امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مقاله مهندسی صنایع
#1
6 سیگما چیست؟ 6سیگما در دهه 1980 این متدلوژی در شرکت موتورولا بوسیله کارشناسان مهندسی و آمار تدوین وبا حمایت کامل باب گلوین مدیر ارشد اجرا شد.
در دهه 1980 این متدلوژی در شرکت موتورولا بوسیله کارشناسان مهندسی و آمار تدوین وبا حمایت کامل باب گلوین مدیر ارشد اجرا شد. سازمانهای پیشگام بعدی که از این روش استفاده های مفیدی نمودند عبارتند از :

Kodak
TI
Allied
Signal
IBM

· جنرال الکتریک سازمانی است که از این متدلوژی در کلیه واحدهای تجاری استفاده کرد و جهش اقتصادی ایجاد کرد.
· سونی و توشیبا در سالهای 1998 اقدام به اجرا کردند.
· در سال 2000 خودروسازیها نیز از این متدلوژی بهره مند شدند.
شش سیگما چیست؟
یک متدلوژی بهبود مستمر کیفیت است که با کاهش تغییرات ذاتی فرایند انجام میشود. کانون توجه این متدلوژی درک کامل از فرایند طراحی و ساخت در راستای رضایت مشتری است.
تعریف عملی و کلاسیک
شش سیگما یک نگرش منضبط، داده محرک و روشی برای حذف عیبها در هر فرآیند و محصول می باشد ودامنه آن از ساخت تا فروش را در برمی گیرد و شامل همه محصول و خدمات ارایه شده از سوی یک سازمان می گردد.
شش سیگما با کمک ابزارهای آماری، عملکرد فرآیند را به صورت کمی توصیف می نماید و از این رهگذر می توان تغییرات به وجود آمده شامل بهبود و پسرفت ایجاد شده را در فرآیند ها و محصولات و خدمات ارایه شده از سوی سازمان مشاهده کرد. برای رسیدن به سطح شش سیگما هر فرآیند در سازمان نمی بایست بیش از 3.4 عیب در هر یک میلیون فرصت تولید نماید. در شش سیگما عیب به هر چیزی که خارج از مشخصات تعیین شده از سوی مشتری باشد، گفته می شود و فرصت حداکثر تعداد دفعاتی می باشد که هر عیب مجال حضوردر یک محصول یا فرآیند را پیدا می نماید و تعداد عیوب ممکن بستگی به تعداد مشخصه هایی دارد که برای خروجی فرآیند تعریف شده است. این گفته بدین معنی می باشد که شش سیگما به دنبال محصول یا خدمتی است که عاری از هر گونه نقص به مشتری ارایه شود و خواسته های او را در سه زمینه کیفیت، زمان و هزینه، برآورده سازد.
هدف بنیادی روش شش سیگما اجرای راهبردی مبتنی بر اندازه گیری عملکرد است و از طریق اجرای پروژه های بهبود دهنده،شش سیگما سعی در کاهش نوسانات فرآیند و بهبود آن دارد. این کار به کمک دو روش فرعی در شش سیگما انجام می شود: DMAIC و DMADV. فرآیند DMAIC یک سامانه بهبود دهنده برای بهبود فرآیند هایی است که در حال حاضر خارج از مشخصات عملکردی خواسته شده از سوی مشتری یا مدیریت ارشد سازمان می باشند. فرآیند DMADV یک سامانه بهبود دهنده برای ایجاد فرآیند یا محصولات جدیدی است که می خواهیم سطح کیفیت آنها شش سیگما باشد. البته زمانی که نتوان عملکرد فرآیند موجود را بیش از سطح فعلی بهبود داد باز از این روش می توان بهره جست.
هر دوی این روشها را کمربند سبزها و کمربند مشکیهای شش سیگما اجرا می نمایند و استادان کمربند مشکی بر اجرای پروژه ها سرکشی می نمایند. کلیه فعالیتهای بهبود مستمر کیفیت تنها بر پایه روش پروژه های پی در پی تحقق می یابند (All quality improvement occurs on a project-by-project basis and in no other way).
معیار های انتخاب پروژه های شش سیگما
یکی از مهمترین عوامل در نتیجه بخش بودن پروژه های شش سیگما ، انتخاب مناسب آنها می باشد . انتخاب پروژه های شش سیگما براساس ماهیت کاری سازمان ها متفاوت است . از آنجائیکه هدف پروژه شش سیگما ، افزایش رضایت مشتری و سوددهی ( کاهش هزینه ها ) می باشد ، برخی از پروژه ها بر فرایندهای صنعتی و برخی دیگر بر فرایندهای خدماتی تمرکز دارند .
پروژه های شش سیگما باید با توجه به استراتژی های سازمان ، انتخاب گردند و تحت حمایت اهداف تجاری سازمان باشند . بطوریکه لازم است راهبر سازمان اهداف اولیه کلان شرکت ، اهداف اولیه عملیاتی را برای هر واحد کاری و خط مبنای کلیدی را قبل از انتخاب پروژه ها تعیین نماید . همچنین پروژه های شش سیگما باید از مشکلاتی انتخاب گردند که تاکنون سازمان قادر به حل مسئله نبوده است و راه حل ها مشخص نمی باشد و از طرفی پروژه ها در بازه زمانی شش ماهه پایان پذیرد و قابل پیگیری و اندازه گیری باشند .
اهداف شش سیگما

کاهش نوسانات و تغییرات
کاهش ایرادات
بهبود بازدهی فرایند
افزایش رضایت مشتری
کاهش هزینه ها
بهبود کیفیت
روشی سیستماتیک جهت حل مسائل
تقویت بنیه رقابتی سازمان
کاهش سیکل زمانی ( تحویل به موقع )

اهداف ملموس در شش سیگما
اهداف 6 سیگما
سطح سیگما
تعداد خرابی در هر میلیون عدد
نرخ خرابی
2
308,537
30.8537
3
66,807
6.6807
4
6,210
0.621
5
233
0.0233
6
3.4
0.00034

مراحل تعریف و اجرای پروژه های 6 سیگما

· فاز تعریف
· فاز اندازه گیری
· فاز آنالیز
· فازبهبود
· فاز کنترل
اهداف فاز تعریف
· تمرکز بر انتخاب پروژه مطابق اهداف استراتژیک و فرایندهای اصلی شرکت
· شناخت و تعریف دقیق مشکل
· انتخاب و تعریف دقیق پروژه
· تعریف مشخص دامنه فرایند و شناخت فرایند
· شناخت مشکل و درک درست از مسئله توسط کلیه اعضای تیم
· انتخاب شاخص های کلیدی
· انتخاب شاخص هایی جهت کمی نمودن مشکل
· مشخص نمودن نواحی بهبود
· حصول اطمینان از تمرکز روی مشتری ( شناخت و نیازمندی های مشتری)
· تخمین از منافع مادی پروژه و یا بهبود
اهداف فاز اندازه گیری
· تعیین شاخص ها و معیارهای اندازه گیری
· انتخاب و ***** نمودن تعدادی از معیارهای اندازه گیری
· جمع آوری داده ها بر اساس فرمت مشخص
· بررسی صحت سیستم اندازه گیری در سیستم
· نمایش داده ها به منظور نشان دادن نوسانات فرایند و وضعیت موجود
· شناخت حالات بالقوه و بالفعل خطاها
· شناخت علل بروز مشکل
· محاسبه قابلیت فرایند و سطح سیگما
اهداف فاز آنالیز
· تجزیه و تحلیل دقیق فرایند به منظور شناخت کامل مشکل
· شناسایی فعالیت های دارای ارزش افزوده و فاقد ارزش افزوده
· شناخت علل اصلی بروز مشکل
· تصدیق علل ریشه ای به روش های مختلف
· مشخص نمودن منافع بالقوه از حذف عیوب فرایند
اهداف فاز بهبود
· ارائه راه حل ها جهت حل مشکل
· ارزیابی و انتخاب راه حل ها برای علل ریشه ای شناخته شده
· مشخص نمودن ریسک ها و راه حل های اصلی
· اجرای پایلوتینگ
· اجرا و راهبری راه حل ها و برنامه های اجرایی با ریسک کمتر پس از اجرای پایلوتینگ
· ارائه یک برنامه زمانبندی شده جامع جهت بهبود فرایند مطابق اهداف از پیش تعیین شده ( بودجه ، منابع و ... )
اهداف فاز کنترل
· کنترل کیفیت و مدیریت تغییر فرایند
· استاندارد سازی و مستند کردن روش های مؤثر جهت پایایی تغییرات اعمال شده در سیستم
· حصول اطمینان از تحت کنترل بودن پروژه و تطبیق با مشخصه های ارائه شده
· ارزیابی مجدد فرایند و نشان دادن بهبودها
· تحویل فرایند ، خلاصه کردن آموخته های کلیدی و آماده کردن طرح های مقدماتی برنامه های آینده
موفقیت شش سیگما
اجرای موفق شش سیگما بستگی به ارتباط مفاهیم زیر دارد:
· تعهد بسیار مشهود مدیریت با نگرش بالا به پایین. کارکنان باید راهبری و هدایت فعالی را در طول اجرای پروژه ها از سوی مدیریت ارشد سازمان شاهد باشند.
· یک سیستم اندازه گیری برای ردیابی و دنبال کردن پیشرفت. این امر یک نصور ملموس از تلاش های سازمان را ایجاد می نماید.
· الگوبرداری داخلی/خارجی از محصولات، خدمات و فرآیند های سازمان. این اطلاعات زمانیکه سازمان شروع به بحث و درک راجع به موقعیت واقعی بازار فروش نمود،منجر به بروز تحولی بسیار چشمگیر می شود. این تجربه منجر به شکل گرفتن سازمان بر اساس فلسفه حل مسئله می شود.
· گسترده کردن اهداف برای تمرکزافرادبرتغییر فرآیند ها به طوریکه کارها انجام گردد. این امر منجر به ایجاد نرخ نمایی در بهبهود می شود.
· آموزش کلیه سطوح سازمان : بدون آموزش های لازم افراد نمی توانند نگرش و فلسفه بهبود را کاملا درک نمایند.
· نمونه های موفق برای نشان دادن اینکه متدولوژی شش سیگما چگونه ایجاد می شود و نتیجه می دهد.
وجود راهبر((Championو کمربند سیاه Black) Belt) برای حمایت شروع پروژه و تهیه برنامه ریزی لازم، آموزش و مشورت در کلیه سطوح سازمان
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان