امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ماجراهای جالب و خنده دار آقوی همساده !! طنز
#1
[تصویر:  0f5c025d6d6d3c6c247ab98c911a4970.jpg]
شخصیت
با مزه آقای همساده !!! که در سری جدید کلاه قرمزی ایفای نقش میکرد با
تعریف های عجیب و غریب بیننده هارو به خنده می آورد رو بیشتر شما میشناسید.
ما در اینجا چنتا از خاطرات زیبای ایشون رو براتون آوردیم. امیدواریم سبب
خنده و شادی شما بشه...
ماجراهای جالب آقوی همساده : “لوبیای سحر آمیز !”
آقو
ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم اینو
بفروشیم…رفتیم بازار یه پیرمردی دیدیم گفت گاوتو بده من بهت لوبیای سحرآمیز
بدم،آقو گاوو دادیم لوبیاهارو گرفتیم بردیم کاشتیم فرداش درخت در اومد از
درخت رفتیم بالا رسیدیم به خونه یه غول یه مرغ تخم طلا ازش کش رفتیم
برگشتیم پایین تا پامون رسید به زمین دیدیم اومدن جلبمون کردن!

[تصویر:  333333356.jpg]
گفتیم
چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غیر اصولی خاک منطقه رو ضعیف کردین ۱۴تا خانواده
بدبخت شدن! گفتیم کاکو صبر کن الآن یه تخم طلا بهت میدم شمام بیخیال ما
شو…به ای مرغو گفتیم یه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قیمت طلا در
بازارهای جهانی دیگه تخم طلا نمیذارم!
گفتیم حداقل دوتا تخم مرغ معمولی
بده تو زندان نیمرو کنیم گفت تخم مرغ معموای تو کلاس کاری من نیس!ها ها ها
ها ها ها ها…مارو که داشتن میبردن زندان وسط راه رسیدیم به اون پیرمردو
دیدیم مازراتی زیر پاشه!!! گفتیم کاکو چی شد پولدار شدی!؟ گفت اون گاوو که
به من دادی روزی ۲۵ تا گوساله طلا میزاد!…ها ها ها ها ها ها ها…آقو به نظر
من آدم همیشه باید قدر چیزایی که داره رو بدونه



[تصویر:  406c6a9d78de17392691b77738f6cef7.jpg]


ماجراهای جالب آقوی همساده : “فرار از زندان !”
آقو
ما یه بار تو یکی از زندان های آمریکا بودیم…یه پسریم اوجا بود بهش میگفتن
مایکل…آقو ای پسرو نقشه زندانو رو تنش خالکوبی کرده بود میگفت من شمارو
فراری میدم…گفتیم خب خدارو شکر بالاخره در میریم آقو از شانس ما شب قبل
فرار ای پسرو آبله مرغون گرفت همه تنش پر جوش شد نقشه ی رو تنش قاطی پاطی
شد از تو زندان تونل زدیم از وسط کاخ سفید سر در آوردیم!

ها ها ها…ینی چنان ضایع شدیما… ۴۰۰ سال دیگه حبس واسمون بریدن…۳۶بارم به اعدام محکوم شدیم!



[تصویر:  16f545b9b6352834c5f31232338d8e0b.jpg]


ماجراهای جالب آقوی همساده : “عشق و عاشقی دوران کودکی!”
آقو
ما یه سالمون که بود عاشق دختر همسایه بودیم،اونم عاشق ما بود…تا اینکه یه
روز یه نی نی جدید اومد تو کوچه مون و عشق ما دو روز بعد مارو بخاطرش ول
کرد! روزی که داشت میرفت بهش گفتم “عزیزم تو تمام زندگی منی،من تک تک
نفسهامو به بهونه وجود تو میکشم،تویی دلیل زنده بودنم”…آقو برگشت گفت
“میدونم..ولی کامبیز پوشک خارجی میبنده”…ها ها ها ها ها…
بله ما اولین شکست عشقی رو در سن یک سالگی تجربه کردیم! ینی چنان از درون خورد شدیم که نگو…له له شدیم!
پاسخ
 سپاس شده توسط elahe ، motahare ، NasimR


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  متن خنده دار کارت عروسی محمد صالحی 0 91 13-02-2014، 09:59 PM
آخرین ارسال: محمد صالحی
  مطالب خنده دارشب امتحان *ویژه دانشجویان* افسانه پناهی 0 127 17-12-2013، 01:21 AM
آخرین ارسال: افسانه پناهی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان