امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
واژگان دخیل عربی در کهن ترین متن های فارسی نو
#1
واژگان دخیل عربی در کهن ترین متن های فارسی نو
(به خط مانوی از مجموعه ی تورفان)

آگاهی ما از وضعیت اولیه ی تاریخ ادبیات فارسی، چه نثر و چه نظم، (۱) در گروهی از دستنویس ها بازتاب یافته است که در آستانه ی سده ی بیستم (۱۴- ۱۹۰۲) چهار هیئت کاوشگر آلمانی به سرپرستی آلبرت گرونوِدِل (۲) و آلبرت فُن لُکُک (۳) در واحه ی تورفان در ایالت شین جیان (۴) (ترکستان شرقی)، در غرب چین، کشف کرده اند. در حقیقت، قدیمی ترین مدارکِ زبان و ادب فارسی توسط مانویان برای ما به یادگار مانده است.(۵) پس از فرستادن نخستین گروهِ از مدارک بازیافته از تورفان به برلین، سرپرست وقتِ موزه ی مردم شناسی، فریدریش ویلهلم کارل مولر، (٦) «کسی که هیچ زبانی، از یونانی گرفته تا ژاپنی، برایش ناآشنا نبود»، (۷) در ۱۹۰۴ موفق به رمزگشایی خط این دستنویس ها شد. او نخستین کسی بود که متوجه شد اگرچه بیش تر متن های تورفانی مربوط به کیش مانی به خط ویژه ی مانوی نوشته شده، زبان برخی از این قطعه ها، نه سُغدی، پارتی یا فارسی میانه، بلکه فارسی نو است؛ و از این هیجان انگیزتر آن که حتا واژگان دخیل عربی نیز دارد. او یازده واژه ی دخیلِ عربی قطعه ی M106 را در اثرش، دستنوشته های بازمانده به خط استرانجلو از تورفان، ترکستان چین، (۸) نام برده است. (۹) پژوهش های بعدی نشان داد که زبان این قطعه های فارسی، نه آن فارسی دری فرهیخته و مورد انتظار، که زبانی است حد فاصلِ میان فارسی میانه و فارسی دری؛ زبانی در مرحله ی گذار که شاید بتوان آن را «فارسی نوِ آغازین» خواند.

بخش یکم: زبان و املا فارسی نوِ مانوی و نفوذهای عربی

زبان عربی در ترکستان شرقی: نفوذ و جایگاه

متن های فارسی نو به خط مانوی، در تورفان، در مسیر شاخه ی شمالی جاده ی ابریشم و در محیطی مانوی ـ مسلمان، در حدود سده ی چهارم هجری قمری (نهم میلادی) نوشته شده است. با سقوط تدریجی سغدی در نخستین سده های اسلامی در سمرقند و بخارا و بسط و تثبیت فارسی در منطقه، سغدیان که در طول جاده ی تجاری غرب ـ شرقِ کاشغر ـ قراشهر در رفت و آمد بودند، وارثان انتقال فارسی تا دورترین نقاط شاخه ی شمالی جاده ی ابریشم شدند. در این زمان بود که تورفانی های مانوی، چه سغدی چه اویغوری یا اقلیتی دیگر، که «در مسایل فرهنگی همیشه از سمرقند الهام می گرفتند»، (۱۰) همگام با دیگر اقلیت های مذهبی ناحیه، از متقدم نویسی و نسخه برداری صرف دست فرو شستند و به فارسی نویسی روی آوردند. (۱۱) آنان، در واقع، به زبان مادری خود می نوشتند، ولا غیر؛ زبانی که به تدریج در حال پذیرش واژگانی از عربی بود. (۱۲) چندی پس از ورود اسلام، زبان و خط عربی به شرق، سقوط خط ویژه ی مانوی رقم خورد و فارسی نویسی به خط عربی معمول شد؛ مانویان به تدریج جذب اسلام شدند و «جامه ی مسلمانی» پوشیدند. حدود چهار سده ی بعد دیگر هیچ «اثری با مُهر مانوی» دیده نشده است.

رسم الخط متاخر مانوی: سنّت ها و گونه های نوینِ سبک شناسانه

تحول و دگرگونی ژرف تر زبان فارسی میانه در اوایل دوران اسلامی و تغییر شرایط فرهنگی در شرق ایران، برای آیین نگارش مانوی نیز شرایط و نیازهای جدیدی ایجاد کرد؛ و در همان حال که واژگان، مضمون ها و مفهوم های جدید هر چه گسترده تر و ژرف تر وارد جامعه ی مانوی می شد، مانویان نیز برای جذب عنصرهای جدید و تطبیق با شرایط جدید به تغییرهایی در سنت خویش ـ باز هم مطابق با سنّت دیرینه شان ـ دست یازیدند. نه تنها فُرم برخی از نویسه ها تغییر کرد، که نویسه هایی جدید آفریده شد تا نیازهای جدید برآورده شود . اما این کوشش فراگیر نبوده و همه ی واج های عربی را در بر نگرفته است (نک. کمی پایین تر). من در این جا تنها به شمار کمی از این کوشش ها اشاره می کنم که به نفوذ و ثبت واژگان دخیل عربی مربوط می شود؛ دخالتی که منجر به تغییرهای فنی در رسم خط مانوی شد.

عین. بر فراز نویسه ی «عین » (‘) (۱۳) دو نقطه گذاشته شد (‘¨) تا نمایشگر «عین عربی» باشد. مانند m’‘¨sy’t «معصیت» در متن .M411+M427a+5391/R/5 واکه ی کوتاه /a/ برای «عین» گاهی با نویسه ی <’> نشان داده شده است. این نویسه ممکن است پس از نویسه ی «عین» گذاشته شود، مانند ‘¨’δ’b/‘azāb/ «عذاب» در M106/I/R/2. از این نویسه البته نه همواره برای آوای «عین»، بلکه مطابق سنّت املایی فارسی میانه برای نشان دادن واکه ی کوتاهِ /i/ آغازین یا نیم واکه ی /y/ نیز استفاده شده است؛ برای نمونه، ‘¨yl’ /illā/ «الّا» در M105b/R/8.

فا. معمولن کاتب مانوی، به پی روی از سنّت املایی فارسی میانه، برای نگارش آوای /f/ از نویسه ی

استفاده می کرد. او در دوره ی جدید نیز به این سنت وفادار است؛ اما نه به قول هنینگ (۱۴) تنها برای واژگان فارسی، که واژگان عربی را نیز در بر می گرفت، مانند δ[w]lpk¨’r /δu-l-faqār/ «ذوالفقار» در M786/R/3. اما به طور کلی، از آن جا که به زعم کاتبان مانوی «ف» فارسی اندکی متفاوت از «ف» عربی است و بنابراین نویسه ی آن باید اندکی متفاوت باشد، با قراردادن دو نقطه بر بالای

(به صورت ) کوشش می شد این تمایز نشان داده شود؛ برای نمونه، /Yūsuf/ ywsp¨ «یوسف» در M786/V/1[18]. با این حال، گاهی سهون از این آیین گریز می زند و واژه های فارسی را نیز با همین نویسه می نگارد. یکی از نمونه های نسبتن فراوانِ آن، واژه ی فارسی p¨rm’n /farmān/ «فرمان» در قطعه ی M5391/R/3 است.

قاف. در عصر فارسی میانه، نویسه ی «قاف» با افزودن دو نقطه بر بالای q که ارزش آوایی آن در متن های متقدم مانوی دقیقن برابر بوده، ابداع شده بود تا از آن برای نگارش متن های ترکی اویغوری استفاده شود. مانویانِ این دوره برای ثبت آوای «قاف عربی» نیازی به ابداع نویسه جدیدی ندیدند و از همین نویسه استفاده کردند؛ برای نمونه، ‘¨q¨rb /‘aqrab/ «عقرب» در M150/V/5. گهگاه، به جای این نویسه، به سادگی استفاده شده است؛ برای نمونه، ‘¨gl /‘aql/ «عقل» در M105b/R/15. علت این امر آن است که در متن های متقدم، کاتب برای آوای <γ> از نویسه ی (غ) استفاده می کند؛ برای نمونه، bg /baγ/ «بغ»؛ اما او در این دوره در نگارش واژگان عربی، از آن رو که تفاوت آوای «غین» و «قاف» را در بیش تر موارد در نمی یابد، آن دو را سهون به جای هم به کار می برد؛ ما بر اساس چنین تفسیری است که قادر به درک استفاده ی نا به جا و سبک شناسانه ی (۱۵) این نویسه برای نگارش کلمه ی «خلق» به صورت xlg /xalq/ در M105b/V/13 می شویم.

ثای مثلثه و ذال. نویسه ی قدیمی <δ> که نویسه ای پربسامد در متن های سغدی است، برای نگارش کلمه های عربی جایگاهی وبژه و البته اندکی بغرنج می یابد. کاملن طبیعی بود که <δ> برای نشان دادن «ذالِ» عربی به کار رود؛ مانند ‘¨’δ’b /‘azāb/ «عذاب» در M106/I/R/2. اما مشکل این جا است که کاتبان مانوی این نویسه را برای نشان دادن <θ> یا «ثاء» عربی (ثاء مثلثه) ـ که مخصوص این زبان است ـ نیز به کار می بردند؛ مانند mδl /maθal/ «مَثَل» در M106/I/R/7. این عدم تمایز می توانست مشکل آفرین باشد و تشخیص «ذ» و «ث» و تفاوت میان آن ها را، آن هم در آستانه ی ورود زبان و ادبیات عربی به ترکستان شرقی، بسیار سخت کند. به اعتقاد من، برای رفع این مشکل بود که گاهی برای نشان دادن «ثاء» از <δδ> (یعنی دو <δ>) استفاده می شده تا سهون «ذال» خوانده نشود؛ برای نمونه، tδδlyδδ « تثلیث» در M150/V/3. از این رو، نتیجه می گیرم تاریخ این دسته از متن های باید متاخرتر از متن هایی باشد که در آن ها برای «ثا» ی عربی از یک <δ> استفاده شده است. بنابراین، دستنویس M150 باید جدیدتر از قطعه ی M106 باشد.

های غیرملفوظ. آوای /g/ در دوره ی انتقالِ مختصات زبانی فارسی میانه به دوره ی فارسی نو، می افتد و جای آن را «ها»ی غیرملفوظ می گیرد (برای نمونه، خانه x’n’g /xāne/) . کاتب مانوی به تصور این که واژگان عربی پایان یافته به «ها»ی غیرملفوظ نیز باید قانون بالا را از سر گذرانده باشند، واژه ای مانند «جمله» را به صورت jwmlg می نگارد (M106/II/V/6)، اما بی تردید آن را باید به صورت /jomle/ آوانویسی کرد. به همین شکل، اگرچه وفاداری به سنّت املایی کهن عامل آن شد که کاتب دستنویسِ M9011 صورت عربی «کاسبی» (حاصل مصدر) را به صورت k’sbyg بنگارد (B/5)، آن را باید به صورت /kāsebī/ آوانویسی کرد. در نظر داشته باشیم که کاتب مانوی این دوره حتا کسره ی اضافه ی /ī/ را نیز به صورت ‘yg می نگارد (M106/I/V/8).

بخش دوم: دستنویس ها

واژه های دخیل عربی متن های مانوی این مقاله بر اساس یازده دستنویس تورفانی گرد هم آمده است. نخستین متن ما قطعه ی M150 است که در همان سال کشف رمز خط مانوی توسط مولر در ۱۹۰۴ بیش تر بخش های آن توسط خود او خوانده و منتشر شد. از این قطعه،که در باب گاه شماری است، واژه های عربی نسبتن فراوانی استخراج شده است. صاحب این قلم این دستنویس را چون همه ی دستنویس های دیگر بازخوانده، و افزون بر واژه های شناسایی شده توسط مولر، چند واژه ی عربی دیگر را نیز شناسایی کرده است. اما از آن جا که این قطعه پاره پاره و آسیب دیده است، احتمالن با کوشش کارشناسان دیگر و امکانات رایانه ای بیش تر و قوی تر بازهم بتوان واژه هایی دیگری به این گنجینه افزود.

هفت دستنویس این مجموعه پیش از این توسط هنینگ و زوندرمان منتشرشده اند. اما این نکته ی مهمی است که در سه قطعه ی M581، M613 و M9010 مطابق رده بندی هنینگ، متن A و B و قطعه ی M9130 (مطابق رده بندی هنینگ، متن C) - که متن یکپارچه ای از روایت مانوی «داستان بلوهر و بوداسف» به دست می دهند ـ در آن چه که باقی مانده، حتا یک واژه ی عربی دیده نمی شود. بسیاری از واژه ها از قطعه ی M786 که هنینگ آن را در سال ۱۹٦۲ همراه با قطعه های بالا در مجموعه مقالات ران ملخ انتشار داده، و از M403، M877 (مطابق رده بندی زوندرمان، متن A)، M411، M427a و M5391 (مطابق رده بندی زوندرمان، متن B) استخراج شده اند. دستنویس دوبرگی (۱٦) M106 و دو نسخه ی بدل M105b و M901 که روایتی یکپارچه در بیان گوهر به دست می دهند، مهم ترین قطعه های ما برای تکمیل گنجینه ی نخستین واژگان دخیل عربی در فارسی نو به شمار می آیند

از میان دستنویس های فارسی مانوی، در چهار دستنویس منتشرنشده ی زیر نیز واژگان دخیل عربی شناسایی شده استSad۱۷) قطعه ی M595(a,b,c) همراه با M9009 که دستنویسی واحد و متنی ظاهرن اخلاقی و گونه ی شایست ناشایستِ مانوی به دست می دهد. این دستنویس زیبا، دارای عنوان های فرعی (۱۸) با مرکب سرخ، برگی آسیب دیده و پاره پاره است. قطعه ی M8202 با رسم خط متقدمش تنها یک واژه ی عربی دارد. از ساختار کهن گرای متن آن چنین بر می آید که از دیگر قطعه های فارسی نوِ مانوی اندکی کهن تر باشد. برخی از این قطعه ها بسیار کوچک تر از آن هستند که بتوانند گنجینه ی ما را، آن چنان که ممکن است در آغاز کار انتظار رود، تکمیل سازند؛ اما تردیدی نیست که ارزش اسنادی شان بی نهایت بالا است: قطعه های M9011 و M746a نیز هر یک تنها یک واژه به واژه نامه ی کوچک ما می افزایند. برای استخراج مجموعه ی واژگان عربی متن های مانوی تورفانی، تصور می کنم همه ی دستنویس های منتشرنشده ی فارسی نوِ مانوی را دیده باشم.

واژه نامه

’’xyyr /āxer/ adj., ‘last, آخر’ M595+M9009/B/12/(unpl.); ’’xyryn /āxerīn/ adj., ‘last, آخرین’ M106/II/V/10/
≈ SL, e10.

’hw’sh’ → hw’s.

’sd /asad/ n., ‘Leo, اسد (برج)’; (’sd) M 150/V/1/
≈ Ca v1.

’sl /aşl/ n., ‘origin, اصل’ ; M106/II/V/12/
≈ SL, e12.

’wwlyn /awwalīn/ adj., ‘first, اولین’; M106/II/V/11/
≈ SL, e11.

‘yl’ /illā/ adv., ‘except, الّا’; M106/I/R/16/
≈ SL, b16.

‘¨’δ’b /‘azāb/ n., ‘pain, tornment, عذاب’; M106/I/R/2
≈ SL, b2.

‘¨q¨l /‘aql/ n., ‘intelligence, عقل’; M106/I/V/8/
≈ SL, c8.

‘¨q¨rb /‘aqrab/ n., ‘Scorpion, عقرب (برج)’; M150/V/4/
≈ Ca v4.

‘¨wtyryd /‘utērid/ n., ‘(the planet) Mercury, عطارد’; M150/R/12/
≈ Ca, r12.

‘¨yjyz /‘ēĵiz/ adj., ‘weak, عاجز’ M411 + M427a + 5391/V/10/
≈ SB.b, v10.

‘¨yz /‘ezz/ n., ‘honour, glory, majesty, عزّ (عزّت)’; M595+M9009/A/9/
≈ unpl.

‘¨zyz /‘azīz/ adj., ‘dear, عزیز’; M595+M9009/A/4/
≈ unpl.

b’tyl /bātel/ adj., ‘futile, باطل’; M106/II/V/11/
≈ SL, e11.

bl’ /balā’/ n., ‘tribulation, بلا’; M106/I/R/4; (bl’) M901/R/7/
≈ SL, b4.

dlw /dalū/ n., ‘Aquarius, دلو (برج)’; M150/V/7/
≈ Ca v7.

dw‘¨’ /du‘ā’/ n., ‘supplication, prayer, دعا’; M403+M877/R/9/
≈ SB.a, v9.

δδyk¨t /θiqat/ n., ‘trust, faith, ثِقَه (معتمد)’; M411+M427a+5391/V/4
≈ SB.b, v4.

δwlpk¨’r /δu-l-faqār/ n.p., ‘the Dhulfaqār, name of Ali’s sword, ذوالفقار’; δ[w](l)pk¨’r M786/R/3/
≈ PM, r3.

flk /falak/ n., ‘firmament, heavenly sphere, فلک’; M106/II/R/10 (twice); (p¨l)[g] M105b/V/6/
≈ SL, d10, 10.

fy‘¨l /fi‘l/ n., ‘action, فعل (عمل، کردار)’; M106/I/R/1/
≈ SL, b1.

h’l /ĥāl/ n., ‘state, حال’; M106/I/R/10/
≈ SL, b10.

*h’rwn /Hārūn/ n.pr., ‘Aaron, هارون’; (h’rw)n19 M786/R/8/
≈ PM, r8.

hl’k /halāk/ n., ‘destruction, هلاک، هلاکت’; M106/II/R/19/
≈ SL, d19.

hrb /ĥarb/ n., ‘war, حرب’; M106/I/R/18/
≈ SL, b18.

hw’1 /hawā/ n., ‘passion, desire, هوی (و هوس)’; M106/I/V/11/
≈ SL, c11.

hw’2 /hawā/ n., ‘air, هوا (جو)’; M106/II/R/9 (twice)
≈ SL, d9, 9.

hw’s /ĥawāss/ n.pl., ‘(five) senses, حواس’; (h)w’s M403+M877/R/2; {با جمع -h’} ’hw’s-h’ /aĥawās-hā/ حواس ها {hw’s-h’سهو قلم برای} M106/I/V/16/
≈ SB.a, r2; SL, c16.

hwwd /ĥuwż/ n., ‘basin, cistern, حوض ’; M 106/II/V/18/
≈ SL, c18.

hwt /ĥūt/ n., ‘Pisces, حوت (برج)’; M150/V/8/
≈ Ca v8.

jdyh /jadī/ n., ‘Capricorn, جدی (برج)’; [Ar. jady]; M150/V/6
≈ Ca v6.

jhl /jahl/ n., ‘ignorance, folly, جهل’; M106/I/V/8/
≈ SL, c8.

jw’b /jawāb/ n. ‘answer, جواب’; M786/R/2/
≈ PM, r2.

jwmlg /jumla/ n., ‘sum, total’; adj., ‘all, whole, جمله’; M106/II/V/6/
≈ SL, e6.

jwr /jawr/ n., ‘tyranny, جور’; M786/R/16
≈ PM, r16.

k’pwr /kāfūr/ n., ‘camphor, کافور’; M786/V/5[22]
≈ PM, v5[22].

k’sbyg /kāsebī/ n., ‘trading, business, کاسبی’; k(’s)byg M9011/B/5
≈ unpl.

k¨hr /qahr/ n., ‘coercion, قهر’; M786/V/1[18]/
≈ PM, v1[18].

q¨ws /qaws/ n., ‘Sagittarius, قوس (برج)’; M150/V/9/
≈ Ca v5.

ltyf /latīf/ adj. ‘fine, لطیف’; M106/II/R/13/
≈ SL, d13.

m’‘¨rft /ma‘rifat/ n., ‘gnosis, knowledge, معرفت’; m’(‘¨)[rft] M403+M877/V/7/
≈ SB.a, (v7).

m’‘¨sy’t /ma‘şīyat/ n., ‘disobedience, insubordination, معصیت’; (m’)‘¨sy’t M411 + M427a + 5391/R/5/
≈ SB.b, r5.

mδl /maθal/ n., ‘proverb,مَثَل ’; M106/I/R/7/
≈ SL, b7.

mlwkt /mulūkat; malūkat/ n., ‘kingdom, مُلکَت، شهریاری’; [m](lw)kt M877/R/7/
≈ SB.a, r7.

mlyk /malek/ n., ‘king, مَلِک’; M595+M9009/B/11 (unpbl.); {با یای نکره} mlyq-I /malek-ī/ ‘a king, مَلِکی’ M106/II/R/14/
≈ SL, d14.

mrkb /markab/ n., ‘mount, horse, مَرکب (باره، اسب)’; M876/R/14/
≈ PM, r14.

mryx /mirrīx/ n., ‘(the planet) Mars, مریخ’; M 150/R/12/
≈ Ca, r12.

mšγwlyh /mašγūlī/ n., ‘state of being busy, مشغولی’; M106/II/V/17/
≈ SL, e17.

mwlk /mulk/ n., ‘kingdom, مُلک’; M106/II/R/14/
≈ SL, d14.

mwštryh /mūštarī/ n., ‘(the planet) Jupiter, مشتری’; M 150/V/8/
≈ unpl.

mwx’lyf /muxālef/ adj., ‘divergent, contradictory, مخالف’; M106/II/V/10/
≈ SL, e10.

mwx’lyfyh /muxālefī/ n., ‘contradiction, مخالفی’; M106/II/R/5/
≈ SL, d5.

myz’n /mīzān/ n., ‘Libra, میزان (برج)’; M150/V/3/
≈ Ca, v3.

nbyl /nabīl/ adj., ‘noble, بزرگوار، باشکوه’; nb(y)l M106/II/R/13/
≈ SL, d(13).

nθ’r /niθār/ n., ‘scattering, strewing, نثار’; M786/V/6[23]/
≈ PM, v6[23].

nwh /Nūĥ/ n.pr., ‘Noah, نوح’; M786/R/15/
≈ PM, r15.

smwm /samūm/ n.,pl., ‘simoom, hot wind, سموم’; M876/R/11/
≈ PM, r11.

swlt’n /sultān/ n., ‘rule, dominion; sultan, سلطان’; M106/II/R/4/
≈ SL, d4.

swmlg /sum(b)ula/ n., ‘Virgo, سنبله (برج)’; M 150/V/2/
≈ Ca, v2.

šms /šams/ n., ‘sun, شمس’; M150/V/6/
≈ unpl.

šr’b /šarāb/ n., ‘wine, drink, شراب’; M786/R/10/
≈ PM, r10.

t‘¨ywn /*ta‘ayyun/ adj., ‘(precisely) determined, (بر اساس متن) تَعین، معین’; [t](‘¨y)wnytr /*ta‘ayyun-ī-tar/ comp. ‘more (precisely) determined, تَعین تر ’ M411+M427a+5391/R/8/
≈ SB.b, r8.

tb’rk /tabārak/ n., ‘blessedness, praiseworthiness, تبارک’; [t](b)’rk M411 + M427a + 5391/R/9/
≈ SB.b, r9.

tb‘¨ /tab‘/ n., ‘nature, طبع’; M106/II/R/8/
≈ SL, d8.

tdbyr /tadbīr/ n., ‘plan, stratagem, تدبیر’; M106/I/R/19/
≈ SL, b19.

tδδlyδδ /taθlīθ/ n., ‘trine, تثلیث’; tδδlyδδ M150/V/3/
≈ unpl. (quoted also in PM, 91)

tk¨syr /taqşīr/ n., ‘inadequacy, تقصیر’; tk¨syr M411+M427a+5391/V/7/
≈ SB.b, v7.

tm’m /tamām/ adj., ‘complete, perfect, تمام’; tm’m M411+M427a+5391/R/4/
≈ SB.b, r4.

tm’mk’r /tamāmkār/ n., ‘who make perfect, تمام کار’; pl. {با جمع-’n} tm’mk’r’n M411 + M427a + M5391/R/1/
≈ SB.b, r1.

tpsyr /tafsīr/ n., ‘exegesis, paraphrase, تفسیر’; tpsyr M746a/V/4/
≈ unpl.

trby‘¨ /tarbī‘/ n., ‘quadrature, تربیع’; trby‘¨ M150/V/6/
≈ unpl.

wk¨t /waqt/ n., ‘time, وقت’; w(x)t M403+M877/R/10; (wk)t-I /waqt-i/ وقتی M105/V/9/
≈ SB.a, r10; SL, a(9).

wlykyn /walēkin/ conj., ‘but, ولیکن’; M106/I/V/7/
≈ SL, c7.

wsw’s /waswās/ n., ‘Satanic insinuation, temptation, وسواس’; M403 + M877/R/4/
≈ SB.a, r4.

wsyyt /waşīyyat/ n., ‘testament, command, وصیت’; (w)syyt M411 + M427a + 5391/R/4/
≈ SB.b, r4.

xl‘¨’t /xal‘at/ n., ‘robe of honour, خلعت’; M150/V/6/
≈ unpl.

xlg /xalq/ npl., ‘creation, creature(s), people, خَلق’; M 106/I/V/10/; M8202/I/V/8/{unpl.}
≈ SL, c10.

xlyfyh /xelēfī/ n., ‘difference, contradiction, خلافی’; M106/I/V/7/
≈ SL, c7.

xsm /xaşm/ n., ‘enemy, خصم’; M595+M9009/A/3/
≈ unpl.

ywsp¨ /Yūsuf/ n.pr., ‘Joseph, یوسف’; M786/V/1[18]/
≈ PM, v1[18].

zwhrg /zohre/ n., ‘(the planet) Venus, زهره (سیاره)’; M150/V/4/
≈ unpl.

- - -

پی نوشت ها:

۱- See PM, 89-104.

۲- A. Grünwedel

۳- A. v. LeCoq

۴- Xinjian / Sinkiang

۵- مجموعه ی دستنوشته هایی که در تورفان کشف شده، به طور کلی به هفده زبان، از جمله فارسی میانه، پارتی، سُغدی، بلخی و سکایی تومشوق؛ و سیزده گروه خطی، از جمله دو گونه خط پهلوی، خط سغدی و خط مانوی، نگاشته شده اند.

٦- F. W. K. Müller

۷- زوندرمان 1381، 179.

۸- HR i-ii.

۹- Ibid, 106.

۱۰- هنینگ 1337، 4-3.

۱۱- اما این بدان معنا نیست که ناگزیر نسخه برداری از متن های کهن (فارسی میانه، پارتی یا سغدی) را رها کرده باشند، گرچه ممکن است این اتفاق واقعن افتاده باشد.

۱۲- برای واژگان دخیل عربی موجود در متن های فارسی ـ یهودی، بنگرید به: رضایی باغ بیدی 1385، 15-12 و 28.

۱۳- برخی آن را «همزه» می نامند.

۱۴- See PM, 91.

۱۵- Stylistic aspect

۱٦- Bifolio

۱۷- Cf. Catalogue, 150 • 87.

۱۸- Caption

۱۹- Ibid, 101, no. c: or (hyr’) n ?

کتاب نامه:

رضایی باغ بیدی، حسن، ۱۳۸۵، «کهن ترین متن های فارسی به خطوط غیرعربی (عبری، سریانی و مانوی)»، نامه فرهنگستان، دوره ی هشتم، شماره ی دوم، شماره ی پیاپی ۳۰، برگ های ۳۱- ۹.

زوندرمان، ورنر، ۱۳۸۱، «پیشینه، جایگاه و برنامه های پژوهش های تورفانی»، ترجمه ی آرمان بختیاری، نامه ی فرهنگستان، دوره ی پنجم، شماره ی سوم، شماره ی پیاپی 19 (اردیبهشت ۱۳۸۱)، برگ های ۱۸٦- ۱۷۵.

هنینگ، والتر برونو، ۱۳۳۷، «قدیم ترین نسخه ی شعر فارسی»، ترجمه ی احسان یارشاطر، مجله ی دانشکده ادبیات، س ۵، ش ۴، برگ های ۹- ۱.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 142 13-03-2014، 10:24 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 151 13-03-2014، 10:15 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 133 13-03-2014، 10:11 PM
آخرین ارسال: WiSe
  تاثیر ترجمه بر واژگان و دستور زبان فارسی WiSe 0 162 13-03-2014، 09:43 PM
آخرین ارسال: WiSe
  پاک سازی زبان فارسی از قاعده های دستوری زبان عربی WiSe 0 92 25-01-2014، 05:00 PM
آخرین ارسال: WiSe

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان