امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جایگاه دوره بازگشت ادبی درسبک شناسی
#1
چکیده دراین مقاله کوشیده ایم یک برهه ی استثنایی را در سبک شناسی دوره های ادبیات فارسی،یعنی سنت بازگشت ادبی،نشان دهیم وضرورت های سیاسی پیدایش آن را بازکاوی کنیم.بر این باوریم که نمی توان به شعر "دوره ی بازگشت ادبی"عنوان"سبک" که ارزش ادبی داشته باشد اطلاق کرد؛بلکه بنا به روح عجیب تقلید؛می توان آن را تسامحا"یک "سنت ادبی" و"عرف شعری"میان شاعران این دوره دانست.ارزش ادبی این دوره بسیار محدود است؛به طوری که با در نظر گرفتن مدل های اولیه ی آن در سده های پیشین می توان در یک بررسی سبک شناسانه وانتقادی آن را در اولویتی ثانوی قرارداد.

کلیدواژه هابازگشت،سبک شناسی،نقد،سنت...

مقدمه

ابهامی که در دوره های سبکی شعر فارسی نمود پیدا می کند،به دوره ی بازگشت ادبی مربوط است؛چه،بین سبک هندی و این دوره-طبق منطق سبک شناختی-هیچ مکتب بینابینی دیده نمی شود.پرسشی که باید پاسخ داده شود این است که اساسا" چرا بازگست ادبی روی می دهد؟کدام سازوکارهای سیاسی تداوم بخش ومکمل این روند است؟تفاوت آن با مکاتب مشابه در ادبیات جهان چیست؟این مقاله -که در شماره96فصلنامه ی آموزشی،تحلیلی واطلاع رسانی زبان وادب فارسی،زمستان89چاپ شده-در پی ایجاد وضوح در بررسی های سبک شناختی ونقدادبی در باره ی سنت باز گشت ادبی است.پیش از این،پژوهشگران دیگری نیز به موضوع پرداخته اند؛تصور می شود اما،جنبه های ظریف پیوندهای سیاسی،ادبی وانتقادی آن به خوبی مبین نبوده و هیچ گاه به عنصر استثنایی بودن وماهیت بازگشتی بودن آن با توجه به ضرورت های تاریخی وسیاسی پرداخته نشده است.

دوره ی بازگشت ادبی با عصیان ادبی چندتن ازشعرای نیمه ی قرن دوازده هجری برضد سبک هندی شکل گرفت.در این مقطع تاریخی،یعنی اواخر دوره ی افشار،اندکی پیش ازآن که فتحعلی شاه گویندگان وسخنوران را دردربار باشکوه خود گردآورد،"ذهن مردم ازسبک متکلف دوره ی مغول و تیموریان وعبارت-پردازی ها ونکته سنجی های سبک هندی آزرده وملول گردیده ونهضت نسبتا"مهمی درشعرفارسی آغازشد."(آرین پور،1382:ص13)

درحقیقت،سرچشمه ی این دوره رابایدوقایعی ازقبیل فروپاشی حاکمیت صفویه وسپس،تاراج کتاب خانه های اصفهان به دست افغان ها دانست که درحمله ی نادرافشاربه ایران بازگشت ومقداری ازآن کتب نیزتوسط ازبکان به ایرانیان فروخته شد.ازاین باب"آشنایی اهل فضل با این کتب قدیمی بعدازگذشت مدتی دردوره ی قاجارباعث توجه مردم به شعرونثرقدیم گردیدوباب تتبع درادبیات قدیم گشوده شدکه ثمره ی آن درشعر،نهضت بازگشت ودرنثر،رهایی نثرازانحطاط وغلط نویسی هاست"(شمیسا،1380:ص238)

گرچه پرچم داران این دوره ی ادبی درشهراصفهان افرادی چون مشتاق اصفهانی،نصیراصفهانی وشعله ی اصفهانی بودند؛"بدون شک درعصرصفویه بی سابقه نبودوآن رابه هیچ وجه خلق الساعه وتنها مولود خواست واراده ی امثال مشتاق وآذروهاتف وصباحی نبایدپنداشت.ازهمان اوایل عهدصفوی هم کسانی بودندکه طرزقدما را دوست می داشتندوآن رامخصوصا"درشیوه ی قصیده سرایی تتبع وتقلید می کردند..."(زرین کوب،1383:ص455)

سبک وتحولات سیاسی

مهم ترین نکته ای که دربررسی سبک شناسی دوره های ادبیات بایددرنظرگرفته شود،تحولات سیاسی جامعه است.چنانچه "عمده ترین عامل تغییرسبک،تغییروتحولات{ سیاسی}اجتماعی است که باعث تغییرزندگی وبینش ودرنتیجه ادبیات می شود.برای مثال هنگامی که غزنویان ازسلجوقیان شکست خوردندوفرهنگ مشرق ایران(خراسان)به نواحی مرکزی ایران رسید،سبک نظم ونثرفارسی عوض شد."(شمیسا،1373:ص71)

بااین تفصیل به آسانی می توان پذیرفت که چنانچه حاکمیت سیاسی صفویه ازبین نمی رفت،سبک هندی هم چنان پابرجا بودومسلما"راه برای عصیان ادبی هموارنمی شد.این به این معنا نیست که صفویان ازسبک هندی وشاعران حمایت می کردند؛بایداما به این نکته واقف بود که سبک های ادبی دردوره های تثبیت ساختارهای سیاسی وتمرکزحاکمیت است که شکل انسجام یافته تری می گیرند؛چنانکه می توان سبک خراسانی راسبک دوره ی غزنوی دانست وسبک بینابین آذربایجانی رامربوط به دوره ی سلجوقیان،وسبک رمزگرایانه ی عراقی رابه دوره ای ازحمله ی مغول منسوب کردکه به راحتی ووضوح نمی شدسخن گفت."ایران درزمان صفویه تجدیدحیات کردوبه عظمت ورفاه اقتصادی رسید.سبک هندی ازاوایل قرن یازدهم تا اواسط قرن دوازدهم به مدت150سال درادبیات فارسی رواج داشت(شمیسا،1374:ص284).ازاین رومی توان گفت که ظهوروافول حاکمیت های سیاسی وسبک های ادبی رابطه ای مستقیم وانکارناشدنی دارندومی توان برآن بودکه هرنوع حکومتی زبان حال مخصوص وسبک ویژه ای دارد.درست است که شعرای مدیحه سرای صفویه به امیدصله راهی دربارهندشده بودندوسبک هندی رارواج دادندامابایدتوجه کردکه سلسله ی گورکانیان هندباحمله ی نادرکاملا"تضعیف شده بودودیگرمنبع حمایت سبک هندی عملا"ازبین رفته بود.

نکته ی قابل توجه در سبک شناسی این دوره،یعنی دوره ی بازگشت ادبی،این است که برخلاف عرف سبک شناسی بین سبک هندی ودوره ی بازگشت هیچ مکتب بینابینی وجودندارد."درسبک شناسی بایدتوجه داشت که بین دو سبک،همواره دوره ی بینابینی است؛زیرابایدنسل تربیت شده دردوره ی قبل ازمیان برودونسل جدیدبالیده درفضای تازه برروی کاربیاید..."(همان:صص57-58)این درحالی است که برای دوره ی موردبحث چنین وضعی نمی بینیم؛مگراینکه دوره ی فترت شعروادبیات را،که حدودا"هفتادسال طول کشید_از برافتادن صفویه تاروی کارآمدن فاجار،دوره ی بینابین بدانیم.شمیسا هم به نبودچنین برشی ازتاریخ سبکی اشاره کرده است(سبک شناسی شعر:305).

سبک،دوره،نهضت

اگرآنگونه که تعریف کرده اندسبک را"شیوه ی خاص یک اثریا مجموعه ی آثارادبی...وسبک شعررامجموعه ی ویژگی هایی...که شاعریاشاعران درنحوه ی بیان اندیشه واسلوب های لفظی بدان توجه داشته اند..."(سنگری،ذوالفقاری،1380:ص20)یا"وحدتی که درآثارکسی به چشم می خورد،یک روح یاویژگی یا ویژگی های مشترک ومتکرردرآثارکسی"(شمیسا،1373:ص13)بدانیم،بایدبگوییم که شعرونثردوره ی بازگشت ادبی به هیچ وجه نه"شیوه ی خاص"است ونه"یک روح ویژه"بلکه دریک تحلیل کوتاه،تفلیدی است ناقص ازروی یک "تقلید"؛بااین تفاوت که تقلیدنخستین احتمالا"معادل مفهوم اصلی هنراست.

زرین کوب هم درجایی سبک راعبارت از"شیوه ی خاص درنزدهرگوینده-تعبیرصادقانه ای است ازطرزفکرومزاج طبع او"(ازگذشته ی ادبی ایران:ص175)گرچه این تعاریف بیش ترمبین"سبک فردی"استونه سبک دوره؛لیکن آنچه رابعنوان روح ویژه سبک دوره می شناسیم همان سبک فردی تک تک شعرا ونویسندگان است؛همان روخ ویژه ای که درشعرامثال عطارومولانا هست ودرکلیت دوره ی سبک عراقی دیده می شوددردوره ی بازگشت اما،چنین روحی دیده نمی شود؛انچه هست آدمی رایاددوره اول سبک شعرفارسی می اندازد.شایدازهمین روست که برخی هیچ نگاه مثبتی به این دوره ندارند:"اگرشعرچهره هایی مثل کاشانی؛سروش اصفهانی؛یغمای جندقی وقاآنی شیرازی را-که قله های ادب منظوم این دوره اند-درنظربگیریم؛شخص مطلع به راحتی می تواند ازاین ها صرف نظرکندواین هاراازتاریخ تکامل شعرفارسی کنار بگذارد؛زیرااین شاعران؛درحفیفت،کاریکاتورشعرای قرن پنجم وششم هجری اند..."شفیعی کدکنی،1380:ص20)ازاین روبکاربردن اصطلاحاتی چون"سبک دوره ی بازگشت ادبی"،"نهضت"وحتا"مکتب ادبی"یک تسامح بزرگ است؛وجالب ترآن که گاه به آن"انقلاب ادبی"هم گفته شده است.بااین تفاسیرعناوینی چون"دوره"و"شیوه"شایدمناسب ترازافزودن صفت"نوین"به آن باشد؛برخلاف آنچه که دربرخی کتاب های درس تاریخ ادبیات دبیرستان ها آمده است.(یاحقی؛فرزاد،1381:ص66)

دوره ی بازگشت ازمنظرنقدادبی

شفیعی کدکنی تعبیرمناسبی ازمارکس وهگل می آوردکه باموضوع بحث ماسازگاراست.مارکس سخنی ازهگل نقل می کندبه این مضمون"همه ی شخصیت ها وحوادث بزرگ جهان دوبارظهورمی کنند"ومارکس یادآوری می کندکه هگل فراموش کرده است که دراین باره توضیح دهدکه این ظهوریک باربه گونه ی تراژدی است وباردیگربه گونه ی مضحکه وکاریکاتور.درشعرفارسی دوره ی موردبحث، مانندچهره هایی که نام بردیم،واقعا" چهره های مسخ شده وکاریکاتورشعرای قرون گذشته اند..."(همانجا)براستی چه لزومی داشت که تاریخ ادبی ایران بازگویی وتکرارشود؟نمی توانم فراموش کنم این گفته ی روانشادفروزانفررادرباره ی شاعرانی که افتخارشان این بودکه فلان بیتشان با سعدی اشتباه می شود:"گیرم شدی سعدی وجودمکرری خواهی بود"(شاعرآینه هاص11)واین جوابیه ی روزنامه ی تجددبرای شعرای دوره بازگشت هم صادق ترازمتاخرین است:"...امروزه می بینیدکه شخصا"سعدی مانع ازموجودیت شماست.تابوت سعدی گاهواره ی شماراخفه می کند...درزمان خودتان اقلا"آن قدراستقلال وتجددبه خرج دهید که شعدی هادرزمان خودشان به خرج دادند

اگردرنظربگیریم چه میزان سرمایه ی مادی ومعنوی صرف این تکراربیهوده ی تاریخ شده؛شایدحقیقتا"درارزش ادبی آن -آنگونه که تاکنون برخی قائل بودند-تجدیدنظرکنیم.سرآمدشاعران این دوره،ملک الشعرا{!}ی صبا،که درعرض سه سال کتاب قطور"شهنشاه نامه"راسرود؛پیوسته خودراازفردوسی برترمی دانست؛هرچنددرآخرعمربه برتری فردوسی وشاهنامه ی وی اقرارکرد.

باری این پرسش همچنان بی پاسخ مانده که براستی جایگاه دوره ی بازگشت ادبی کجاست؟این دوره چه نقشی در چرخه ی تکامل شعرفارسی بازی می کند؟فرض من براین است که چنین بازگشتی نه تنها کوچک ترین کمکی به خانواده ی فرهنگ ایران نکرد؛که مسیررو به جلوی آن را -که ازسبک هندی آغا زیده بود-تغییردادوبا وقفه ی صدوپنجاه ساله درتاریخ ادبی وفرهنگی رکودوقهقرایی تاریک رابجای گذاشت.این ادعارامی توان بامنطق سبک شناختی به اثبات رساند؛مشخصا"هرسبک ادبی روندطبیعی وتکاملی دوره"بینابین"پیش ازخوداست،وروشن شدکه بازگشت ادبی چنین کارکردی نداشته،وآنگهی هیچ گاه دودوره ی بینابین سبکی پشت سرهم متصورنیست،آنچه" ادبیات روز"یا"ادبیات نو"می خوانیم ادامه ی طبیعی دوره بازگشت نیست بلکه ادامه ی ادبیات عصرمشروطه ودوره ی بیداری است؛دوره ای که می توانست بلافاصله بعدازسبک هندی باشد.خیلی راحت می توان از سازگاری وهمراهی شعردوره صفوی ونوحرف زد،وبه همان آسانی از منافات آن بادوره ی بازگشت ادبی!سبک هندی اگرادامه می یافت می شدادبیات امروز.شعربسیاری ازشاعران صفوی وحتی زبان آن دوره بسی نزدیک به شعرامثال سپهری وبسیاری گویندگان امروزاست.بیشتر تعابیر وآرایه های ادبی بیدل همان هایی هستند که سپهری هم به کار برده است؛کتاب ارزشمند"شاعرآینه ها"نمونه های بسیار دقیقی از این قرابت بدست داده است.عکس این قضیه هم البته کم نیست یعنی روشن بودن آتش تقلید وتکرار!شعروادبیات پس ازانقلاب بیشتر رنگ وبوی نئوبازگشتی دارد.هستندکسانی که بساط دوباره گویی وتقلیدازسعدی وحافظ ومولانا راگسترده اند.واین دسته جانشین امثال بهار،پروین اعتصامی،شهریارو...هستند.

بگذریم وبازگردیم سربحث اصلی؛اگرکسی به جای این که دیوان صباحی بیدگلی،عاشق اصفهانی،نشاط وسروش اصفهانی و...رابخواند؛یک بار با دقت آثارشاعران قرون پنجم،ششم وهفتم رامطالعه کند؛بسی سودکرده وزمان وانرژی راخریده است.بهتر است به جا ی صرف وقت برسرشعر قاآنی شعر"خاقانی"رادوباره بخوانیم.نمونه ی اشعارزیرتاحدودی روشن می کندکه نسخه ی پیشین خیلی زیباتروهنری تربوده وبی نیازکننده ازنسخه ی دومی است:

بهارآمدودی راگرفت وکردمهار "چنین کنندبزرگان چوکردبایدکار" (قاآنی )

چنین نمایدشمشیرخسروان آثار چنین کنندبزرگان چوکردبایدکار (عنصری)

* * *

خزان بیامد تا کیمیاگری کندا کران باغ پراززر جعفری کندا (سروش)

کیمیا داردمگر با خویشتن باد خزان ورنداردچون همی زرین کندبرگ رزان (معزی)

* * *

ای زلف یارچراآشفته ودژمی هم خوابه ی قمری،همسایه ی صنمی (قاآنی)

ای زلف دلبرمن درجادوی عجبی گه دایره زشبه گه سلسله زشبی (سروش)

ای زلف دلبرمن پربندوپرشکنی گاهی چووعده ی اوگاهی چوپشت منی (معزی)

وادیب صابرهم ازنیمه ی اول قرن ششم همین مضمون راساخته است:

ای زلف دلبرمن دلبندودل گسلی گه درپناه مهی گه درجوارگلی

گویا شاعران بازگشتی خلف صدق صائب بودند که گفت:

صدسال می توان سخن اززلف یار گفت دربنداین مباش که مضمون نمانده است

کاش البته پاجای پای همه ی اصولی می گذاشتندکه صائب به آنهاوفاداربود؛گفتن سخن روزخودوبقولی فرزندزمان خویشتن بودن....

بازگشت ادبی ومکتب های مشابه درادبیات جهان

شایدآنچه درفرانسه تحت عنوان مکتب کلاسیک درقرن هفدهم روی داده بودیاآنچه دراوایل قرن بیستم درجهان عرب باعنوان"حرکه الاحیا"صورت گرفته بود،داوری مارادرباره ی دوره ی بازگشت وبی تاثیری وحتا شکننده بودن این دوره دچارتردیدکند."درغرب ازآغازقرن شانزدهم تاقرن هفده نهضت کلاسیسیسم وسنت گرایی پیدامی شود...درادبیات عرب هم شبیه این جریان حرکه الاحیا(جنبش بازآفرینی)است.حدودیک قرن پیش یعنی دراوایل قرن بیستم،شاعران مصربرآن می شوندتا با تقلید،امثال ابوتمام ومتنبی ونابغه الذبیانی...راسرمشق خودقراردهند..."(شمیسا،1374:ص320)

بنا به دلایلی که یادکرده می شود،به رغم شباهت ظاهری این مکاتب باآنچه درایران روی داده،ماهیت بازگشت ادبی باآنها متفاوت است.دلیل نخست تباین زمینه های سیاسی شکل گیری آنها ازهمدیگراست؛ایران پس ازصفویه درصددبودبساط شعردرباری ومدیحه سرایی را،که تا حدودزیادی ازآنان گرفته شده بود،پهن کند.روح زمان توگویی نیازمند پادشاهی ستایش پذیرو صله بخش بودتا شاعران این صنف راگرد خود آورد."فتحعلی شاه دربار باشکوهی درتهران تشکیل داد وبرآن شدکه زندگی درباری پرعظمت روزگاران باستان راتجدیدکندودربارخودرانظیردربارسلطان محمودغزنوی وسلطان سنجرسلجوقی سازد.اومردی بودایلاتی وازدنیا بی خبر،فوق العاده عیاش وخوش گذران وشیفته ی زنان وطالب تکثیراولاد،وبااین همه بااستعداد ودست کم باسواد.مردی که ازتاریخ ایران خبرداشت وشاهنامه می خواندوخودازشاعری بی بهره نبودوغزلیات بسیاری ازاو،به تخلص" خاقان "باقی مانده است.(آرین پور،1382:ص15)

زمینه های جنبش بازآفرینی اما درجهان عرب:"آشنایی بافرهنگ وسیاست غرب باعث شدتا اعراب به گذشته ی خودبیش تربیندیشند وباارزش میراث فرهنگی خویش آشناشوندوبه دنبال آن،به تقویت زبان عربی بپردازند.درپی همین جریانات،درزمینه ی ادبیات وبه ویژه شعر،نوعی بازگشت ادبی به دوره های درخشان ادب عرب-چون عصراموی وعباسی-رخ داد.شاعران عرب به روش قدمای خودتوجه کردند وضمن پرداختن به انسجام شعری،خویش راازبندشعرمنحط عثمانی آزادساختند."(ریاحی،1381:ص190)

جنبش عربی نه دراثرسرخوردگی شاعران ومدیحه سرایان ازدوره ای خاص ونه درپی بساط افکنی دربارمدح وستایش توسط حاکمان،که دراثراوج بیداری سیاسی ودرتقابل با هجمه های فرهنگی بودکه ازخارج صورت می گرفت.حرکه الاحیا جنبشی رو به جلوبودونشان ازپویایی داشت.امااین یکی رنگی از هیچ تحرک نداشت سراسررکود بود وپس روی گروهی دورمنقل نشین بی حال که بیشتر پی احیای رسم وآداب صوفی گری وخانقاه نشینی وبطالت می گشتند.ازطرفی دیگردرجنبش عربی کسانی تقلید می شدندکه بارها ازسوی امثال منوچهری،عنصری،انوری وحتا سعدی تقلیدشده بودند.هنرتقلیدازتقلیدخود معلوم است چه خواهدبود.واین نشیب فلاکت باربازگشت ایران بودکه مرتب داشت در چرخه ی هنر دورخودش می چرخید؛وچنا ن که می دانیم جنبش عربی پس ازسه دهه جای خود رابه نهضت رمانتیک عربی داد،بعبارتی آنچه درادبیا ت عرب تقلیدازگذشته نام گرفته تنها سی سال دوام آورد؛اما درایران صدسال بی حاصلی وخمودادبی رسوب کرد.

کلاسیسیسم فرانسه که به گفته ای خود"سرمشق جریان های تازه ی ادبی درکشورهای اروپایی"(مکتب های ادبی:ص82)شدوبعدها حتا درشعرنوایران هم چهره نمایی کرد،نه تنها برخلاف مدل ایرانی درباری نیست بلکه"این ادبیات بزرگ ترین امتیازی که برسایرجریان های ادبی اروپا دارد،این است که اجتماعی وهم صداست وبه این سبب بیش ترین موفقیت آن درعالم تئاتراست که می خواهدهمیشه طرف خطابش مردمی باشندکه در یک جا گردآمده اند"(همان:ص96)

وآنگهی کلاسیسیسم مکتبی صددرصدتقلیدی ومطیع آثارگذشتگان نبود."این پیش داوری هارا معمولا"عصیان گران رمانتیک فرانسه وبه ویژه آلمان وانگلیس دامن می زدند...والا اصول وقواعدنه درآن دوران خاص صددرصد پذیرفته شده بود ونه دردوران های بعد،ارزش واهمیتشان راازدست دادند..."(همان:صص7-96)

نتیجه گیری

وقتی ازشاخه ی سبزدرختی تنومندمیوه ای آبداروشیرین بچینیم هم طعم ومزه ی آن طبیعی خواهدبود؛ورسایی وفایده ی بیولوژیکی طبیعیی هم خواهدداشت.زمانی که اما همین میوه ی شیرین،به کارخانه رفته فرآوری می شودواحیانا"ازعصاره اش آبنبات ودیگرتنقلات درست می شود.پرواضح است که دیگرآن محصول طبیعی نبوده بلکه عنوان شیرینی بخودگرفته است.ذرت هم طبیعی است اماازآن پفک نمکی{!}می سازند.آن یکی طبیعی واین دیگری مصنوعی است.اثری هم که داشته باشدمصنوعی واحیانا"زیان آور.شایدشگفت انگیز وخنده دارباشداین تمثیل؛ من شعروادبیات بازگشت را"شعرپفکی"وادبیات آب نباتی"می نامم.فایده ی این گونه ادبیات هم به همان اندازه ی پفک و آب نبات غیرطبیعی وزیان آور.

آنچه درایران پس ازصفویه برادبیات فارسی گذشت یک دوره ی افول هفتادساله ای بودکه برخی راواداشت باانصراف ازسبک هندی سراغ تقلیدازگذشتگان بروند.مسیری که ظاهرا"همواره آسان ترین راه برون رفت ادبیات ازرکود بشماررفته است.شعرفارسی بویژه درقرن هشتم ازهمین رکودرنج می بردوحافظ بااستادی تمام توانست ازپس تلخی ودلگزایی تقلیدبرآیدوشعرعرفانی که بامولاناوشعرعاشقانه با سعدی به کمال رسیده بود-هردورا-دریک مکتب گردآورد:مکتب تلفیق یابهتراست بگوییم مکتب تقلید.شعرای قرن دوازده اما،باسردرگمی هرچه تمام راهی را که چندین بار طی شده بود پیمودند ونه تنها درروندتکاملی شعرفارسی سهیم نشدندبلکه چرخ پیشرفت آن راازسرعت انداختندوبه هیچ وجه هم علی رغم تشابه اسمی ،وجه اشتراکی با مکتب های روبه جلوی جهان نداشتند که بیشتر درتقابل هم بودند.باری نبایداین نکته راازیادبرد که سازوکارهای ادبی عموما"متاثرازتغییروتحولات سیاسی بوده اند؛به عبارتی اگردوره ی بازگشت اساسا"چون وصله ای ناجوربر تن فرهنگ وادبیات فارسی خودنمایی می کند کاستی هایش الزاما"وتنها متوجه شعرای عصرش نخواهدبود؛ادبیات همواره درایران دنباله روی سیاست بوده است.شاعران اغلب دنبال جایی بوده وهستند تا کالای خودرا به عرضه بگذارند؛حال اگراین وسط پادشاهی پیدامی شودکه سردرهوای گذشته داشته وخودرابامحمودوسنجر هم عنان می بیند گناه کار راتماما"پای شاعرانش نبایدنوشت.یعنی اگرادبیات دوره ای منحط ،گذشته نگر،بازگشتی و پس روانه و...باشدالزاما"شاعرانش مقصران یکه تاز میدان نیستندوحکومت های آن دوره هم سهم بسیاربزرگی درپویایی یا دل مردگی ادبیات وفرهنگ دارند.خوب یا بد باید پذیرفت که شعروشاعرشرقی هنوزبه آن میزان ازبلوغ نرسیده است که احیانا"نقش فعال تر وجنبنده تری ازتحولات سیاسی دوره اش داشته واحتمالا"زمینه گسترتحولات سیاسی هم باشد.شاعردرچنین بستری می نشیندتا زندگی جریان یابد واو صرفا"میهمان شرایط پیش آمده باشد ولاغیر.پایان

برخی از منابع

1.آرین پور،یحیی،ازصباتانیما،ج1و2چ هشتم،زوار،1382

2.زرین کوب،عبدالحسین،ازگذشته ی ادبی ایران،چ دوم،سخن،1383

3........................،شعر بی دروغ شعربی نقاب؛چ هفتم،علمی 1372

4.سیدحسینی،رضا،مکتب های ادبی،ج1،چ چهاردهم،تهران،نگاه،1385

5.شفیعی کدکنی،محمدرضا،ادوارشعرفارسی...،سخن،1380

6.........................،شاعرآینه ها...،چ چهارم،آگه،1376

7.شمیسا،سیروس،سبک شناسی شعر،چ اول،فردوس،1374

8...............،سبک شناسی نثر،چ پنجم،میترا،1380

9...............،سیرغزل درشعرفارسی،چ چهارم،فردوس،1373

10.............،کلیات سبک شناسی،چ دوم،فردوس،1373
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان