امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خلاصه‌ي نكات درس اقتصاد سال دوم انسانی
#1
خلاصه‌ي نكات درس اقتصاد سال دوم انسانی
*انسان در زندگی خویش نیازهایی دارد و برای ادامه حیات ناگزیر است آن ها را برآورده کند.منبع رفع این نیازها امکاناتی است که در اختیار انسان گذاشته شده است.
*در تصویری ساده از زندگی با دو مفهوم رو به رو می شویم:1.نیازهای انسان 2. منابع و امکانات
*نیاز انسان محرک او برای فعالیت و تلاش است.انسان به دنبال احساس نیاز تصمیم گیرد آن نیاز را بر طرف کند و بعد از رفع نیاز احساس آرامش می کند.
*انسان موجودی سیری ناپذیر است.به عبارتی با برطرف شدن پاره ای از نیازهایش نه تنها احساس بی نیازی نمی کند بلکه با عطش بیشتری در صدد رفع نیاز های جدید بر می آید.
*در ارتباط با منابع و امکانات موجود به دو نکته مهم می توان اشاره کرد:
 1.منابع و امکانات موجود در جهان محدود است و این محدودیت به دلیل ناشناخته بودن منابع و کمبود دانش فنی بشر است.
2.این منابع و امکانات قابلیت مصارف متعددی دارند.به عبارتی از آنها می توان برای رفع نیاز های گوناگون استفاده کرد.مثلاً  در یک زمین هم می توان پبه کاشت و هم گندم
*گفتیم نیاز های انسان نامحدود و منابع موجود محدود است.بنابراین انسان باید ابتدا آن دسته از نیاز هایش را که از اولویت بیشتری برخوردار است رفع نماید.این مسئله که مهمترین مسئله علم اقتصاد است مسئله «انتخاب» نام دارد.
*انسان باید تصمیم بگیرد که از منابع موجود که قابلیت مصارف متعدد دارند چگونه استفاده نماید.مثلا از زمین موجود برای ساخت مسکن استفاده کند یا آن را به کشاورزی اختصاص دهد.
*این موضوع را می توان در یک سئوال خلاصه کرد:«بهترین روش استفاده از منابع و امکانات کدام است؟»
به یقین ملاک بهترین بودن 1. بدست آوردن بیشترین میزان تولید  و 2.فراهم آوردن سطح بالاتری از رفاه برای انسان است.
*انسان در طول سالهای متمادی تلاش بسیاری انجام داد تا دریابد که بهترین راه استفاده از منابع کدام است که حاصل آن پدید آمدن اندیشه اقتصادی بود.با پیشرفت تمدن بشری و به ویژه علم ریاضی اندیشه اقتصادی تکامل بیشتری پیدا کرد و به عنوان علم اقتصاد در جایگاه یکی از مهمترین معارف قرار گرفت.
*علم اقتصاد نیز مانند سایر علوم درباره موضوعاتی بحث می کند.اینکه چرا پول برخی کشور ها از قدرت بیشتری برخوردار است و هزاران سئوال مشابه دیگر در حوزه مطالعات اقتصادی قرار می گیرد.علم اقتصاد تلاش می کند به این پرسش ها پاسخ دهد.
*بازیگران و فعالان عرصه اقتصاد چهار دسته اند:1.مصرف کنندگان که خانوارها هستند.2.تولید کنندگان که همان بنگاه های اقتصادی(هر نوع سازمان و تشکیلات که به عرضه کالا و خدمات می پردازد مثل:تاکسی،بانک و ...) هستند.3.دولت ها که سعی در مدیریت اقتصاد داخلی خود دارند و می توانند با سیاست های خود واحد های تولیذی را ملزم به اجرای بعضی قواعد نمایند یا اینکه بیکاری را در بخشی از اقتصاد ریشه کن کنند.4.مؤسسات بین المللی که نقش نظارتی دارند و موجب می شوند که روابط اقتصادی بین کشور ها رونق بگیرد و  حق همه کشور ها در تجارت بین اللمللی حفظ شود.
*در هر علمی دانشمندان از ابزارها و روش های مختلف برای رسیدن به هدف خود استفاده می کنند.اگر به همه شاخه های علوم نظر کنیم شباهاتی را در روش مطالعه دانشمندان آنها پیدا می کنیم.در همه شاخهها دانشمندان به دنبال کشف روابط علت و معلولی هستند.انها برای رسیدن به هدف خود به مشاهده و جمع آوری اطلاعات می پردازند و بعد از بررسی آنها را طبقه بندی می کنند.اگرچه اقتصاد دانان از ابزارهای علم تجربی استفاده نمی کنند اما با روش علمی به مطالعه واقعیت های اقتصادی می پردازند
*دانشمندان علم اقتصاد با تکیه بر مطالعات خود توانسته اند ماهیت روابط علی و معلولی را کشف کنند.به همین دلیل امروزه می توان برای رسیدن به هدفی خاص سیاست هایی را طراحی و اجرا کرد و یا با پیش بینی امکان بروز مشکل در آینده راهکار هایی را برای حل آنها به کار گرفت.
*تعریف اقتصاد:علمی است که انتخاب های بشر را به صورت رابطه بین منابع و عوامل تولید کمیاب که قابلیت های استفاده مختلف دارند و نیاز های مادی نا محدود او را مطالعه کرده و با ارائه بهترین انتخاب ها رفتارهای فردی و جمعی انسان را مدیریت می کند.
*هدف اقتصاد راهنمایی انسان برای انجام بهترین انتخاب و به کارگیری بهترین روش جهت استفاده از منابع و امکانات خویش
*اهمیت اقصاد از دو نظر قابل بررسی است.اولا دین اسلام به عنوان دینی کامل بی اعتنایی به مسائل دنیوی را قبول ندارد و نداشتن معاش را خطری برای اعتقادات انسان می داند.از نظر اسلام کسی که برای ارتقا سطح زندگی خانواده اش تلاش کند همانند مجاهد در راه خدا شایسته تقدیر است.ثانیاً به دلیل تأثیر همه جانبه اقتصاد بر همه جنبه های کشور ها،اگر فرهنگی به دنبال استقلال و پیشرفت است باید به پیشرفت اقتصادی به مثابه ابزاری مهم در این راه توجه نماید.
*اسلام می گوید نعمت های خداوند بی حد و حصر است و اقتصا  می گوید این منابع محدود است.اسلام می گوید انسان باید قانع باشد و حال آنکه اقتصاد می گوید انسان سیری ناپذیر است.ظاهراً تقابل بین این دو نظر دیده می شود اما در واقع اسلام با اقتصاد لزوماً ناسازگار نیست.در جوامع مادی،مصرف گرایی اصل است و در جامعه اسلامی تعالی روحی یک اصل متعالی است.لازمه تعالی روحی در اسلام سرمایه گذاری عظیم فرهنگی است.بنابراین هر دو جامعه در نیاز های خود سیری نا پذیرند.کمبود ظاهری منابع نیز می‌تواند ناشی از سو مصرف و یا کم بودن دانش فنی بشر باشد.
*کالا:شی ای است که برای رفع نیاز از آن استفاده می کنیم. برای بدست آوردن کالا باید پول بپردازیم.
*خدمات: آنچه در مقابل پول دریافت می کنیم فقط منحصر در اشیا مادی نمی شود.خدمات حقوقی،پزشکی،آموزشی و ... از مواردی هستند که به آنها نیاز داریم و برای بدست آوردن آنها پول می پردازیم.
*کالا یا مصرفی است یا واسطه ای. کالایی که توسط خانوارها مستقیماً مصرف شود،مصرفی  و کالایی که توسط بنگاه های تولیدی برای تولید کالایی دیگر خریداری می شود واسطه ای نام دارد
*برخی کالاها خودشان مصرف نمی شوند بلکه از خدمات آنها استفاده می شود که به آنها کالای با دوام می گویند.مثل یخچال
*اگر کالای با دوام توسط بنگاه اقتصادی به کار گرفته شود به آن کالای سرمایه ای گفته می شود.
*کالای ضروری کالایی است که نیازهای ضروری ما را رفع می کند مثل پوشاک و کالای لوکس برای نیازهای کم اهمیت تر مورد استفاده قرار می گیرد مثل لوستر
*وقتی منابع موجود را به مصرف خاصی می رسانیم در واقع از سایر مصارف چشم پوشی کرده ایم که به آن هزینه فرصت می گویند.مثلاً اگر زمین کشاورزی را به کشت گندم اختصاص دهیم از پنبه و سودی که می توان داشت چشم پوشیده ایم.بنابراین هزینه فرصت کاشت گندم،پنبه ای است که آن را از دست داده ایم.
*مثال :دانشجویی می تواند با مدرک کارشناسی کار کند و ماهیانه 800 هزار تومان دریافت نماید یا می تواند به تحصیلات خود ادامه دهد.اگر او تصمیم بگیرد درس بخواند هزینه فرصت برای او برابر است با:
1)19.200.000 تومان    2)15.600.000 تومان    3)هزینه فرصت وجود ندارد     4)9.600.000 تومان
 
درخت تو گر بار دانش بگیرد                                                   به زیر آوری چرخ نیلوفری را
 


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز ، WiSe


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  خلاصه ونکات مهم فلسفه سال سوم متوسطه افسانه پناهی 0 129 12-03-2014، 04:50 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان