امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امین الدوله و پیمان ننگین پاریس
#1
در سال ۱۸۵۷ میلادی مصادف با ۱۲۷۳ هجری قمری پیمانی بین دولت های ایران و انگلیس منعقد گردید که در آن پیمان بخشی از کشورمان و خراسان بزرگ یعنی هرات و افغانستان از خاک ایران جدا گردیده و آرزوی دیرین استعمار جهت کوتاه نمودن دست ایران از شبه قاره هند جامه عمل پوشید.حال در این مقال به نقش و پیشینه یکی از عوامل انعقاد این پیمان نامه به اختصار خواهیم پرداخت.

ابوطالب فرخ خان امین الدوله کاشی؛
ابوطالب در حدود سال ۱۲۳۰ قمری(۱۸۱۴) به جهان آمد و در ۱۲۸۸ ق (۱۸۷۱) از جهان رفت.
در آغاز نوجوانی “خلقی داشت طیب الادا و خلقی کالبدر اذاابدا.” مخزن الوقایع
فتحعلی شاه او را دید و پسندید و در جرگه غلام بچگان خود درآورد.ابوطالب برای شاه قلیان می آورد و پیمانه میریخت. میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی قطعه ای درباره ابوطالب دارد که در منشآت او چاپ نشده و آن این است:

“معقول کاری ،روزگاری داشتیم ؛هروقت که از خدمات دولتی خسته میشدیم ،در سالاریه گرم بازی شطرنج بودیم ، و چون از حرکات فیل و فرزین و رخ ،ملال حاصل شدی به غنج و دلال “فرخ” واصل شدمی . چه “فرخ” ،لبی رنگین تر از لاله ،دلی سنگین تر از مرمر ، بهشت نعیم ،ید و بیضای کلیم ، کلاله مو ، لاله رو ، ابرو کمند ، بالا بلند ، تذرو خرام ، شیرین کلام ، گل بدن ، جادو سخن ، نازک میان ، سهام مژگان ، قندین لب ، ماه غبغب ، روشن ضمیر ، خرما کی… ، پرمایه ، فندق خا… !! ”
نهاده زلف خود را در دکانی به هر موجی نهاده نرخ جانی
بلا و فتنه چاووشان راهش اجل فرمانده چشم سیاهش [۱]

و چون زمانی به قایم مقام پروا نکرده ، قائم مقام هم به تضمین از “عنصری” که درباره سلطان محمود غزنوی و ایاز سروده:

او و من هر دو به هم نازیم و ناز من به است او به حسن خویش نازد من به مدح شهریار [۲]

دوره نوجوانی ابوطالب سپری گردید “آن حلق داودی متغیر شد و جمال یوسفی به زبان آمد و بر سیب زنخدانش چون به گردی نشست و رونق بازار حسنش شکست.” [۳]

فتحعلی شاه او را نزد عباس میرزا نائب السلطنه فرستاد و نوشت:

فرخ خان ساقی خودمان را که ریشش درآمده بود ،برای پیشخدمتی شما فرستادیم.در کتاب کشکول جمالی نوشته محمد علی جمال زاده میخوانیم “آقای حسن وثوق (وثوق الدوله) حکایت میکردند که ایشان مالک کاغذی هستند که وقتی عباس میرزا حکومت تفلیس داشته ،پدرش فتحعلی شاه بدو نوشته است.کاغذ به خط میرزا مریم نام زنی است که منشی حضور فتحعلی شاه بوده است.
فتحعلی شاه می نویسد:فرزند جانم ، غلام بچه های ما ، رفته رفته بزرگ شده اند و دیگر مناسب این خدمت نیستند . باید مقداری غلام بچه های خوشگل و قشنگ هرچه زودتر تدارک دیده بفرستی .از کارهای تو هم خیلی خوشوقتم . همه حسابی هست و خیلی هم حسابی است و کاملا حسابی است و حسابی حسابی است.

ابوطالب در دستگاه پوسیده “کپک اوغلی” ها روزبروز ارجمندتر شد ؛ فرخ خان شد؛ امین الملک شد ؛ امین الدوله شد سفیر شد .

اعتماد السلطنه در “روزنامه خاطرات ” خود (ص ۱۰۰۶) این بیت را آورده است؛
همه طبال و ما همان بطال ای پسر کو… بده به استعجال !!

و پیمان ننگین پاریس را با انگلیس ها بست ، یعنی که هرات و افغانستان را به انگلیسیان بخشید. همچنان که چند سال پس از این در سال ۱۲۷۷ به دستور انگلیسیان، امتیاز سیم تلگراف خانقین، تهران را از شاه برای انگلیس ها گرفت. [۴]

این که بیشتر کوشیده اند که گناه پیمان پاربس را یکسره به گردن میرزا آقا خان نوری بیندازند صحیح نبوده و گناه این خیانت به گردن هردوی آنها یعنی میرزا آفا خان و امین الدوله میباشد و سخن اعتماد السلطنه پذیرفتنی است که امین الدوله برای بستن پیمان پاریس از انگلیسها پول گرفت.
چونین کسی در ۱۸۷۵ یعنی سالی که آن پیمان ننگین و رسوا را بست و دست ایران را برید، در پاریس به لژ فراماسونی گراندریان پیوست!!
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان