امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خنجر...
#1
این رسم دوستی نبود ...




***************


در زندگی مرا دو چیز رنج می دهد ...

خنجر ز دوست خوردن و دشنام دشمنم

دشنام اگر که میدهد دشمن مرا

دردیست ، میگذرد ، چه زود ... چه دیر

اما رفیق نیمه راه جای خنجرت ...

تا زنده ام بروی قلبم یادگار توست ...



هان ای رفیق چه شد نکوهش تو


همراه شد با لحظه های من؟


این بود رسم رفاقت ای عزیز؟


من خسته و غمین و تو سخت گیر و تلخ؟


از جمع دوستان عزیز تر زمن


کردی جدا حضور مرا


آیا مزاحم آرامش تو بود


هر روز آمدن و هر روز سلام من؟


این خنجر رفاقت توست در دلم


تا روز آخر عمریادگاری ات


حک کرده ای برای همیشه غمی


بر سینه ی بغض آلود خسته ام...






نوشته شده توسط آقاي محمد صالحي...
برگرفته ازhttp://www.ehsass.ir/cat/2
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط افسانه پناهی ، نوید خزدوز ، محمد صالحی ، سولماز
#2
جالب بود.....مرسی.....


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م
#3
مرسی مهسا
پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م
#4
خواهش...
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط محمد صالحی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان