امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به برخی از مسائل ترجمه در ایران
#1
نگاهی به برخی از مسائل ترجمه در ایران

۴پرسش از ۴ مترجم

۱) كتاب ها و آثارى را كه ترجمه كرده ايد برچه اساسى انتخاب نموديد؟

منيره احمد سلطانى ( مترجم از انگلیسی)

براساس كتاب هايى كه به دستم مى رسد. به عنوان مثال كتاب «فولكلور جهان» را در نمايشگاه ديدم و يا كتاب «چگونه نقد بنويسيم» را به پيشنهاد دخترم ترجمه كردم. البته علاقه هاى شخصى نيز شرط است. خواندن كتاب «فولكلور جهان» كه يك كتاب ۶ جلدى شده است براى خودم بسيار جالب بود. آشنايى با فرهنگ عامه ی مردم جهان آن هم با اين دقت براى من خيلى مفيد بود.

عبدالحسين فرزاد ( مترجم از عربی)
انتخاب من براساس مسيرى است كه انتخاب كرده ام. گرايش من بيش تر به ترجمه ی ادبيات متعهد است. زيرا هنوز ادبيات را مهم ترين حامل و انتقال دهنده ی فرهنگ مى دانم. اين ادبيات است كه به به ترين شكل تمدن را سامان مى دهد و سوء تفاهم را از ميان برمى دارد.
فلسطين مورد ظلم قرار گرفته است، كشورهاى ضعيف به دست كشورهاى بزرگ بلعيده مى شوند و كشتار گسترش مى يابد. اين چيزى است كه من به ادبيات منتقد آن مى پردازم. شعرهاى مورد توجه من شعرهاى پويا و جهت دار شاعران عرب است. محمود درويش، آدنيس، نزار قبانى و قاداه سمان. من چيزى را ترجمه مى كنم كه فكر مى كنم موردنياز جامعه و زمانه است. شايد براى شما جالب باشد که بدانيد هم اكنون در زندان هاى اسرائيل علاوه بر فلسطينى ها، برخى خاخام ها و دانش جويان يهودى كه منتقد رفتار دولت اسرائيل هستند نيز به سر مى برند. موج تازه اى از گروه هاى جديد يهوديان مخالف با اسرائيل كه به پست صهيونيسم (يا بعد از صهيونيسم) مشهور هستند هم اكنون فعاليت مى كنند. برخى از آن ها در قالب گروه هاى موسيقى در اروپا در مقابل سفارت خانه هاى كشورهاى عربى ترانه ها و آوازهاى عربى ـ عبرى مى خوانند و به هر دو زبان مخالفت خود را با خون ريزى اعلام مى كنند. آن چه من ترجمه مى كنم بيش تر مربوط به حماسه ی مقاومت مى شود وگرنه كتاب عربى زياد است. به عنوان مثال برخى كتاب هاى روان شناسى هاى عجيب و غريب و همچنين عرفان هاى عجيب و غريب كه براى جوانان نيز مضر است وجود دارد. به نظر من چيزى بايد ترجمه شود كه جامعه و زمانه به آن نياز دارد.

احمد پورى (مترجم از فرانسوی)

براساس ميل و سليقه شخصى انتخاب مى كنم. تازمانى كه از كارى لذت نبرم دست به ترجمه ی آن نمى برم.

سعید آذین (مترجم از اسپانیایی)

من تنها اشعارى را ترجمه مى كنم كه احساس مى كنم با ترجمه ی آن ها به فرهنگ كشورمان چيزى اضافه مى شود. شرط ديگر هم اين است كه آن اثر قابليت شعر شدن در زبان فارسى را داشته باشد.

۲) مهم ترين مشكلات ترجمه در كشور ما چيست؟

منیره احمد سلطانی

يكى از مهم ترين مشكلات ما غيرفرهنگى بودن ناشران است که بيش تر به فروش كتاب فكر مى كنند. من مجبور شدم براى كتابى كه گفتم [فولكلور جهان] ۸ سال كار كنم. چون نوشتن فرهنگ عامه احتياج به توضيح، حاشيه و پاورقى زياد دارد، اما به سختى ناشرى براى چاپ آن يافتم، در حالى كه كتاب فال قهوه را به سرعت در تيراژ بالا منتشر مى كنند. الآن كتابى در مورد انواع فال گيرى هاى جهان در دست دارم اما حاضر به ترجمه ی آن نيستم. ولى مى دانم بلافاصله بعد از ترجمه به چاپ خواهد رسيد. مسأله بعدى كه بسيار مهم است نبودن ويراستاران خوب در بنگاه هاى نشر است. مترجم بعد از ترجمه تحت تأثير متن اصلى است. گمان مى كند از عهده ی ترجمه برآمده است و به طور طبيعى نمى تواند قضاوت خوبى براى ترجمه ی خود داشته باشد. اين وظيفه ی ويراستار است كه اشتباهات مترجم را بگيرد. فقدان ويراستار در انتشارات موجب مى شود تا انواع اشتباهات در كتاب ها ديده شود.

عبدالحسين فرزاد
نسلى كه من به آن تعلق دارم مشكلات زيادى نداشت، مرحوم قاضى، احمد ميرعلايى، شاملو، به آذين، افزون بر آشنايى با زبان خارجى به زبان مادرى خود نبز تسلط داشتند. اين امر سبب مى شود در معادل يابى موفق باشند. كسى كه زبان فارسى را بفهمد، نرمش ها و توانايى هاى آن را بداند و با ضرب المثل ها و تكيه كلام ها آشنا باشد، زبان مبدأ را به خوبى تبديل به زبان مقصد مى كند. فقدان اين آشنايى، نثر و ترجمه را بى نمك و بى رونق مى نمايد. ما كتاب هاى ادبيات كلاسيك را به دقت مى خوانديم. مثلن از كتاب «نفس المصدور» نسوى كه منشى جلال الدين خوارزمشاهيان بود گرفته تا مرزبان نامه را مى خوانديم. مواضعه ها، سجع ها و ظرايف اين متون حيرت آور است. جايى در مرزبان نامه براى توصيف و يرانى شهر مى خوانيم: «و ديوارهاى آن مانند مستان طافه [سياه مست] سر در پاى يكديگر نهاده بودند.» به زيبايى نثر توجه كنيد. مترجم بايد از اين متون آگاه باشد تا بتواند آثار شكسپير، دون كيشوت و ديگران را ترجمه نمايد.

احمد پورى

یكى از مهم ترين مشكلات در وهله نخست نداشتن منابع خوب است. دسترسى ما به مراجع بسيار دشوار است. هرچند پديده ی اينترنت كمى به مرتفع شدن اين مشكل كمك كرده است اما هنوز مترجمان از نداشتن منابع و محدوديت در انتخاب رنج مى برند.
مسأله بعدى طولانى بودن زمان كسب مجوز انتشار كتاب است. در نتيجه مترجم نمى داند بعد از آماده كردن كتاب چقدر بايد منتظر بماند.
مشكل بعدى بازار كتاب است كه وضع خوبى ندارد. ناشران نيز ميل چندانى به چاپ كتاب هاى خوب ندارند. در اين ميانه كار براى مترجمان ناشناخته دشوارتر است.

سعيد آذين
مشكل ما اين است كه به دانستن زبان مبدأ بسنده مى كنيم. در حالى كه ترجمه بستگى زيادى به فرهنگ كشور موردنظر نیز دارد. من گمان مى كنم مترجم بايد زيرآسمان كشورى كه مى خواهد از آن اثرى را ترجمه كند قدم زده باشد و اگر چون این امكانى ندارد بايد سعى كند تا حد ممكن اطلاعات بيش ترى از وضعيت فرهنگى آن ها كسب نمايد. اينترنت مى تواند در اين زمينه كمك خوبى باشد. بايد بدانيم وقتى كه «لوركا» از ماه گرانادا مى گويد، آن ماه چه تفاوتى با «ماه» ما در ايران دارد.
مشكل بعدى اين است كه ترجمه ها بيش تر از روى زبان دوم، سوم و چهارم انجام مى شود. مترجم بايد با زبان اصلى اثر آشنا باشد تا آن را از متن مستقيم در فرهنگ خود آن كشور درك كند.
برخى از كلمات در اسپانيولى وجوددارند كه در ديكشنرى يافت نمى شود. مردم در كوچه و خيابان از آن استفاده مى كنند و شاعران گاهى آن ها را به كار مى برند. براى يافتن معادل هايى براى اين كلمات حتمن بايد به زبان اصلى و فرهنگ آن جامعه آشنا باشيد.
مسأله بعدى نداشتن يك انجمن مترجمان است. اگر جايى باشد كه مترجمان گردهمايى داشته باشند و به طور منظم يكديگر را ببينند مى توانند به هم كمك كنند.
داشتن انجمن مشكلات زيادى را حل مى كند. كمك مى كند كتاب ها از زبان اصلى ترجمه شود، از كپى ترجمه ها جلوگيرى مى كند، مترجمان از تجربيات هم با اطلاع مى شوند و هزاران فايده ديگر.

۳) چرا در ايران از يك كتاب چند ترجمه ارائه مى شود؟

منیره احمد سلطانی

زيرا ما جايى براى ثبت و اطلاع رسانى كارهاى ترجمه شده نداريم. من بعد از اين كه شعرهاى اميلى ديكينسون را ترجمه كردم متوجه شدم آقاى «سعيدپور» نيز آن را ترجمه كرده اند.


عبدالحسين فرزاد

برخى از اين ترجمه ها، ترجمه نيست بلكه ويرايش كتاب هاى ديگران است كه بايد درباره آن در مبحث «كتاب سازى» بحث كرد. گاهى در مقايسه ديده ام اگر ترجمه اول اشتباهى دارد، ترجمه هاى بعدى نيز همان اشتباه را تكرار مى كنند. برخى معتقدند هر نسلى براى خود زبانى دارد و بنابراين بايد كتاب ها را به زبان نسل خود ترجمه كند. ولى تعداد زيادى از ترجمه هاى مجدد در ايران از اين قاعده پيروى نمى كند.

احمد پورى

درخارج از ايران وقتى مشاور و ويراستار يك ناشر به اين نتيجه برسند كه بايد ترجمه ی ديگرى از يك اثر ارائه شود، آن گاه سفارش انجام ترجمه را مى دهند. در كشور ما موضوع متفاوت است و چون این فرايندى ديده نمى شود. بنابراين تعدد ترجمه ها به علل ديگرى برمى گردد، يكى از آن علل نبودن يك مركز اطلاع رسانى است. درواقع مترجمان از كار هم خبر ندارند.
گاهى هم به ترجمه هايى برمى خوريم كه از روى ترجمه ديگرى انجام شده است. يك بار به ترجمه اى برخوردم كه بر اثر تصادف يكى از سطرهاى متن اصلى را جا انداخته بود. وقتى به ترجمه هاى دوم و سوم نگاه كردم ديدم آن ها هم از روى آن سطر پريده اند. اين نشان مى دهد كه كار آن ها رونويسى بوده است و نه ترجمه. حال اگر درجايى بگويى اين رونويسى است حرف تو را به حساب كينه توزى مى گذارند

سعيد آذين

اين موضوع به ناشران مربوط مى شود. چاپ كتاب با فروختن گوجه فرنگى متفاوت است. ناشر بايد اطلاع كافى از وضعيت ترجمه ها داشته باشد و سفارش ترجمه هايى را بدهد كه در بازار موجود نيست. بعضى از مترجم ها نيز صداقت و راستى ندارند. من ۱۵ شعر از «خوان رامون خيمنس» ترجمه كردم و در «بخارا» به چاپ رساندم. چندى بعد كتابى از مجموعه ی شعرهاى آمريكاى لاتين بيرون آمد كه ۶ شعر از اشعار «خوان رامون خيمنس» كه من ترجمه كرده بودم در آن بود. آيا «خيمنس» جز اين ۱۵ شعر كتاب و شعر ديگرى ندارد ؟ این شايد به اين دلیل باشد كه گروهى مى خواهند از اين راه كسب درآمد كرده زندگى كنند و با توجه به وضعيت نشر و فروش كتاب مجبور مى شوند دست به این كارها بزنند.

۴) آيا ما در ايران نقد ترجمه داريم ؟ نقد ترجمه به چه كار مى آيد؟

منیره احمد سلطانی

این کار به تازگى جدى گرفته شده است. یک فصل نامه ی علمى فرهنگى به نام «مترجم» چاپ مى شود كه مجله ی وزينى است. به نظر مى رسد براى شروع خوب باشد.

عبدالحسين فرزاد

به نظر من ما نقد ترجمه نداريم. فقط يك مجله است كه گمان نمى كنم كافى باشد. به همين دلیل هم با آشفته بازارى در ترجمه رو به رو هستيم. يكى از ناشران قم ترجمه ی عربى كتاب «شرق شناسى» ادوارد سعيد را به من نشان داد كه به قلم «كمال ابوديت» برگردانده شده بود. اما با وجود اين كه گمان مى كنم به تر است دوباره با توضيحات و ترجمه به ترى ارائه شود، قبول نكردم. زيرا وحشت داشتم دال بر كتاب سازى بشود و ايجاد سوءتفاهم كند. با اين حال دوستان زيادى از من خواسته اند آن را دوباره ترجمه كنم. ترديد من به دلیل جو ناسالمى است كه وجود دارد. اگر نقد علمى وجود داشت، اين گونه ترديدها به وجود نمى آمد.


احمد پورى

نقد ترجمه جدى گرفته نمى شود. در به ترين حالت به پيدا كردن چند كلمه ی اشتباه يا مقايسه ی دو اثر ختم مى شود. نقد ترجمه در جهان براساس تئورى هاى ترجمه صورت مى گيرد. اين رشته مى تواند براى خود شاخه ی علمى ديگرى باشد. بايد در آينده منتظر استعدادى باشيم كه در اين زمينه شكوفا مى شود. زيرا تا به امروز چيز قابل ملاحظه اى به نام نقد ترجمه و رشد و بسط تئورى هاى ترجمه نداشته ايم.

سعيد آذين
خير نداريم. زيرا كسانى كه هم زبان اصلى را بدانند، هم به زبان فارسى آشنا باشند و هم ترجمه را بشناسند وجود ندارند. يا بسيار كم هستند از طرف ديگر ما عادت كرديم دوستى و دشمنى را با كار اشتباه بگيريم، به طورى كه يك بار رضا سيدحسينى به من مى گويد: «چه حوصله اى داريد» ما بايد تحمل نقد شدن را داشته باشيم. البته اين دو مشكل تنها مربوط به حوزه ی نقد ترجمه نمى شود. در مورد نقد، عكاسى و نقاشى هم منتقدان كمى هستند كه سبك ها را بشناسند و با مسائل و تئورى ها ی آن ها آشنا باشند. يكى از علت هاى آن نيز اين است كه در دانشگاه واحدى به نام واحد نقد وجود ندارد. شما در دانشكده هاى رشته مترجمى چند واحد نقد ترجمه سراغ داريد؟ وقتى اين گرايش در دانشگاه پايه ريزى نشود، البته که در مراحل بعدى هم با مشكل روبه رو مى شويم.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نیم نگاهی به هفت پیکر WiSe 0 148 17-05-2014، 12:16 AM
آخرین ارسال: WiSe
  نگاهی به انواع ضرب المثالها.... WiSe 0 166 17-05-2014، 12:10 AM
آخرین ارسال: WiSe
  آغاز ترجمه‌ی ادبیات نمایشی در ایران WiSe 0 81 13-03-2014، 09:26 PM
آخرین ارسال: WiSe
  لحن در ترجمه WiSe 0 75 13-03-2014، 09:12 PM
آخرین ارسال: WiSe

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان