امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگي به سبك روح الله
#1
بي وضو نماز بخوانيد

بچه بودیم، هنوز مکلف نبودیم، جمعه بود، فیلم سینمایی نگاه می‌کردیم، زمستان هم بود اذان می‌افتاد وسط فیلم سینمایی. امام از راه که رسید پرسید: بچه‌ها نمازتان را خوانده‌اید؛ همیشه می‌پرسید.

گفتیم: نه!
گفتند: خب بلند شوید بخوانید.

گفتیم: وضو نداریم تا برویم وضو بگیریم جاهایی از فیلم از دست‌مان می‌رود!
گفتند: خب بی وضو بخوانید.

گفتیم: خب باز سر رکوع و سجود فیلم از دست‌مان می‌رود، نمی‌بینیم!
گفتند: رکوع و سجود هم تروید فقط حمد و سوره بخوانید.
[تصویر:  13918550021.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، NasimR
#2
وقتی امام (ره) به ملاقات شاه می رود

ماشینی که می خواست وارد دربار شود رنگش باید مشکی می بود و حتما یک سرنشین می داشت.

او باید دم در ورودی از ماشین پیاده می شد و کلاهش را برمی داشت، لباس ملاقات می پوشید و وقتی وارد اتاق می شد می ایستاد تا اجازه ی نشستن بیابد.

حتی وضع طوری بود که چند ساعت قبل به فرد آداب ملاقات را یاد می دادند.




حضرت امام سوار ماشین سفید رنگی شد و به درب کاخ که رسید، گفت:

«روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی!»

نگهبان گفت: «باید از ماشین پیاده شوید».

امام گفت: «پس برمی گردم.»

نگهبان هم بالاجبار درب را باز کرد و ماشین تا دم در کاخ رفت.

با همان وضعیت و بدون تغییر لباس داخل شدند و روی صندلی شاه نشستند.

شاه که وارد شد، صندلی نبود و مجبور شد بایستد تا صندلی بیاورند.

به شاه گفت: «آیت الله بروجردی فرمودند که قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند.»

شاه گفت:«شاه مشروطه چنین کاری از دست ش برنمی آید».

دوباره پیام آیت الله را تکرار کرده، بلند می شوند و می روند.

هیبت امام شاه را گرفته بود و همان روز فرمان آزادی قاتلان بهائیان صادر شد.




(خاطرات آیت الله مسعودی خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 228)

پاسخ
 سپاس شده توسط NasimR
#3
عليه لايحه ي انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه بيانيه داد، بعضي علما گفتند: «شاه شيعه است، مگر با شاه شيعه مي شود مبارزه كرد؟»
وقتي گفت در اعتراض به جنايات شاه، نيمه شعبان را جشن نگيريم، مي گفتند: «چراغاني نيمه شعبان را به خاطر مبارزه تعطيل كنيم؟!»
يك عده مقدس نما هم سر اين دعوا مي كردند كه او انگليسي است يا آمريكايي؟! بعضي ها هم مي گفتند تارك الصلوه است، روزه هم نمي گيرد؛ اما زردچوبه مي مالد به صورتش كه بگويد روزه ام! بعضي ها هم مي گفتند اين عمامه اش كوچك است و در حد مرجعيت نيست. اين جور حرف ها را كه مي شنيد، مي گفت:
- به آقايان بگوييد من هنوز مشرك نشده ام

پاسخ
#4
نقطه ضعف امام از زبان پزشک معالجش
وقتی حضرت امام به جماران تشریف می‌آورند٬‌ مسئولین تیم پزشکی امام (ره) تصمیم می‌گیرند که یک بیمارستان در نزدیکی محل سکونت امام بسازند که اگر موردی هم پیش آمد، مجبور نباشد تا بیمارستان شهید رجایی بیایند، زیرا اگر امام (ره) در یک بیمارستان عمومی بودند، کل بیمارستان به هم می‌ریخت و از نظر اطلاعاتی و امنیتی درست نبود و همه می‌‌فهمیدند برای امام (ره) اتفاقی افتاده است.به امام اطلاع دادند که دارند این کار را می‌کنند. امام خیلی ناراحت می‌شود و می‌رود در ایوان حسینیه می‌ایستد و سر کسانی که آنجا داشتند کار می‌کردند، داد می‌زند که شما می‌خواهید برای من کاخ درست کنید٬ می‌خواهید مرا شاه کنید. من آمدم اندیشه‌ها را بسازم، نه اینکه کاخ بسازم، هر کس گفته اینجا را سنگ وگچ کنید، با دست خودش بیاید این‌ها را بِکَند. من راضی نیستم این کار انجام شود.
[تصویر:  14021607211.jpg]

پاسخ
#5
یک بار که خدمت امام بودیم، از من خواستند پاکت دارویشان را به ایشان بدهم. داخل پاکت، دارویی بود که باید به پایشان می‌مالیدند. بعد از مصرف دارو، امام یک دستمال کاغذی را به چهار تکه تقسیم کردند و با یک قسمت از آن چربی پایشان را پاک کردند و سه قسمت دیگر را داخل پاکت گذاشتند تا برای دفعات بعد بتوانند از آن استفاده کنند.
به امام گفتم: اگر برنامه زندگی این گونه است، پس ما همه جهنمی هستیم! چون ما واقعاً این رعایت‌ها را به خصوص در مورد دستمال کاغذی نمی‌کنیم.
آقا فرمودند: «شما این طور نباشید، ولی باید رعایت کنید.»
 

پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  زندگي به سبك شهدا yaran 13 498 18-01-2015، 11:33 PM
آخرین ارسال: ستاره.ح
  آداب زندگي yaran 7 272 08-09-2014، 10:07 PM
آخرین ارسال: yaran
  زندگي به سبك خرازي yaran 9 347 08-10-2013، 08:49 PM
آخرین ارسال: yaran

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان