امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وقتی درسی را یاد نمیگیریم!
#1

وقتي درسي را ياد نميگيريم!

آمار دانش آموزانی که اختلال یادگیری به معنای خاص دارند بین 4 تا 12 درصد گزارش شده است که نسبت پسران به دختران 2 به 1 تا 4 به 1 است. بی تردید شمار افرادی که دچار برخی مشکلات یادگیری هستند به مراتب بیش از این است

اختلال یادگیری سراغ نوابغ نیز می رود

اگر فرزندتان فقط در ریاضی، خواندن یا نوشتن دارای مشکل است، شاید دچار یکی از انواع اختلالات یادگیری است. از عوامل بی شماری که ممکن است موجب بروز مشکلات درسی در مدرسه شود، اختلال های یادگیری است که البه پیچیدگی های خاص خود را نیز دارد. در واقع، آنها چیزی بیش از مشکلات تحصیلی هستند.


وقتی می گوییم فرد اختلال یادگیری دارد یعنی در مقایسه با فردی که از نظر هوشی با او همتراز است در موضوعی ضعیف تر است. بررسی های انجامش ده حاکی از آن است که برخی از دانش آ»وزان به رغم اینکه ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی آنان حاکی از بهنجار بودنشان است و هوش شان عادی است اما هنگامی که به مدرسه می روند در جریان یادگیری دچار مشکلات جدیدی می شوند و خود را متفاوت از دیگران می یابند.

تفاوت اختلالات یادگیری با عقب ماندگی چیست؟

اختلال یادگیری با عقب ماندگی تفاوت دارد. بسیاری از این کودکان، فقط در فراگیری یک درس خاص ناتوان هستند؛ در حالی که کودک عقب مانده در همه موارد عقب تر از سن خودش است. کودک مبتلا به اختلال یادگیری با وجود توانایی ذهنی کافی در چگونگی استفاده از حواس پنجگانه و عکس العمل های عاطفی در زمینه فهمیدن، تجزیه تحلیل کردن و بیان، نقایص خاصی دارد. نکته مهم این است که این نقص در کودکان محدود و فقط در یکی دو حوزه است و شامل همه عملکردهای آنها نمی شود.

انواع اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری، با توجه به مهارت ها، گروه بندی می شوند؛ یعنی برای هر نوع مهارت اصلی یک نوع اختلال یادگیری وجود دارد.


1- اختلال خواندن: (اشکال در پردازش صداها، وارونه خوانی و ...)؛ در این اختلال،^ پیشرفت خواندن نسبت به سن و هوش، نارسایی و نقص شدید دارد. این دانش آموزان به علت مشکلی که در خواندن دارند نمی توانند کتاب های درس علوم، ریاضی و امثال آن را بخوانند و بنابراین در آن درس ها نیز با مشکلاتی روبرو می شوند. در واقع، آنها در فهم کلمات، جملات یا پاراگراف ها مشکل دارند. جابجاسازی و معکوس کردن حروف مثال های زنده ای از این اشکال هستند. بیش از 80 درصد دانش آموزان دچار اختلال یادگیری، مشکلاتی را در خواندن از خود نشان می دهند.

2- اختلال ریاضیات (مشکل و ضعف در محاسبه ذهنی عملیات حسابی)؛ این اختلال ناشی از بی معنا بودن ارقام و اعداد یا ناتوانی در انجام اعمال ریاضی است. این کودکان، مهارت های محاسبه ای ضعیفی دارند و چپ و راست را قاطی می کنند. آنهادر حل مسئله های حساب یا درک مفاهیم ریاضی مشکل دارند.

3- اختلال بیان نوشتاری و دیکته نویسی (مشکل در برگرداندن اطلاعات از وضعیت شنیداری – شفاهی به وضعیت دیداری – نوشتاری)؛ یکی از علامت های مهم اختلال املا عدم مهارت و انواع کاستی های مهارتی در نوشتن است. به گونه ای که فرد، نوشتن در یک فضای مشخص را مشکل می یابد. برخی علائمی که به تشخیص اختلال املا کمک می کنند عبارتند از: خوانا نبودن نوشته ها، اندازه غیرطبیعی آنها، مشکل در هجی کردن کلمات، وارونه بودن کلمات، حذف کلمات، گرفتن حالت های عجیب دست یا کاغذ در هنگام نوشتن.

سن شروع، میزان شیوع و تفاوت بین دو جنس

آمار دانش آموزانی که اختلال یادگیری به معنای خاص دارند بین 4 تا 12 درصد گزارش شده است که نسبت پسران به دختران 2 به 1 تا 4 به 1 است. بی تردید شمار افرادی که دچار برخی مشکلات یادگیری هستند به مراتب بیش از این است؛ اما تخمین شیوع این اختلالات یکسان نیست و در دامنه 1 تا 30 درصد پژوهش های مختلف گزارش شده است. در ایران نیز میزان ابتلا به اختلال خواندن 11 درصد برآورد شده است. در بیشتر موارد شروع اختلال در فاصله زمانی پیش از دبستان تا کلاس دوم مشخص می شود.

شروع پیش از کلاس اول معمولا نشانگر نوعی تاخیر رشدی در زبان، تاخیر در یادگیری مفاهیم جدید در خانه یا تاخیر در عملکرد در مقایسه با همسالان پیش دبستانی و مهد کودکی است. شروع در اوایل ورود به مدرسه معمولا به شکل نمره های پایین، یادگیری ضعیف و اشکال در انجام تکالیف مدرسه مشخص می شود. با این وصف، تشخیص اختلال یادگیری در سال های قبل از ورود به مدرسه بسیار کار دشواری است. معمولا مشکلات یادگیری با درمان بهبود می یابند و در برخی موارد، مشکل با شدتی کمتر تا بزرگسالی ادامه می یابد.

آسیب های جسمانی و روانی مبتلایان

اختلال یادگیری در اندام ظاهری کودک آشکار نیست. کودک مبتلا به این وضع می تواند دارای بدنی قدرتمند، چشمانی قوی، گوش های تیز و هوش بهنجار باشد؛ در عین حال، چنین کودکی در عملکرد ناتوان است. نارسایی او به همان اندازه واقعی است که ناتوانی پای فلج. معمولا والدین تا پیش از مدرسه رفتن این کودکان، با علائمی مانند دیر صحبت کردن، تا اندازه ای دست و پا چلفتی بودن و زیاد شلوغ کردن آنها متوجه این اشکال خواهند شد. اما مشکل واقعی از زمانی شروع می شود که کودک به کلاس اول می رود و سعی می کند خواندن و نوشتن بیاموزد.

چنین کودکی به دلیل داشتن هوش طبیعی وقتی وظایف درسی را مشکل می یابد و پیشرفت های همکلاسان خود را می بیند، احساس پریشانی و سردرگمی می کند. دانش آموزان مبتلا به این اختلالات، که در ترکیب با کلاس عادی درس می خوانند، بیشتر از همسالان سالم خود طرد و منزوی می شوند.

بنابراین، این کودکان از میزان خطر بالاتری برای داشتن مشکلات هیجانی و رفتاری برخوردارند. مشکلات درون فردی و بین فردی مانند انزوا، افسردگی، خودکشی و بزهکاری در میان این کودکان متداول است. این مشکلات موجب تشدید مسائلی خواهند شد که به وسیله اختلال یادگیری به وجود آمده و ممکن است به پیامدهای منفی جدی در بزرگسالی بینجامند.

در واقع، مشکلات آنها تنها به افت تحصیلی و اتلاف بودجه پایان نمی پذیرد بلکه به سرزنش و تحقیر دانش آموزان، تشکیل خودپنداره ضعیف و کاهش عزت نفس آنان می انجامد و سلامت روانشان را به مخاطره می اندازد. این مشکلات از دانش آموزان و مدرسه به خانه و خانواده راه می گشاید و اضطراب و ناخشنودی به بار می آورد. در نتیجه اختلالات یادگیری می تواند آسیب سختی را به بهداشت روانی جامعه وارد کند.

علل اختلالات یادگیری

ثابت شده است علل بروز ناتوانی های یادگیری نسبتا مبهم است اما به طور کلی می توان در ارتتباط با علت این اختلال ها به عوامل فراوانی اشاره کرد، که البته شامل عوامل زیستی، ژنتیکی، روانی، محیطی و اجتماعی است. شواهد ژنتیکی نشان می دهد اختلالات یادگیری در برخی خانواده ها بیش از دیگران است. از نظر فیزیولوژیکی بسیاری از متخصصان بر این باورند علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری ناشی از آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل بیوشیمیایی اختلال های متابولیکی گوناگون نیز در حکم عواملی هستند که موجب اختلال های یادگیری می شوند؛ مثل هایپوگلیسمی، کم کاری تیروئید و غیره. ممکن است کودکان مبتلا به این اختلالات، در عملکردهای روانی پایه مانند ادراک، به یادآوری و شکل دادن به مفاهیم، با مشکلاتی روبرو باشند. گاهی تدریس ناکافی و ناصحیح یا طرح و برنامه ریزی آموزشی ضعیف موجب بسیاری از این اختلالات می شود. گاهی نیز انتظارات معلمان از کودکان (توقعات فوق العاده بالا یا فوق العاده پایین) در نحوه تدریس آنان اثر می گذارد.

درمان اختلال های یادگیری

متاسفانه به بسیاری از دانش آ»وزان دارای اختلال یادگیری، برچسب کودن، کم ذهن، عقب مانده و امثال آن زده می شود، که هیچ کدام صحیح نیستند و با قاطعیت می توان گفت اگر این مشکلات به موقع و به جا تشخیص داده شوند. قابل درمان است.

بد نیست بدانید افرادی چون آلبرت انیشتین، نابغه ریاضی، توماس ادیسون، مخترع و مبتکر و نابغه آمریکایی، اگوست رودین، مجمسه ساز بزرگ فرانسه، لئوناردو داوینچی و بتهون همگی دچار اختلالات یادگیری بودند. با توجه به این که بنیادی ترین عامل در درمان این کودکان معلم است، لازم است معلم درصدد جستجو و کاربرد راهبردهای مورد نیاز این کودکان برآید.

یکی از موثرترین روش های تدریس به این دانش آموزان، روش تجزیه تحلیل و به عبارتی ساده سازی تکلیف درسی است. استفاده از این روش به این صورت است که معلم پس از انتخاب موضوع درسی مناسب و مشخص کردن هدف آن، هدف کلی را به اهداف جزئی تقسیم می نماید و برای هر یک، مراحل آموزشی از ساده به مشکل در نظر گرفته می شود. معلم همچنین می تواند برای برنامه آموزشی خود از حداکثر امکانات تکنولوژی آموزشی بهره گیرد. به دلیل اینکه این اختلال سه نوع عمده دارد؛ برای هر کدام از انواع اختلالات نکات ویژه ای وجود دارد، که باید در زمان درمان در نظر داشت.

درمان حسابی

اگر بخواهیم به گونه ای اختصاصی تر به راهکارهای درمانی کودکان دارای اختلال یادگیری بپردازیم بهتر است برای درمان اختلال ریاضیات، ابتدا نوع و الگوی خطاهای ریاضی کودک شناسایی شود. بدین ترتیب می توان تاکید اصلی را معطوف ترمیم حوزه ای کرد که کودکدر آن ضعف دارد. لازم است از موارد عینی و شبیه سازی برای نشان دادن مفاهیم انتزاعی استفاده و کودک ترغیب شود از مواد یادگیری معینی استفاده کند تا مفاهیم را به خوبی درک و به آنها تسلط پیدا کند.میگنا دات آی آر، در این روش، اغلب آموزش اصول کمّی مانند ترتیب، اندازه، فضا و فاصله با استفاده از موارد قابل لمس و کلام شروع می شود و در نهایت به تقویت قوه استدلال و تفکر می انجامد. فلش کارت ها هم برای مشق ریاضی به کار می روند تا عملیات های ساده ریاضی به حافظه سپرده و خودکار شوند.

درمان خواندنی

برای درمان اختلال خواندن از برنامه های متنوعی استفاده می شود، که آگاهی کودک را درباره حرکات لب و زبان و رابطه آنها با برخی حروف و صداها افزایش دهد. در کنار آن لازم است به دانش آموزان آموزش دهند به جای حفظ طوطی وار، از منطق استفاده کنند. از کتاب های درشت چاپ با فواصل زیاد بین حروف استفاده شود. همچنین ممکن است کودک گفتن حرف را به ترتیبی که آن را ردگیری و مشاهده می کند، تمرین کند. به علاوه، یادسپاری واژه هایی که کودکان مدرسه ای بیشتر با آنها سروکار دارند، برای خواندن دیداری بسیار مناسب هستند. سطح خواندن روان را می توان با استفاده از آموزش ریشه، پیشوند و پسوند کلمه های متداول به کودکان افزایش داد. بازی با واژه های آهنگین (مانند غاز – باز) نیز سودمند است.

درمان نوشتنی

برای درمان اختلال دیکته نویسی لازم است کلاس های آموزشی هم راستا با پیشبرد مهارت های نوشتن برگزار شود. معلم این دانش آموزان باید به اندازه کافی به دانش آموزان وقت بدهد فعالیت های نوشتن را کامل کنند. همچنین می تواند امتحان آنها را به صورت شفاهی بگیرد.

راهکار درمانی دیگر عبارتند از: آزادی انتخاب موضوع توسط شاگرد، تمرین های کافی برای به آرامش رسیدن دست ها و بازوها، تمرین کردن حروف مشکل، برگزاری کارگاه های آموزشی نوشتن و تشویق آنها برای نامه نوشتن به دوستان و نزدیکان. البته لازم به ذکر است این مداخلات به دلیل علل متعدد اختلالات یادگیری، می تواند بسیار گسترده تر و متنوع تر باشد.


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان