امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راهکارهای روانشناختی موثردربرخوردبابیماریهای لاعلاج
#1
مقدمه:

هر بیماری باعث واکنشهایی و عکس العملهایی در فرد بیمار میشود و در زندگی و رفتار او تاثیر میگذارد. بیماریهای لاعلاج از آنجا که فرد دیگر نمیتواند به زندگی عادی برگردد و مرگ خود را نزدیک میبیند تاثیر آن فراوانتر است.

تا قبل از دهه 1970 بیماران را از غیر قابل درمان بودن بیماری آنها باخبر نمی کردند و فقط به حانواده آنها اطلاع میدادند. اما یک روانپزشک به نام الیزابت کوبلر- راس نشان داد که بیماران تحمل و امادگی شنیدن حقیقت را دارند و از ان گذشته از تغییر رفتار پزشک و خانواده خود پی به حقیقت می برند و خیلی مایلند در مورد احساسات خود حرف بزنند.

به خاطر کار خانم کوبلر- راس پزشکان اکنون حقیقت را به بیماران می گویند و او را از لاعلاج بودن بیماریش اگاه میسازند و تیمی از متخصصین شامل پزشکان، روانشناسان و مددکاران به فرد کمک می کنند که وضعیت خود را بپذیرد و با آن کنار بیاید.

پنج واکنش بیمار نسبت به اطلاع از لاعلاج بودن بیماری خود از نظر کوبلر- راس

1.انکار: وقتی که به بیمار می گویند که دیگر امیدی به زندگی او نیست و مدتی دیگر زنده نیست بیمار انکار می کند و روز بعد از پزشک می پرسد کی از بیمارستان مرخص میشود و به سرکار خود می رود و وقتی پزشک دوباره حرفش را تکرار میکند چنان می خندند که گویی برایش لطیفه تعریف می کنند.

این اینکار ناشی از اضطراب فرد از این خبر است و نشان دهنده تلاش فرد برای جلوگیری از ورود این واقعیت وحشتناک به خودآگاهی است.

2. خشم: بعضی از بیماران بعد از شنیدن خبر بیماری خود بسیار خشمگین میشوند. اغلب خشم بعد از انکار روی میدهد و زمانی اتفاق می افتد که اضطراب فرد رو از پای در آورده است. بیمار خشمگین ممکن است از پزشک حود بخاطر عدم صلاحیت عصبانی باشد و یا از دست خدا عصبانی باشد و بگوید چرا من، چرا دیگران اینطور نشده اند.

3. افسردگی: افرادی که در برابر بیماری مقاومت نمی کنند بعد از اطلاع از لاعلاج بوددن بیماری خود افسرده و ناامید می شوند. البته بعضی متخصصان می گویند این امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است. اما باید گفت افسردگی بسیار زیانبار است زیرا فرد، دیگر تلاشی برای زنده ماندن نمی کند و از فرصتهای باقی مانده عمر خود به نحوی بهتر استفاده نمی کند و کاملا در برابر بیماری تسلیم می شود.

4.تقلا: بیمار ممکن است برای زنده ماندن تمام تلاش خود را بکند. ممکن است در طرخهای پژوهشی برای داروی جدید شرکت کند و همچنین برای درمان شدن بپذیرند نقش خوکچه هندی را را ایفا کنند. یک بیمار مذهبی ممکن است که از خدا فرصت بیشتر بخواهد و تعهد دهد که زندگی سالمتر و بهتری داشته باشد. این اقدام از نظر عاطفی فرد را ارام می کند ولی احتمالا جلو اقدامات موثرتری را برای زنده بگیرد .

5. پذیرش: بعضی از بیماران مرگ را می پذیرند و آنرا اجتناب ناپذیر می دانند و می کوشند معنای زندگی خود را بیابند. این افراد از نظر عاطفی خود را از محیط جدا می کنند و کمتر درگیر زندگی می شوند. بیمار ممکن است مرگ را تسکینی خوشایند بداند زیرا درد و رنج زیادی را تحمل کرده است.

ترتیب روی دادن این واکنشها به عوامل زیادی بستگی دارد که از آن جمله ویژگیهای بیماریهای لاعلاج است. دکتر کوبلر- راس دریافت که بزرگترین ترس افراد مشرف به مرگ ترس از تنها ماندن و منزوی شدن است. این افراد از نظر اجتماعی منزوی میشوند و نمیتوانند روابط عادی خود را با اطرافیان ادامه دهند و دچار پریشانی هستند و در روابط عاطفی خود دچار مشکل میشوند.



واکنش اعضای خانواده به بیماری لاعلاج عضو خانواده:

اعضای خانواده هم همان واکنشهایی که بیمار(انکار،خشم،افسردگی، تقلا، پذیرش) از خود نشان می دهد را تجربه می کنند.علاوه بر این گاهی اعضای خانواده احساس گناه دارند و در صدد جبران گذشته خود در رابطه با عضو بیمار هستند.(ام. رابین دیماتئو، ترجمه موسوی اصل و همکاران،1388)

اقدامات مشاوره ای در رابطه با بیماران مشرف به مرگ(کوبلر- راس،1379)

1.ابتدا باید مشاور خود پذیرای شنیدن مسائل فرد در مورد مرگ باشد و این امادگی را در خود ایجاد کرده باشد و از حرف زدن در مورد مرگ هراس نداشته باشد

2.به بیمار اجازه دهد در مورد نگرانی ها و دل مشغولی هایش صحبت کند. مثلا نگران در مورد مرگ یا نگرانی در مورد سرنوشت خانواده اش و نگرانی در مورد گناهانی که انجام داده است.

3.تشکیل گروه درمانی شامل بیمارانی که بیماریشان لاعلاج است به دلیل مشترک بودن شرایط آنها مفید می باشد.

4.اقداماتی که در رابطه با خانواده بیمار انجام شود با آنها در مورد احساساتشان صحبت کرد.

آموزش شیوه برقراری ارتباط موثر

ترغیب اعضا به بیان احساسات و تخلیه هیجانی

اموزش مهارتهای سازگاری
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود
من اگرراضی باشم ..میخندم
پاسخ
#2
واکنش اعضای خانواده ...........مهمه......


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان