیس گل زد............


شایدم میگید نیجریه راحته...........
جان اوبی میکل رو میشناسین؟؟؟آره میکل همونیه که تو چلسی همونی که هیکل حدودا دو برابر حدادی فر حالا حدادی فر چیجوری میخواد وسط زمین کار کنه؟؟؟
ویکتور موزس وای میدونید تو انگلیس بهش لقب خان سیاه رو دادن چون وقتی توپ دستشه کی میخواد توپو ازش بگیره ؟؟حتما هاشم بیک زاده؟؟
همه اینا به  کنار امانوئل امنیکه اینو مطمئنم که شما نمیشناسیدش امنیکه تو فنر باغچه بازی میکنه امسال رفت و برگشت به گالا گل زد ............. 

در مورد آرژانتین به جمله از خداداد عزیزی بسنده میکنم
خداداد گفت:ما بازی با آرژانتین مسی رو بگیریم....دی ماریا رو چه کنیم...اونو بگیریم......هیگواین رو چه کنیم....اونم بگیریم....آگرو رو چه کنیم.....همه اینا رو بگیریم پالاشیو رو چه کنیم؟؟؟؟

اما از حق نگذریم.....
ایران هم بازیکن خوب کم نداره.....
دژاگه و قوچان نژاد که در حد اروپا هستن......نکونام و آندو هم همینطور.........سید جلال و پژمان هم فوق العادن......و به نظر من تنها کار خوب کیروش حظور بختیار رحمانی بود چون واقعا حقش بود..

اما چرا نباید صادقیان تو تیم باشه؟؟؟
چرا نباید رحمتی تو تیم باشه؟؟؟
چرا باید خلغتبری خط بخوره؟؟؟فقط یه نفر به من بگه چرا؟؟؟


 

 
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
#10
عزیزم خون خودتوکثیف نکن هرکی حقش بود دعوت شده هرکی هم نشده انشالله جام جهانی بعدی
خلعتبری که حقش بود بااون نازوادایی که براسرمربی درمیاوردمنم بودم دعوتش نمیکردم رحمتی هم تکلیفش باخودش مشخص نیست یه بارخداحافظی میکنه یه بار میگه من خداحافظی نکردم صادقیان هم مثله بقیه کسایی که بایددعوت میشدن ونشدن حتماعملکردخوبی جلوی کی روش نشون ندادن که دعوت نشدن کسایی هم که دعوت شدن حتماحقشون بوده ماسرمربی نیستیم که بخواهیم قضاوت کنیم پس بیخیال حاشیه فقط براموفقیت تیم دعاکنید...


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

 سپاس شده توسط r.mir


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان