امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی
#1
تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی

(بخش دوم)

ج) تأثیر ترجمه از زبان های فرانسه و انگلیسی در زبان فارسی

تأثیر زبان های فرنگی در زبان فارسی مربوط به صد و پنجاه سال اخیر است كه روابط سیاسی، فرهنگی و علمی ایران با کشورهای مغرب زمین توسعه یافته است و نفوذ زبان و ادبیات غرب به ویژه زبان فرانسوی و انگلیسی در زبان فارسی رو به فزونی نهاده است و بسیاری از واژه ها و اصطلاح های فرنگی، یا به عین لفظ و یا تغییراتی وارد زبان ما شده است. مانند كمیسیون، كمیته، شانس، كراوات، كت، والیبال، استكان، درشكه و یا ترجمه آن ها در زبان ما رایج گردیده است مانند وحدت نظر، تبادل نظر، اتخاذ تدابیر لازم، ندای وجدان، تاج گل، نقطه نظر، دانشگاه، دانشكده، دادسرا و صدها مانند آن. (۱۲)
در میان زبان های فرنگی، در درجه ی اول، زبان فرانسوی و پس از آن زبان انگلیسی، در فارسی نفوذ بیش تری داشته‌اند و كار ما در این مقاله بحث درباره ی ویژگی های واژه ها و تعبیر ها و ساختمان های دستوری است كه از این دو زبان ترجمه شده‌اند و پیش از آن بدینسان در فارسی رایج نبوده‌اند. تأثیر ترجمه از انگلیسی و فرانسوی، هم در واژگان فارسی بوده است و هم در دستور آن.

الف) تأثیر ترجمه از زبان های انگلیسی و فرانسوی در واژگان زبان فارسی
بسیاری از واژه‌ها و اصطلاح های ترجمه ای را كه فرهنگستان سابق وضع كرده است و به وسیله ی نشریه ها و واژه‌نامه‌ها در دسترس مردم قرار داده است، از این قبیل‌اند: باشگاه (Club)، بایگانی (Archive)، باستان شناسی (Archéologie)، دانشكده (Faculté) و صدها مانند آن.
بسیازی دیگر نیز به وسیله ی استادان، ترجمه‌گران و كارشناسان علوم و فنون كه با زبان های فرانسوی و انگلیسی آشنایی داشته‌اند، به زبان فارسی برگردانده شده‌اند و گاه واژه‌نامه‌هایی از آن ها نیز ترتیب داده شده است. (۱۳) خوشبختانه شماره ی این واژه‌نامه‌ها رو به فزونی است. بی‌گمان گردآوری این واژه ها، اصطلاح ها و تعبیر ها، و گذاشتن آن ها در معرض افكار عمومی و یافتن برابر مناسب برای آن ها از كارهای لازم و مفید برای زبان فارسی است و نگارنده نیز بسیاری از واژه ها و تعبیر های ترجمه‌ای را ـ كه جنبه ی فنی و تخصصی ندارند و در فرهنگ های یاد شده ضبط نشده‌اند و در نوشته‌های دیگر هم به نظر نرسیده‌اند ـ گردآوری كرده است و بخش كوچكی از آن را در مجله ی وحید (سال دوم، شماره های دوم و چهارم و پنجم سال ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴) به چاپ رسانیده است، ولی بخش بزرگ نر آن كه در دو سه سال اخیر و از روی روزنامه‌ها و کتاب های انگلیسی در آمریكا تهیه شده، باقی‌مانده است.
متأسفانه حرف میم این اصطلاح ها را یازده سال پیش به امر استاد معین در اختیار آن مرد بزرگ گذاشتم كه در تنظیم فرهنگ فارسی آن ها را به كار برد، ولی از بد حادثه، استاد برای مدت چند سال به حال اغما افتاد و سپس روی در نقاب خاك كشید و پس از آن كسی نتوانست یادداشت های یادشده را كه بالغ بر چند صد یزگه بود پیدا كند و به من بازگرداند، و به این ترتیب این مجموعه ناقص ماند.
اصطلاح ها و تعبیر هایی كه از زبان های اروپایی به فارسی ترجمه شده‌اند، قلمرو وسیعی دارند و در همه ی شئون علمی و فرهنگی و اجتماعی و آداب و رسوم ما نفوذ كرده‌اند. ما از این اصطلاح ها هنگام نوشتن، روزنامه خواندن، تعارف كردن بسیار می‌بینیم و به كار می‌بریم: این اصطلاح ها نه تنها در کتاب های علمی و فنی و ادبی و سیاسی و اجتماعی و اداری به فراوانی وجود دارند، بلكه این تعبیر ها در آثار ادیبانی مانند اقبال، همایی، دكتر صفا و زرین‌كوب نیز دیده می‌شوند و ما اینك این تعبیر ها را بر حسب موضوع طبقه‌بندی می‌كنیم و از تعبیر های علمی و فنی و تخصصی فقط آن هایی را كه در نثر عادی امروز رایج شده‌اند، در این جا می‌آوریم. (۱۴)
(فر.) = فرانسوی، (انگ.) = انگلیسی
۱- اصطلاح های مربوط به تعارف های روزانه و آداب و رسوم اجتماعی
متشكرم (فر.) Merci، (انگ.) Thank you
ببخشید (انگ.) Excuse me، (فر.) Excusez moi
تشكرات عمیق (فر.) Les profonds remerciements
تشكرات صمیمانه (انگ.) My sincere thanks
روز خوشی داشته باشید (انگ.) Have a nice day
صمیمانه (فر.) Sincerement ((انگ.) Sincerely
لطفن (فر.) S’ilvous plaît (انگ.) Kindly/please
تقدیم به پدرم (۱۵) (فر.) Presenté à mon père
زادروز (انگ.) Birth day
تاریخ تولد (انگ.) Birth date
محل تولد (انگ.) Birth place
سفر بخیر (فر.) Bon voyage
شب بخیر (انگ.) Good night
از دیدن شما خوشحالم (انگ.) I am glad to see you
بعدن شما را می‌بیننم (انگ.) I see you Later
۲- اصطلاح های مربوط به زندگی روزانه
موج متوسط (انگ.) The medium wave
اداره ی آتش‌نشانی (انگ.) The fire department
توقف ممنوع (انگ.) Arrêt interdit
ایستگاه اتوبوس (انگ.) Bus stop
چراغ قرمز راهنمایی (انگ.) The red light
چراغ سبز راهنمایی (انگ.) The green light
چراغ زرد (انگ.) The yellow light
كیف دستی (انگ.) The hand bag
مغازه ی خواربارفروشی (انگ.) The grocery store
عمده‌فروشی (انگ.) Whole sale
اماكن عمومی (انگ.) Public places
مراقبت پزشكی (انگ.) Medical care
چند سال داری (فر.) Quel âge avez vous?
سال تحصیلی جاری (انگ.) ‍Current school year
سال تحصیلی (انگ.) School year
دانشگاه (فر.) Universite (انگ.) University
دانشكده (فر.) Faculté (انگ.) Faculty
پشت تلفن (انگ.) Over the telephone
بلندگو (انگ.) Loud speaker
نام خانوادگی (فر.) Nom de famille
اسم اول (انگ.) The first name
اسم كوچك (فر.) Petit nom
شماره ی حساب (انگ.) Account number
صلیب سرخ (انگ.) The Red Cross
با تقدیم احترامات فائقه (انگ.) Assuring you of our highest asteem
چك سفید (انگ.) Blank cheque
دیروز عصر (فر.) Heir soir
سفینه ی فضایی (انگ.) Space ship
روز عالی (انگ.) Wonderful day
و از این قبیل است: قایق‌بازی، سلام گرم، زنگ اخبار، قطار مسافربری، هواپیمای مسافربری، وقت او محدود است، زیبایی های طبیعت، مناظر عالی، حق چاپ محفوظ، جمیع حقوق طبع محفوظ، مشروبات الكلی، وقت پیدا كردن، كوی دانشگاه، ویزای خروج، كشتی اقیانوس پیما.
۳- بسیاری از اصطلاح های شاعرانه و ادبی و هنری معاصر، ترجمه از فرانسه و انگلیسی است
شعر نو (انگ) Modern poetry
شعر آزاد (انگ.) Free verse (فر.) Vers libre
شعر سفید (فر.) Vers blanc
جوهر شعر (انگ.) The essence of poetry
هنر برای هنر (انگ.) Art for Art’s sake
مجموعه ی شعر (فر.) Recueil des poésie
پیام شاعرانه (فر.) Message poétique
نوآوری (انگ.) Innovation
شعر حماسی (فر.) La poème épique
شعر غنایی (فر.) La poème lyrique
حماسه ی ملی (فر.) L’ épopée nationale
كار ادبی، اثر ادبی (انگ.) A work of literature
كارهای هنری (فر.) Des oeuvres
تجربه ی شاعر، آزمایش شاعر (فر.) experience poet’s
محصولات ادبی (فر.) Les productions litteraires
محتوا (انگ.) Contenent
قالب، شكل (انگ.) Form
آثار ادبی (فر.) Les oeuvres littéraires
آفرینش ادبی، خلاقیت ادبی (فر.) La création littéraire
داستان عشقی (فر.) Le roman d’amour
داستان پلیسی (فر.) Le roman policier
قهرمان داستان (فر.) Le heros de roman
قهرمان افسانه ای (فر.) Le héros fabuleux
و از این قبیل‌اند: كمدی الاهی، عشق آتشین، عشق افلاتونی، زیبایی طبیعی و ده ها مانند آن.
۴- اصطلاح های علمی و فنی
این اصطلاح ها خود گونه هایی دارند: یكی اصطلاح های علمی محض مانند اصطلاح های شیمی و فیزیك و ریاضی و پزشکی و غیره، و دیگری اصطلاح ها و تعبیر های مربوط به علوم انسانی، مانند اصطلاح های روان شناسی، جامعه ‌شناسی، اقتصادی، سیاسی، اداری كه بیش تر از اصطلاح های دیگر، در میان مردم رایج شده اند و بسیاری از آن ها به صورت اصطلاح های روزانه و روزنامه‌ای در آمده‌اند.
اصطلاح های اداری:
به عهده گرفتن مسئولیت (فر.) Assumer un résponsalbilité (انگ.) Assuming responsibility
مدیر كل (فر.) Directeur Général(انگ.) General Director
اظهار عدم رضایت كردن (انگ.) To express dissatisfaction
اداره ی كل (فر.) Administration Général
اصطلاح های فلسفی:
لزوم منطقی (فر.) La necessité logique(انگ.) The logical necessity
علت وجودی (۱) The reason of existence
اصطلاح های روان شناسی:
ضمیر ناخودآگاه (انگ.) Uncounscious mind
عقده ی حقارت (انگ.) Inferiority complex
عدم تعادل روحی (انگ.) Mental imbalance
آزمایش و خطا (انگ.) Trial and error
روان شناسی اجتماعی (۱) Social psychology
و از این قبیل‌ است: تداعی معانی، تداعی آزاد، بازتاب شرطی، حركات ارادی، حركات غریزی، محرك، پاسخ و صدها مانند آن.
اصطلاح های زیست‌شناسی:
تنازع بقا Struggle for existence
حلقه ی مفقود Missing link
ستون فقرات (فر.) Colonne de vertebrale
اره ماهی (فر.) Poisson scie
اصطلاح های فیزیكی:
لوله ی آزمایش (انگ.) A test tube
وزن خالص (فر.) Poid net
میدان مغناطیسی (فر.) Le champ magnatique
اصطلاح های ریاضی:
میلی‌متر مربع (انگ.) Square millimeter
متر مربع (انگ.) Square meter
اصطلاح های عام علمی و فنی غیر تخصصی:
تكنیك علمی (انگ.) Scientific technique
آكادمی علوم (انگ.) Academy of sciences
گردآوری مواد (فر.) Entasser des materiaux
اصطلاح های نظامی:
هنگ كامل (فر.) Un regiment entier
واحد نظامی (انگ.) Military unit یا Armoured unit
برخورد مرزی (انگ.) Border incident
حمله ی متقابل (انگ.) Counter attack
خط آتش بس (انگ.) Cease – fire line
نیروهای مسلح (انگ.) Armed forces
ستون تانك (انگ.) Tank column
نارنجك دستی (انگ.) The hand grenade
تلفات سنگین (انگ.) A heavy toll
برخورد نظامی (انگ.) Military confrontation
جنگ فرسایشی (انگ.) The war of attritionیا The attrition war
زرادخانه اتمی (انگ.) Nuclear arsenal
از این قبیل‌ است: ستون منظم، تخلیه ی سرزمین های اشغالی، برطرف كردن محاصره، فشار نظامی، ستون های مسلح، شكست قطعی، افسر جزء، زیر دریایی، موشك اتمی، موشك زمین به زمین، موشك هوابرد، منطقه ی بی‌طرف، آماده باش، آماده باش نظامی، نقشه ی جنگی، منابع نظامی و بسیاری دیگر.
اصطلاح های حقوقی:
شریك جرم (انگ.) The party of the crime
اقدام غیر قانونی (انگ.) The illegal procedure
جریان محاكمه (انگ.) The trial run
حقوق قانونی (انگ.) The legitimate rights
حكم تعلیق (انگ.) stay order یا Suspension order
اصطلاح های اقتصادی ترجمه‌ای:
بازار آزاد (انگ.) Free market
سیاست پولی (انگ.) Monetary policy
كمك مالی (انگ.) Financial help
بحران اقتصادی (انگ.) Economic crisis
بانك بازرگانی (انگ.) Bank of commerce
سطح زندگی (انگ.) The standaed of living یا The living standard
تعادل پرداخت ها (تراز پرداختی) = (انگ.) The balance of payment
حساب پس‌انداز (انگ.) The savings account
سال مالی (انگ.) The fiscal year
سود خالص (انگ.) Net worth
كنترل قیمت ها (انگ.) The prices control
ارزش اضافی (انگ.) Surplus value
چند اصطلاح سیاسی ترجمه ‌ای كه در روزنامه‌های فارسی فراوان به كار می‌رود:
صلح میان ملت ها (انگ.) The peace among nations
همزیستی مسالمت‌آمیز (فر.) Coexistence pacifique (انگ.) Peaceful coexistence
راست‌گرا ـ دست‌ راستی (انگ.) Rightist
چپ‌گرا ـ دست چپی (انگ.) Leftist
جناح راست (انگ.) Right wing
جناح چپ (انگ.) Left wing
جبهه ی‌ آزادی (انگ.) The liberation front
زندانی سیاسی (انگ.) Political prisoner
كشورهای غیر متعهد (انگ.) Nonaligned naions
جنبش تجزیه طلب (۱) The secessionist movement
دولت ائتلافی (انگ.) Coalition government
دسته‌های شورشی (انگ.) Rebel troops
مصالح ملی (انگ.) National interest
اعتصاب عمومی (انگ.) the general strike
شكستن اعتصاب (انگ.) Break the strike
رأی مخفی (انگ.) Close vote
محافل اجتماعی (فر.) Les milieux sociavx
قدرت های بزرگ، ابر قدرت ها (فر.) Des grandes puissances
رو بنا (انگ.) Super structure
مبارزه طبقاتی (انگ.) Class struggle
نیروهای ترقی‌خواه (انگ.) Progressive forces
طبقات استثمارگر (انگ.) Exploiting classes
امپریالیسم بریتانیا (انگ.) British imperialism
اردوی كار (انگ.) Labor camp
محافل ارتجاع امپریالیستی (انگ.) Circles of imperialist reaction
صدور انقلاب (انگ.) Exporing revolution
روزنامه ی زیرزمینی (انگ.) Under ground journal
ضد انقلابی (انگ.) Counter revolutionary
شعور طبقاتی (انگ.) Class consciousness
ماتریالیسم تاریخی (انگ.) Historical materrialism
ماتریالیسم دیالكتیك (انگ.) Dialectical materrialism
طبقه ی حاكم (فر.) La class dirigeante (انگ.) The ruling class

و از این قبیل‌اند: از دست دادن استقلال، پس از انقلاب، پشتیبانی عمومی، برادری برابری آزادی، اصلاحات اجتماعی، پیروزی انتخابانی، لغو امتیازات، خیانت به میهن، خودمختاری و صدها اصطلاح دیگر.

اصطلاح های جغرافیایی:
دریای سرخ (انگ.) Red sea
مدار زمین (انگ.) Earth orbit
قرار دادن ماهواره در مدار زمین (انگ.) To put satellite into earth orbit
خاورمیانه (فر.) Moyen orient(انگ.) Middle east
خاور دور (فر.) Extreme orient (انگ.) Far east
خاور نزدیك (فر.) Proche orient(انگ.) Near east
اتحاد جماهیر شوروی (انگ.) The union of socialist soviet republics
اتحاد شوروی (فر.) Union sovietique(انگ.) The soviet union
دماغه ی امید نیك (انگ.) Cape of good hope
کشورهای مشترك المنافع (انگ.) Common wealth countries
ماوراء قفقاز (انگ.) Trans – caucasia
و از این قبیل است: آمریكای شمالی، آمریكای جنوبی، آسیای جنوب شرقی، آمریكای مركزی، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند، اقیانوس كبیر، اقیانوس آرام، قطب شمال، قطب جنوب و ده ها مانند آن.
اصطلاح های تاریخی:
جنگ استقلال (در آمریكا) war of independence
جنگ جهانی (فر.) La guerre mondiale(انگ.) World war
جنگ جهانی دوم (فر.) La seconde guerre mondiale
جنگ جهانی اول (فر.) La première guerre mondiale (انگ.) The first world war
جنگ داخلی (فر.) La gurre civile (انگ.) The civil war
دهه ی اخیر (انگ.) Last decade
در سال های اخیر (انگ.) In recent years
سوابق تاریخی (انگ.) Historical precedents
دو سده ی اول میلادی (انگ.) The first two Christian canturies
دوره ی هخامنشی (انگ.) The Achemenian period
نیمه ی اول سده ی هفدهم (فر.) La première moitiè du XVlle siècle
شخصیت تاریخی (فر.) Personnage historique
افتخارات ملی (فر.) Les glories nationles
موقعیت تاریخی (فر.) La situation historique
سرباز گمنام (فر.) Le slodat inconnu(انگ.) The unkown soldier

قبر سرباز گمنام (فر.) Le tombeau du soldat inconnu

۵- بسیاری از تعبیر ها و اصطلاح های ترجمه ‌ای كه از غرب آمده‌اند اختصاص به علم و فن خاصی ندارند و در هیچ فرهنگ اصطلاحی نیز دیده نمی‌شوند. نگارنده هزاران برگه از این گونه اصطلاح ها را گردآوری كرده است. البته اهمیت این ها بیش از اصطلاح ها علمی و فنی است، زیرا آن ها را می‌توان در کتاب های تخصصی هم یافت، اما این ها چنین نیستند. اکنون چند نمونه از این اصطلاح ها:
پاسخ مناسب (انگ.) suitable reply
آینده ی نزدیك (انگ.) The near future
سطوح مختلف (انگ.) Different levels
در تمام سطوح (انگ.) At all levels
آرامش روحی (انگ.) The peace of mind
احساس اطمینان كردن (انگ.) To feel sure
تحت مطالعه (انگ.) Under study
در درجه ی دوم (فر.) lieu En second
معنی محدود (فر.) Le sens étreint یا Le sens limité
معنی وسیع (فر.) Le sens etendu
و بسیاری از گروه های فعلی و اضافی ترجمه ‌ای كه در این مقاله به آن ها اشاره كرده‌ایم، از این قبیل‌اند. مانند: اظهار امیدواری كردن، ابراز احساسات كردن، ابراز یأس كردن، ابراز اشتیاق كردن و صدها مانند آن.

٦- برخی از جمله‌هایی كه امروز به كار می‌روند، به نظر می‌رسد از فرنگی ترجمه شده باشند:
من یك پیشنهاد دارم (انگ.) I have an idea
خطر از سر ما گذشته است (انگ.) The danger is past
خالی از فایده نیست (فر.) Aussi n’est-il pas inutile
واضح است كه / بدیهی است كه (فر.) Il est clair que (انگ.) It is clear that
این کاملن طبیعی است (انگ.) That is quite natural
مانعی نیست / هیچ مانعی ندارد (انگ.) There is no obstacle to this
شما اجازه دارید / شما مجازید (انگ.) You are allowed
مدركی وجود نداشت (انگ.) No evidence existed
هیچ دلیلی در دست ندارد (انگ.) He has no reason
وقت او محدود است (انگ.) His time is limited
همان گونه كه گفتیم (انگ.) As we have said
چه كاری برای شما می‌توانم آنجام دهم (انگ.) What can I do for you
از او اثری در دست نیست / از او اثری پیدا نشده است (انگ.) No trace of him has been found
فقط یك موضوع هست/ فقط یك چیز وجود دارد / تنها یك چیز باقی می‌ماند (انگ.) There is just one thing
اگر درست به خاطر بیاوریم (انگ.) If I remember correctly
به خاطر نمی‌آورم / به یاد نمی‌آورم (كه فارسی اصل آن «یادم نیست» و «فراموش كرده‌ام» است): (انگ.) I don’t remember
نشان دهنده ی این است كه ...(انگ.) It is indicative of the productivity of this verb
در وضعیت خوبی است. (انگ.) It is in good condition
وقت من اشغال شده است. (انگ.) My time is occupied
این كار وقت زیادی می‌گیرد. (انگ.) It takes a lot of time

۷- مجازها و تعبیر های ادبی ترجمه ای: بسیاری از تعبیر های ادبی جنبه ی مجازی و استعاری و ادبی دارند و ورود آن ها به زبان ما موجب غنی شدن جنبه‌های ادبی زبان فارسی نیز شده است؛ از این قبیل‌اند:
چهره ی‌ آینده (انگ.) The face of future
موج نفرت و اعتراض (انگ.) The wave of indignation and disgust
چرخ تاریخ (انگ.) The wheel of history
در هم شكستن تظاهرات (انگ.) To break up the demonstration
از مجراهای سیاسی (انگ.) Through diplomatic channels
صفوف مردم (انگ.) People ranks
غول‌آسا (انگ.) Giantic
علاقه ی عمیق (انگ.) Deep interest
روابط گرم (انگ.) Warm relation
غوطه‌ور شدن در بحرانی جدی (انگ.) To be plunged into a serious crisis
آتش گشودن (انگ.) To open fire
حكومت وحشت (انگ.) A regime of terror
مرگ افتخار‌آمیز (انگ.) The glorious death
بزرگ‌ترین شاهكار طبیعت (انگ.) Nature’s greatest masterpiece
تعادل وحشت (انگ.) The balance of terror
فكر باز (انگ.) Open mind
صحنه ی جهانی (انگ.) The world scene
تغذیه ی روح (فر.) Nourrir votre esprit
لیست سیاه (فر.) La liste noire
سده ی طلایی (فر.) Siecle d’or
ضربه ی نهایی (فر.) Un coup fatal
عشق آتشین (فر.) Passion ardente
احساسات جریحه‌دار شده (فر.) Sensiblitè blessè
بیدار كردن احساسات (فر.) Eveiller un sentiment
چهره ی انسانی (فر.) Figure humaine
روح زمان (فر.) L’esprit du temps
خاطره‌انگیز (انگ.) Monumental
صبح امید (فر.) L’aube de l’esperance
صحنه نبرد (انگ.) The scene of battle
موج اعتراض (انگ.) The wave of denunciation
زانو زدن در مقابل (تسلیم شدن) (انگ.) To kneel before
و از این قبیل‌اند: مثل قارچ روییدن، در نطفه خفه شدن، شكستن بن‌بست، شكستن سكوت، جناح راست، جناح چپ، روح پیمان، كلید پیروزی، در پشت صحنه، زندگی سیاسی، زندگی علمی، نامه ی سرگشاده، به دیدار مرگ شتافتن، انفجار جمعیت، حقیقت وحشتناك، روشن كردن افكار، احساس امنیت، موسیقی ملایم، خواب طلایی، موج اعتصاب، حوادث قهرمانی و صدها مانند آن.

دنباله دارد . . .
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دامنه ی نفوذ و تاثیر زبان فارسی بر زبان های جهان WiSe 0 152 14-03-2014، 10:00 PM
آخرین ارسال: WiSe
  دگرگونی های زبان فارسی WiSe 0 155 14-03-2014، 09:59 PM
آخرین ارسال: WiSe
  گفتاری پیرامون صرف فعل در زبان علمی فارسی WiSe 0 142 14-03-2014، 09:02 PM
آخرین ارسال: WiSe
  هنر وازه سازی علمی در زبان فارسی WiSe 0 132 14-03-2014، 08:48 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 142 13-03-2014، 10:24 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 153 13-03-2014، 10:15 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 162 13-03-2014، 09:43 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تلفظ و نوشتن نام های بیگانه در زبان فارسی WiSe 0 146 13-03-2014، 09:31 PM
آخرین ارسال: WiSe
  زایدنویسی در زبان فارسی WiSe 0 141 13-03-2014، 04:13 PM
آخرین ارسال: WiSe
  نام ‌آواها در زبان فارسی WiSe 0 160 13-03-2014، 04:10 PM
آخرین ارسال: WiSe

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان