امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان زیبای مردی که فکر میکرد همسایه اش دزد است!
#1
داستان زیبای مردی که فکر میکرد همسایه اش دزد است!

در فولكلور آلمان ، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود:

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.

متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند.

اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می كند!

پائلو کوئیلو

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم!


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، WiSe


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان زیبای امید motahare 1 233 13-05-2014، 11:18 AM
آخرین ارسال: WiSe
  داستان زیبای “دعای مادر” مهسا.م 6 179 28-04-2014، 01:38 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  داستان زیبای نوه خوب من مهسا.م 0 63 17-03-2014، 08:55 PM
آخرین ارسال: مهسا.م
  مردی که هزار سال زیسته بود... M@h$A 0 387 30-01-2012، 06:01 PM
آخرین ارسال: M@h$A

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان