امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشتراک وخیم
#1
موضوع صرفا آزاد و بدون هدف تعبیه شده است
[تصویر:  harm-shab-68.jpg]
به خارپشت درشتی كه توی چشم تو و

به استخوان ظریفی كه در گلوی من است

چه اشتراكی وخیمی ست زندگی كردن !

در این تكامل مضحك كه تا كمر لجن است



چقدر تن بدهیم از شروع شب با درد

به خواب های عمیقی كه وقف بختك هاست

در این كشاكش آدم بزرگ های خشن

چقدر كودكمان در درونمان تنهاست


به این نتیجه رسیدم دروغ منطقی است

هر آنچه می شنوی و هر آنچه می گویی

چه اشتراك وخیمی ست زندگی كردن!

چه اتفاق عجیبی ست این زناشویی!


چقدر درد تو تا مغز استخوان بکشد؟

به لب رسیده و از سر گذشته صبری كه...

چقدر نقطه بچینم ادامه ات بدهم؟

چقدر گریه شوم روی سنگ قبری كه...


به كوچ می بردم دسته های مرغابی

كه توی بالشم از هر طرف به پروازند

برای ترك تو باید به جای دیگر رفت

چه زخم های زبانی که رو به من باز اند!


به راه های موازی که از تمام جهات

تو را نرفته در این انتظار برگشتند

چه خاک ها که عبورش بلند شد من را

چه اسب ها که تو را بی سوار برگشتند


اگرچه آخر هر جاده ناكجا آباد

اگرچه نقطه ی پایان همیشه مجهول است

برای رد شدن از این سكون مردابی

عبور كردن از این برهه آخرین غول است


برای ترک تو شب را به تخت می بندم

به خواب می روم از عمق خستگی هایم

دراز می شوم از ابتدای این خانه

درست تا لبه ی انتهای دنیایم

میلاد روشن
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، Hossein.J ، مهسا.م ، Dash @li ، نوید خزدوز ، r.mir


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان