امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه زندگی(کنکوری ازگمراهی بیرون بیا)
#1
اگر به گذشته برمی گشتم؛ دیگر نگران آینده نبودم زیرا آینده را دیده ام و چیزی برای نگرانی در آن وجود ندارد.

اگر به گذشته برمی گشتم؛ فرصت دوست داشتن را از خودم نمی گرفتم. زیرا در زندگی ام موفقیت های زیادی داشته ام اما به یادماندنی ترین لحظات زندگی ام، لحظاتی بوده است که دوست داشته ام و دوست داشته شده ام.

اگر به گذشته برمی گشتم؛ خودم می بودم زیرا انسان تنها در صورتی می تواند به اوج برسد که خودش باشد

اگر به گذشته برمی گشتم؛ نصیحت کسانی که حسرت گذشته ها را می خورند گوش می کردم. زیرا خودم اکنون در این نقطه قرار دارم.

اما افسوس که این داستان برای همیشه تکرار خواهد شد. تا وقتی فرصت داریم نمی خواهیم و نمی توانیم بپذیریم که "من می توانیم" ، اگر آن زمان که آخرین فرصت ها مثل هوای گرگ و میش اول صبح ، چشم دلمان را روشن می کند ، می خواهیم اما دیگر فرصت آنقدر نیست که بتوانیم .

پرواز کردن جسارت زمین خوردن رو میخواد ، در این دنیای پر هیاهو و با این عمر کوتاه بعضی هامون فقط فرصت سرک کشیدن می کنیم و گذران زمان ؛ اما بعضی ها در همین زمان قله های بلند رو فتح می کنند و چهره های سرشناسی به بشریت معرفی می کنند . تا حالا فکر کردی که عمر به این کوتاهی ارزش موندن و درجا زدن رو نداره و نمی ارزه آدم پست و حقیر بمونه . فکر کن بهت تو پارک 10 دقیقه بیشتر وقت سرسره بازی دادن . تو چیکار می کنی ؟؟؟؟ میشینی میگی چقدر کمه ؟ یا چشمات برق میزنه و بدو بدو میری تا از اون 10 دقیقه نهایت استفاده رو ببری ؟؟

خب مسلما" تو هم مثل بچگی های من میری سراغ استفاده از اون 10 دقیقه ، با این حال که اصلا شاید حالیت هم نباشه 10 دقیقه یعنی چی و چقدر !!! اما همین که بهت بابا فرصت داده ی خرده بیشتر بازی کنی برات کلی ذوق و شوق داره . تازه به احتمال زیاد بعد از اون ده دقیقه هم بازم وقت بازی بیشتری میخوای .

پس چرا الان سوار سرسره نمیشی و ی گوشه نشستی و کز کردی ؟ آزمون هات رو خراب کردی ؟ از برنامه هاش جا موندی ؟ تا حالا شروع نکردی ؟ اصلا امیدی به 93 نداری و داری ساز 94 کوک میکنی از الان ؟

منی که الان دارم باهات حرف میزنم راه زیادی اومدم تا به اینجا رسیدم . شب های سرد و روزهای سرد تر از اون رو پشت سر گذاشتم . همین کوچه رو می بینی ؟ چه روزها که با امید و دوان دوان به خونه رسیدم تا خبر نمره خوبم رو به مامان بدم و بگم کارت هزارآفرین گرفتم اما بعد از سال ها با ناامیدی کامل ازش عبور کردم و گفتم : " خدای من ، هنوز شروع نکردم ، یا چقدر وضع درسی ام بده " با حسرت به جایی که ایستاده ام نگاه نکن . فکر نکن من خیلی خیلی از تو جلو افتادم . من و تو باهم فرق زیادی نداریم ، و فقط من از تو چند قدم جلوتر هستم . من فقط چند باری بیشتر سعی کردم بپرم و بیشتر زمین خوردم ، اما در نهایت تونستم رو پاهای خودم بایستم .

من مدت ها با خودم کلنجار رفتم و در نهایت فهمیدم درسته که میگن لذت کنکور در مسیری هست که درش قدم میذاری و تلاشی هست که میکنی . درست مثل ی آدامس که شیرینی و طعم اونو با جویدن کم کم احساس می کنی و یا لذتی که سوار شدن در ترن هوایی برات داره ، وقتی از مسیر پر شیب و پر پیچ و خم عبور میکنه و در نهایت تو رو میرسونه همون جایی که سوار شدی ... مگه نه ؟ مسیرش لذت بخش و هیجان انگیزه ... قشنگی زندگی هم به سیال بودن اونه ، و گذران همین لحظات کوتاه و ناب و زودگذر و سرشار از انرژی های مثبت .

کسی که در این راه منتظر بشینه ضرر میکنه .

اونی که دیگران بیش از خودش توجه نکنه ضرر میکنه .

اونی که از پله اول و از صفر میخواد به نهایت برسه ضرر میکنه و اونی که در ایده آل رویاپردازی میکنه ، اما بنا به دلایل و توجیه هات اشتباهی که داره در عمل چیزی رو نشون نمیده ضرر میکنه .

اونی که براش روزشمار تاریخ شده چکش توبیخ و عقربه های تند و تیز ساعت شده وسیله ای برای شروع از یک ساعت دیگه ، ضرر میکنه .

اونی که افکار پوسیده و نخ نمای ذهنی خودش رو مثل عکس جالب داخل کتاب اول دبستان ( اون گربه که نخ لباس رو طناب رو کشیده بود) بازهم میکشه و تو عالم بد بینی هاش بازم روزش رو خراب میکنه ، داره اشتباه میکنه .

خودت رو از برنامه و آزمون و شنبه و کتاب و جایگاه دیگران و ...رها کن . بذار قدری سبک تر بشی تا اوج بگیری

اوج بگیری و اون بی نهایت خودت نشون بدی . به این فکر نکن چی شده و فقط تمرکزت رو چیزی باشه که میخواد بشه . نه اینکه برنامه ریزی و منابع و کار اصولی مهم نیست ، اما طرز فکر غلط تو مثل کسی هست که هنوز کتاب تست مورد نظرش رو برای دروس انتخاب نکرده و وسواس اینو داره که با کدوم میتونه 100 بزنه ، در حالیکه الان در حد 10 درصد هم بلد نیست . بنظرت آیا از ده باید پرید صد ... خب حالا که قبول داری کم کم باید بیاد بالا ، پس بنظرت نمیشه از ده تا بیست رو با هر کدوم از کتاب ها رسوند و اینکار وسواسی میخواد ؟

بلند شو ...دنیا به اخر نرسیده ...تو هنوز نفس میکشی و این یعنی زندگی .....تو حق نداری فرصت تلاش کردنو از خودت بگیری حق نداری ارزوهاتو خاک کنی حق تسلیم شدن نداری چون انســــــــــــــــــــــــانی ....دست از تلاش کشیدن یعنی قبول شکست ..بلند شو تا همگان بترسند از اراده پولادین تو ...از خواستن بزرگ تو .........

جان کلامم اینکه انسان های بزرگ کاری که باید انجام بشه رو تموم می کنند و عده ی زیادی از عوام کارهای ناتموم رها می کنند . بهترین استفاده تو از آینده در گرو مسئولیت توست....
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز ، افسانه پناهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نکات کنکوری ضمیردرعربی سولماز 0 272 12-03-2014، 08:48 AM
آخرین ارسال: سولماز
  پشت کنکوری هستید؟ :) M@h$A 0 642 12-12-2011، 12:16 AM
آخرین ارسال: M@h$A

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان