امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راننده کامیون....!
#1
راننده کامیونی وارد رستوران شد.

دقایی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد، سه جوان موتورسیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راستبه سراغ میز راننده کامیون رفتند.

بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن، اولی سیگارش را دراستکان چای راننده خاموش کرد.راننده به او چیزی نگفت.

دومی شیشه نوشابه راروی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد.

وقتی راننده بلند شد تاصورتحساب رستوران را پرداخت کند، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد، ولی باز هم ساکت ماند.

دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوانها به صاحب رستوران گفت:چه آدم بی خاصیتی بود، نه غذا خوردن بلد بود، نه حرف زدن و نه دعوا!

رستورانچی جواب داد: از همه بدتر رانندگی بلد نبود، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت!!!

به قول یه دوست میگفت ادما جواب خیلی از کاراشون و این دنیا پس میدن فقط کافیه ببینن


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، WiSe


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان