امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصاحبه بارتبه برترکنکور
#1
خانم مرضیه ربیعی - 4 رتبه تک رقمی در 5 گرایش مهندسی صنایع و سیستم

مصاحبه اختصاصی دپارتمان تخصصی صنایع با مهندس مرضیه ربیعی، 4 رتبه تک رقمی در 5 گرایش مهندسی صنایع در کنکور ارشد سال 91

رتبه در 2 آزمون جامع دپارتمان تخصصی مهندسی: 2 و 1

مرضیه ربیعی- رتبه تک رقمی در 4 گرایش مهندسی صنایع

1 . کمی خود را معرفی کنید.

مرضیه ربیعی، اهل ساری فارغ التحصیل از دانشگاه شریف سال 90

2. تاریخ دقیق شروع درس خواندن برای کنکور ارشد را به یاد دارید؟ کمی توضیح دهید.

اگه بخوام دقیق بگم از اواخر تیر ولی نه به صورت جدی که تا اواخر مرداد ادامه داشت اما بعد از یک وقفه 1 ماهه به صورت جدی از اول مهر شروع کردم.

3 . از روزی که درس خواندن را شروع کردید را تا روز کنکور به بازه های 2 ماهه تبدیل کنید و بگویید در هر بازه روزانه چقدر درس می خواندید؟

از مهر که به صورت جدی درس خوندن رو شروع کردم تا روز کنکور در تمام بازه ها یکسان و روزانه تقریبا 8 ساعت درس می خوندم.

4 .وضعیت تحصیلی خود در دوران دبیرستان و دانشگاه رو شرح دهید؟

فکر کنم بیشتر وضعیت تحصیلی تو مقطع کارشناسی منظورتون باشه. من تو دانشگاه جزو بهترینها نبودم ولی معدل خوبی داشتم و با معدل 16.95 فارغ التحصیل شدم. و البته تو دبیرستان هم همیشه جزو نفرات اول کلاس بودم.

5 . قبل از ورود به دانشگاه برای لیسانس از رشتتون شناخت داشتید؟ آیا واقعا با علاقه وارد شدید؟ و اگر نه آیا در دوران لیسانس به رشتتون علاقمند شدید؟

در حد جزئی و در این حد که همیشه می گفتن صنایع یه اقیانوس یک متریه که همه چیو تو خودش داره (جمله معروف همیشگی) در حقیقت شناختم از این رشته در حدی نبود که بخوام بگم با علاقه وارد این رشته شدم. اون موقع اسم دانشگاه شریف واسم مهمتر بود که الانشم البته هست. ولی خوب بعدش از مباحث مهندسی صنایع هم بدم نیومد.

6 . تفاوت آزمون کارشناسی با آزمون کارشناسی ارشد چیست؟

من از این بعد به این قضیه نگاه می کردم که در هر دو مورد مجبوری تو یک بازه طولانی مدت درس بخونی فقط برای یک امتحانه دو ساعته بدون اینکه تو این مدت بتونی نتیحه کارتو ببینی. به همین خاطر از این نظر تفاوتی واسم نداشت ولی مطمئن بودم که رتبه عالی آوردن تو ارشد خیلی راحتتره و همین مسئله هم بهم انگیزه می داد.

7 . آیا در آزمون های پژوهش هم شرکت کرده بودید؟ (سطح سوالات چگونه بود و شباهت آنها به کنکور واقعی چقدر بود؟)چه مزیتی برای شما داشت؟

بله و اگه بخوام راستشو بگم سطح سوالات به خصوص تو دروس تخصصی با کنکور تا یک حدی متفاوت بود و البته من این قضیه رو از اونجا که با کنکورهای سالهای قبل مقایسه کرده بودم می دونستم. ولی واسم مهم بود که تو موسسه ای امتحان بدم که جامعه آماری بالا داشته باشه. و اساتید معتبری سوالاتش رو طرح می کنند.

8 . از شیوه درس خواندنتان بگویید؟

من هر روز صبح تا ظهر معمولا آمار و تحقیق در عملیات رو می خوندم و تست می زدم. و بعد از ظهرها هم بعد از یک استراحت شروع می کردم به خوندن چند تا از دروس تخصصی. شبها هم البته هر چند شب یک بار زبان می خوندم. اوایل واسه درس خوندن میرفتم کتابخونه ولی بعد فهمیدم فضای خونه واسم مناسبتره چون تو جو خانواده بودن باعث میشه که احساس کنی زندگی جریان داره.

9 . نحوه تست زنی شما چگونه بود؟ (ترکیب میزان مطالعه درس و مقدار تست) وآیا از شیوۀ خاصی در تست زنی استفاده می­کردید؟

اوایل وقتی تازه شروع کردم به درس خوندن، بعد از مطالعه هر مبحث درسی تستهای اون فصل رو می زدم و بعد می رفتم سراغ فصل بعد. و از همون اول هم سعی می کردم که تستها رو با زمان بزنم هرچند خیلی سخت بود به خصوص در مورد تستهای آمار کتاب دکتر ایوزیان.

اما اواخر با یه مرور کوتاه بیشتر سعی می کردم تست بزنم.

10 . داوطلبان امسال برای موفقیت در کنکور بر روی چه کتابهایی تمرکز کنند؟

همون منابعی که تو سایت دپارتمان اومده

11 . چرا تصمیم گرفتید کنکور کارشناسی ارشد بدهید؟

چون به نظرم کارشناسی واسم کافی نبود.

12 . درس خاصی بود که تا روز کنکور شما را اذیت کند؟ و آیا در درس خاصی ضعف داشتید؟ اگر داشتید با آن چه کردید؟

درسی نبود که اذیتم کنه ولی اینکه تونستم دوباره درسهای کارشناسی رو با یه نگاه دیگه بخونم واسم جالب بود به خصوص درسهایی مثل کنترل کیفیت و کنترل پروژه. اینم یکی از مزیتهای کنکوره. از این قضیه هم ناراحت نیستم که کنترل کیفیت سر جلسه کنکور خیلی اذیتم کرد چون به هر حال درس شیرینیه.

13. روزهایی که فشار کنکور به اندازه بود که واقعا احساس می کردید که دیگر نمی توانید چه می کردید؟

هرچند شروعش و استارت زدن سخت بود ولی خیلی راحت این مسیر رو اومدم، و هیچ وقت احساس نکردم که داره بهم فشار میاد یا بهم سخت میگذره. اگر هم گاهی دلسرد می شدم به آخر خوبش فکر می کردم.

گاهی اوقات می شنیدم که بچه ها از این شکایت دارند که موقعیت شرکت تو کلاسهای کنکور رو ندارند یا کسی رو ندارند که اشکالاتشون رو بپرسند ولی باید بگم که شرایط من هم دقیقا همین بود ولی هیچ وقت احساس نکردم که این قضیه داره واسم مشکل درست می کنه چون به نظرم این بهانه ها اول از همه جلوی پیشرفت خود آدم رو میگیره و درس خوندن رو واسش سخت میکنه. اگر آدم هدفی داشته باشه که ملکه ذهنش شده باشه، امکان نداره که بهش نرسه.حتی اگه شرایط نا مساعد باشه.

14. آیا کاری هست که از انجام ندادن آن پشیمان باشید؟ آیا کاری هست که از انجام آن پشیمان باشید؟ کمی توضیح دهید.

فکر می کنم کاری که باید رو انجام دادم ولی دوست داشتم که سر جلسه کنکور استرسم رو بهتر کنترل می کردم و وقتم رو بهتر مدیریت می کردم.

15. کتابها و منابع اصلی شما کدام ها بودند؟

آمار: کتاب دو جلدی دکتر ایوزیان و 2000 تست همان استاد

تحقیق در عملیات: کتاب 2000 تست آقای زاهدی سرشت

کنترل کیفیت: کتاب تست دکتر امیری

کنترل پروژه: کتاب دکتر سبزه پرور

کنترل موجودی و طرحریزی: کتاب مهندس حسن پور

اقتصاد مهندسی: کتاب آقای اسکو نژاد و حسن پور

زبان: کتاب پاسخ کنکور آقای نعمتی

16. انگیزه شما برای کسب یک رتبه خوب در کنکور چه بود؟

من از اونجا که پارسال فارغ التحصیل شدم، میتونستم سال قبل هم کنکور بدم ولی به خاطر یک سری مسائل امکانش به وجود نیومد و این باعث شد که من از هم دوره هاییهای خودم که یا با کنکور یا با معدل یا پذیرش گرفتن، ارشد رو شروع کرده بودن، عقب بیفتم. واسه همین سعی کردم این قضیه رو این جوری جبران کنم و جوری درس بخونم که جای هیچ کم و کاستی نباشه. و به خودم ثابت کنم که شرایطی که برام پیش اومد در حقیقت به نفعم بود.

17. اگر زمان به عقب بازگردد و دوباره بخواهید موسسه ای را برای کنکور انتخاب کنید البته با اطلاعاتی که الان کسب کردید باز هم پژوهش انتخاب شما بود؟

بله

18. تفریحات شما در دوران کنکور چه بود؟

بیرون رفتن با دوستان، تلویزیون ، اینترنت و چک کردن سایت دکتر ایوزیان و شنیدن حرف آدمهایی که حداقل تو یه چیز باهات اشتراک دارند میتونست جالب باشه.

19. آیا روز شروع درس خواندن برای کنکور رتبه ای را برای خود متصور بودید؟ قبل از روز کنکور فکر می کردید که چه رتبه ای کسب می کنید؟

در حقیقت فکر یک رتبه خوب از روزی شروع شد که تو اولین آزمون دپارتمان رتبه 1 آوردم. این قضیه واقعا بهم انرژی داد. و این باعث شد به یک رتبه حد اقل تک رقمی همیشه فکر کنم و هیچ وقت هم فکر نمی کردم که این واسه من آرزوی بزرگیه. چون به خودم اطمینان پیدا کرده بودم و فکر می کنم همین مهمتر از همه چیز باشه.

20. چه کسی در مسیر کنکور شما بیشترین تاثیر را روی شما داشت؟

افراد زیادی اطرافم بودند که بهم انرژی مثبت می دادند که البته از همه اونها متشکرم.

21. برنامه ریزی شخصی شما با برنامه های پژوهش هماهنگ بود؟ توضیح دهید.

بین هر دو آزمون پژوهش یک فاصله 3 هفته ای وجود داشت که من دو هفته اول رو با برنامه خودم پیش می رفتم و هفته آخر رو منحصرا همون مباحث آزمون رو می خوندم و البته ممکن بود بین برنامه ریزی من و برنامه آزمون اشتراک هم وجود داشته باشه.

22. از ایام انتظار برای نتایج کنکور بگویید؟

من کنکورم رو صحیح نکردم، همونطور که در مورد آزمونها هم تا قبل از اومدن نتیجه ها هیچ وقت این کارو نمی کردم. واسه همین برای خودم هیچ رتبه ای تخمین نمیزدم. و تا یک هفته قبل از اومدن نتایج هیچ حال و هوای خاصی نداشتم. چون اینو مطمئن بودم که هر کسی به اندازه تلاشش نتجه میگیره و کسی نمیتونه انکار کنه که تلاش من در حد نتیجه ای که گرفتم نبوده و اگر گاهی هم استرس نتیجه ها میومد سراغم ، این جمله بهم دلگرمی میداد.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان