امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من...
#1
من


من دختری هستم از شهر شکسته ها...






دیگر توانی برای ایستادن ندارم

تمام روز را نشسته ام

با چشمانی اشک الود



گوشه ای از خانه

صدای دختری میرسد به گوش

صدای هق هق تنهایی اش

تمام چهار چوب خانه با صدای گریه اش مأنوس شده اند



یک روز که گریه نمیکند

همه ی خانه برای صدای گریه اش بی تابی میکنند



آری منم دختری از شهر شکسته ها...............................


خداجوووووووووون خسته ام ....... خیلی خسته ام
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود
من اگرراضی باشم ..میخندم
پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، WiSe
#2
من
دختری ام که...
ﺻـﺪﺍﯼ ﻣـﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﻠﺮﺯﺍﻧﺪ
ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ . . .
ﺩﺳـﺘﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻗﻮﯼ ﺍﺕ
ﻣـﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﯾﮏ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ
ﻭ ﺁﻥ ﻫﻢ ” ﺍﻣـﻨﯿﺖ ” ﺍﺳﺖ . . .
ﺁﻏـﻮﺷﺖ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﺭﯾـﺎﯾﯽ ﭘـﺮ ﺗﻼﻃﻢ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻣـﻦ
ﭼـﻘﺪﺭ ﻏـﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾـﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ . . . !
ﺗـ ـﻮ ﻓـﻘﻂ ﻣـﺮﺩ ﻣﻦ ﺑـﻤﺎﻥ
ﻭ ﻣـﻦ
ﻫـﻢ ﻗـﻮﻝ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﺑـﺪ
ﺑـﺎﻧﻮﯼ ﺗـﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﺎﺗﺖ ﺑﺎﺷﻢ


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز ، مهسا.م ، WiSe
#3
من یک زنم...
هرچقدر ک ادای محکم بودن را دربیاورم...
هرچقدر ادای مستقل بودن را...
و هر چقدر هم ک بگویم...
ممنون ...خودم از پسش برمی آیم...
باز هم ته تهش...
ب سینه مردانه ات نیاز دارم...
ب دستهایت حتی...
نمیدانی چ لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم میکنی...
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، سولماز


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان