امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 2.57
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
میخواهم برگردم...
#1
میخواهم برگردم
به روزهایی کودکی آن زمان ها که:پدر تنها قهرمان بود.

عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود..

بدترین دشمنانم خواهر و برادرهای خودم بودند

تنها دردم زانوهای زخمی ام بودند

تنها چیزی که میشکست اسباب بازیهایم بود

و معنای خداحافظی تا فردا بود...!



[تصویر:  1392565030411.jpg]
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، Dash @li ، elahe ، مهسا.م
#2
ازخداپرسیدم:چه چیزبشرشماراسخت متعجب میسازد؟

خداپاسخ داد:کودکی اشان...اینکه آنهاازکودکیشان خسته میشوند...عجله دارندکه
بزرگ شوند...وبعددوباره پس ازمدتها،آرزومیکنندکه کودک باشند...

....اینکه آنهاسلامتی خودراازدست میدهندتاپول بدست آورند...وبعدپولشان راازدست میدهندتادوباره سلامتی خودرابدست آورند...

....اینکه بااضطراب به آینده مینگرند...وحال رافراموش میکنند،...وبنابراین نه درحال زندگی میکنندونه درآینده...

...اینکه آنهابه گونه ای زندگی میکنندکه گویی هرگزنمی میرند...وبه گونه ای می میرندکه گویی هرگززندگی نکرده اند...
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط NasimR ، elahe ، مهسا.م
#3
كاش ب زماني برگرديم ك تنها غم ما شكستن نوك مدادمان بود...
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، NasimR ، elahe
#4
(19-02-2014، 11:47 AM)مهسا.م نوشته است:  كاش ب زماني برگرديم ك تنها غم ما شكستن نوك مدادمان بود...
نه تمامی تلاش ما برای شکستن دل دیگران ...
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، NasimR ، مهسا.م
#5
(20-02-2014، 05:09 PM)forest-eng نوشته است:  
(19-02-2014، 11:47 AM)مهسا.م نوشته است:  كاش ب زماني برگرديم ك تنها غم ما شكستن نوك مدادمان بود...
نه تمامی تلاش ما برای شکستن دل دیگران ...


كاش ب زماني ميرفتيم ك تمام اين غم ها برايمان خاطره مي شد...
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط NasimR


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان