امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاثیرفقردربزهکاری ازدیدگاه جرم شناسی
#1
در بررسي اين ديدگاه مي توان گفت:

اولاً آمار ادعايي ثابت نمي كند كه فقر تنها علت بزهكاري است و رابطه اي ژرف بين بزهكاري و سرمايه داري وجود دارد. بلكه آنچه را كه آمار به اثبات مي رساند اين است كه يكي از عوامل بزه زا فقر است.

ثانيا: مدعيان بايد به علاوه به اثبات رسانند كه در جوامع سوسياليستي اثري از تبهكاري نيست و پرواضح است كه اثبات چنين امري غير ممكن است بلكه هم اكنون تبهكاري در پيشرفته ترين كشورهاي سوسياليست پابرجاست، اگر چه كشورهاي سرمايه داري نيز از جرم رنج مي برند و نرخ تبهكاري در هر دو رژيم تأسف انگيز است.

ثالثا: اگر چه اين نظريه در تأثير وضع اقتصادي در ميزان بزهكاري بخشي از حقيقت را بازگو كرده است ولي هرگز جرايم ارتكابي در يك جامعه منحصر به جرايم مالي نيست. جرايم غير مالي همچون جرايم عليه عفت و اخلاق عمومي ممكن است ريشه در مسايلي تربيتي و نيز محيط اجتماعي داشته باشد.

رابعا: بسياري از تأثيرهاي فقر، تأثيري غير مستقيم است. مي توان گفت فقر موجب مي شود كه افراد در شرايط بد محيطي و در محله هاي كثيف و فقير نشين زندگي كرده و نتوانند فرزندانشان را آنطور كه بايد و شايد از تعليم و تربيت صحيح بهره مند نمايند و همين عدم تعليم و تربيت صحيح است كه آنان را به سوي ارتكاب جرم سوق مي دهد. بنابراين اگر سياست جنايي درستي در جامعه حاكم باشد با فرض وجود فقر مي توان از جرايم پيشگيري نمود. سياست اخلاقي و تربيتي تا حدود زيادي مي تواند اين نقش را ايفا كند.


2- مكتب تحققي:

آنريكو فري يكي از مؤسسان مكتب تحققي به بيان رابطه عليت در مورد بزهكاري پرداخت. به نظر وي وقوع هر جرم نتيجه انحصاري يكي از عوامل انساني، اجتماعي يا اقليمي نيست. درست است كه هنگام ارتكاب هر بزه خاص يكي از اين عوامل بر عوامل ديگر فزوني و برتري دارد ولي امتزاج و تركيب هر سه عامل براي ارتكاب بزه ضروري است. مكتب تحققي جنايتكاران را به پنج دسته تقسيم مي كندكه تأثير فقر را تنها در ارتكاب جرم توسط يك دسته از آنها مي پذيرد ؛

1- جاني بالفطره

2- جاني ديوانه

3- مجرمين به عادت

4- جاني حساس و

5- جاني اتفاقي؛ جاني اتفاقي كسي است كه اتفاقا تحت تأثير عوامل و نيروهايي چون فقر و بيكاري مرتكب جرم مي شود. اين دسته فطرةً داراي طبع بزهكار نبوده و ممكن است از عمل خود هم پشيمان شده و به جرم خود نيز اعتراف نمايند. اين دسته از مجرمان معمولاً خطرناك نبوده ليكن در يك زمان خاص و تحت تأثير عوامل اجتماعي و اقتصادي عنان اختيار از دست داده و مرتكب جرم مي شوند.12 با توجه به همين اعتقاد به تأثير عوامل اقتصادي است كه در تنظيم سياست كيفري در مورد پيشگيري از وقوع جرايم به مسايل اقتصادي توجه نموده و با تذكار به آنكه يكي از علل مهم وقوع جرايم، علل بزه زاي خارجي است، تصريح نموده اند كه بهبود وضع اجتماع و وضع اقتصادي موجب مي شود كه تعداد جرايم به مقدار زيادي كاهش يابد. اين مكتب پيشنهاد مي كند براي كم كردن جرايم بهتر است بجاي مجازات كردن مجرمان با تحول در وضع اقتصادي و اجتماعي جامعه موجبات ارتكاب جرم را از بين برد؛ چه همانطور كه آنريكو فري گفته:
«براي دفاع در قبال بزهكاري و اعتلاء سطح اخلاقي مردم، كوچكترين پيشرفت در وسايل و اقدامات جلوگيري از جرايم هزار بار بيش از تدوين يك دوره قانون جزا ارزش دارد.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان