امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خدا (دلنوشته من)
#1
Sad 
گاه غم دلم را میگیرد

همان لحظه که دستانم خالی از توست

وچه آرام درخود فرومیروم

سکوت میکنم

پی میبرم

وبیصدامیشکنم

حضورنازنینت را میخواهم

وآن آرامشی که بی دریغ بر من نازل میکنی

میدانی......خسته ام

بیا

بنشین

همینجا

وسرم را برروی پاهایت بگذار

وآرام در گوشم بخوان

بگو:بنده ی من روز از نو.......
پاسخ
 سپاس شده توسط elahe ، افسانه پناهی ، WiSe ، motahare ، مهسا.م
#2
چه استقبالی!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط elahe ، مهسا.م
#3

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ... ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ...

ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻧﯿﺴﺖ،ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻭﺑﯿﺎﺩ،

ﺑﯿﺎﺩﻭ ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ بگه ...

ﺑﮕﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ

قد راست کنه ...

ﺑﮕﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺷﺪﻩ،

ﺑﮕﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺭﻭﻧﺪﺍﺭﻩ ...

بگه فهمیدم فقط تو برام میمونی,

تویی که همیشه باهام بودی ,

ﺳﺮﺷﻮ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪﮐﺮﺩ

ﺗﻮﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻢ،

ی پوک به سیگارم بزنم و ﺑﺰﻧﻢ ﺯﯾﺮﺧﻨﺪﻩ ...

ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﻡ ﺗﺎ ﺍﺷﮑﺎﻡ ﯾﻮﺍﺵ ﯾﻮﺍﺵ

ﺍﺯﭼﺸﻤﺎﻡ ﺳﺮﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ...!

ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻨﻪ ...

ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﮕﻢ ... ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ،ﺷﻤﺎ .... ؟؟؟


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، مهسا.م
#4


خدايا كجايي ببيني كه تنهام...
كجايي ببيني چه تاريكه شبهام...
این نیز میگذرد...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان