امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقدی کوتاه برزبان فارسی
#1
کتاب درسی مهمّترین عامل آموزش زبان بعداز معّلم است . به همین جهت برای دست یابی به نتایج مفید آموزشی ، ارزیابی کتاب درسی نقش مهمـّی ایـفا می نماید. هنگام آموزش این درس در مقطع متوسطه ، با مشکلاتی از جمله،حجم زیاد کتاب ، کاربردی نبودن آموزش ها ، نبود فرصت کافی برای پرداختن به املا و روخوانی ، وجود یک کتاب با محتوای یکسان در همه رشته ها ، ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 ، ابهام در بعضی موضوعات مطرح شده و نبود امکانات آموزشی کافی روبه رو مي شويم که به گوشه هایی از آن ها در اين جا اشاره می شود. یافتن راه کارهای مناسب برای این مشکلات ، می تواند در آموزش زبان فارسی تاثیر گذار باشد.

در اين نوشته تلاش شده برخي ازمباحث زبان فارسي1مورد نقدوبررسي قرار گيرد‍‍‍؛ دربعضي ازمواردنيز مقايسه اي با زبان فارسي 2و3نيزصورت گرفته است .اميداست كه موردقبول مولفان محترم واقع شود.

ان شاءالله

زبان فارسی یک درس دوم(جمله)

از آنجايي كه كتب زبان فارسي در دبيرستان خود ويرايش را به دانش‌آموزان مي‌آموزند و در هر سه پايه درس مفصلي به نام ويرايش در كتاب زبان فارسي گنجانده شده است لذا شايسته است كه اين كتاب‌ها عاري از هر گونه خطا ي ويرايشي باشند.

در بیاموزیم این درس ، کاربرد کلمه هایی چون شاعره ، مدیره ، و ... برای زن ، نادرست است. درحاليكه درادبيات دوم دبيرستان درس «كباب غاز»درچند مورداين ايراد نگارشي ديده مي شود.مثل واژه ي «مطلقه» در عبارت «رساله درحكمت مطلقه ي ....».

درس چهارم(اجزاي جمله)

آموزش دقیق انواع متمم ، همچنان ، دشواری بزرگ این درس و درس های دیگر زبان فارسی است. به عنوان مثال در اين درس درباره متمم قيدي مطلبي ذكر نشده است.درحاليكه هميشه مورد سوال دانش آموزان بوده و دبيران محترم به ناچاربايد دراين درس متمم قيدي رانيز به طور كامل توضيح دهند.بنابراين آيا بهتر نيست خود كتاب درسي مبحث متمم قيدي را دراين درس بگنجاند؟وجالب اينكه درباره ي قيد هايي همچون«سالياني دراز ، هميشه ومردانه»مثال ذكرشده ولي ازمتمم قيدي حرفي زده نشده است.مثلا، درخودآزمايي 1اين درس جمله ي زبان فارسي را اسلام به هند برد.»آمده كه نوع متمم درواژه ي « هند» مشخص نيست .براساس جدولي كه درپيوست كتاب زبان فارسي 3 آمده،فعل از مصدر«بردن»سه جزيي گذرا به مفعول ذكر شده.حال اينكه در اين جمله «برد»معناي «انتقال دادن»دارد وبه نظر مي رسد اين جمله چهارجزيي گذرا به مفعول ومسند است.در غير اين صورت آياذكر اين مثال در سال اول وبدون توضيحي درباره متمم قيدي صحيح است؟

مثال هاي درس كافي نيست .قابل توجه اينكه دربحث متمم فعل ازدوفعل«جنگيدن ونازيدن»استفاده شده ودوباره درسال دوم، درس چهارم اين دو فعل تكرارشده .بهتراست دراين درس فعل هاي گذرا به متمم بيشتري همراه با مثال آورده شود.ويا درپايان كتاب فهرست انواع فعل هاواسم هاي متمم خواه همرا با حرف اضافه شان آورده شود.

درزبان فارسي 2و3ازميان انواع متمم ،به متمم اسم كم پرداخته شده وباتوجه به اين كه اشاره ي كوتاه به متمم هاي اسمي ،بحث رابراي فراگيرسنگين ترنموده است ؛لازم است توضيحات بيشتر ومثال هاي متعدد آورده شود.

*نكته1 :منطقی به نظر می رسد که هرچه فراگیر ، به سال تحصیلی بالاتری می رود،مطالب کامل تری بیاموزد ، اما در مورد این درس و مشابه آن در زبان فارسی (2و3) ، عکس این قضیه اتفاق می افتد ، یعنی دانش آموز ، جمله های دو مفعولی را در سال دوم ، می آموزد اما در سال سوم ، این مطلب در پاورقی کتاب مطرح می شود.

*نكته2 :در درس اجزاي جمله در هرسه كتاب زبان فارسي دربحث "جمله هاي دو جزئي"به خصوص سال دوم وسوم از جمله هاي مجهول دو جزئي استفاده نشده است كه دانش آموزان بياموزند جمله هاي مجهول نيز در گروه جمله هاي ساده قرار دارند .واين كه وقتي جمله ي معلوم گذرا به مفعول ،مجهول مي شود؛يك گذر از گذرهايش كم شده وتبديل به جمله ي دوجزئي ناگذر مي گردد.جاي اين بحث در زبان فارسي خالي است.

درس پنجم(ويرايش)

درقسمت اول اين درس توضيح انواع ويرايش (فني ،تخصصي وزباني )ناكافي است.بهتر است تعريف ،ساده تر ودقيق ترباشد.

در قسمت جدول نشانه گذاري ،از واژه هاواصطلاحات سختي استفاده شده كه خود نياز به فرهنگ لغت دارد.واژه هايي مثل «صورخيال» يا مثل «اسنادي واحد»،«معترضه»و...

درس ششم(شكل هاي زبان)

دراين درس ،درقسمت ويژگي هاي زبان چرا ازفعل «بيخت» -كه نياز به معني دارد ومتروك است وازنظرنگارشي هم درست نيست-استفاده شده ؟

درضمن براي «ويژگي زايايي» جمله ي «ابرهاپاورچين پاورچين واردشدند.»به عنوان مثال ذكرشده.حال سوال اين است كه آيابين اين جمله وجمله ي «كيفم با دلخوري مدادم راتراشيد»دردرس اول زبان فارسي 3فرقي وجود دارد؟ جمله ي«كيفم با دلخوري مدادش را تراشيد .›› از نظر نحوي و از نظر بيان درست است ، اما در اين درس نويسنده آن را فاقد معنا دانسته است . آيا واقعاً نادرست است ؟ از طرفي در كتب ادبيات به بررسي آرايه هاي ادبي مي پردازيم و جمله هايي نظير جمله هاي بالارا به عنوان «آرايه ي تشخيص» به دانش آموزان معرفي مي نماييم ، و از سوي ديگر اينگونه جملات را در درس زبان فارسي سال اول به عنوان جمله هاي زايايي بيان مي كنيم . چگونه مي توانيم اينگونه جمله ها را براي دانش آموزان فاقد معنا بدانيم ؟ آيادانش آموزان دچاردوگانگي نمي شوند كه دريك درس اين گونه جملات راجزءويژگي «زايايي» زبان بناميم ودرجاي ديگر رعايت نشدن «قواعد معنايي»؟آيا بهتر نيست در اين مورد توضيح بيشتري به دانش آموزان داده شودكه در زبان معياراين گونه موارد جزءعيب هاي زبان و در زبان ادبي حسن به شمار مي رود ؟

در همين مبحث جمله ي «آرد را بيخت.»جزءويژگي «دوساختي»زبان شمرده شده ؟آيا جمله ي «ابرهاپاورچين پاورچين واردشدند.»نمي تواند علاوه برويژگي زايايي اين ويژگي را نيز داشته باشد؟بهتراست در اين مورد رفع ابهام شود.

درقسمت شكل هاي زبان توضيحات ومثال ها كافي نيست.مخصوصا درقسمت گويش كه دانش آموزان كمتر با آن آشنا هستند بهتر است براي نمونه واژه هايي از انواع گويش هاولهجه هاي نام برده شده به عنوان مثال ذكر شود ،تا دانش آموزان به تفاوت ميان لهجه وگويش پي ببرند.وعلاوه برآن توضيح كامل تر اين درس كمك شاياني به فهم درس پانزدهم (زبان شناسي چيست؟)مي كند.

درس هشتم(ويژگي هاي فعل)

دراين درس هيچ اشاره اي به «مصدر»و«مصدرمرخّم»نشده است درحالي كه درساخت بن ماضي ودرخودآزمايي ازآن صحبت مي شود.بهتراست باتوجه به اينكه بحث مصدر يكي ازبحث هاي پايه اي واساسي فعل است و دانش آموزان هيچ گونه سابقه ي آشنايي با مصدر راندارند،ابتداتوضيحي راجع به مصدرآورده شود.سپس وارد بحث فعل شوند.

درساخت ماضي نقلي سوم شخص مفرد به حذف(است )اشاره شده است.اي كاش درهمين درس به اين مطلب نيزاشاره مي شدكهSadاست)فعل كمكي است نه شناسه ي فعل . فعل (است) ازشناسه هاي (ام،اي،ايم،ايد،اند)به مرورزمان حذف شده.ودراصل اين شناسه هادرماضي نقلي دستورسنتي همرابافعل كمكي (است)مي آمده اند. (استم ،استي،است ،استيم و....) .واين كه شناسه درماضي نقلي سوم شخص مفرد تهي است.اما متاسفانه درسال هاي بعد هم به اين مطلب مهم اشاره اي نشده است وزمانيكه دانش آموزان به بحث «تكواژ»مي رسندبا اين مشكل مواجه مي شوند.

درس يازدهم(مقايسه)

درس 54ترجمه ي آيه اي ازقرآن كريم به عنوان نمونه اي از مقايسه وتمثيل ذكرشده كه به نظر مي رسد براي دانش آموزان سال اول كمي فهم اين مقايسه دشوارباشد وبه نظر مي رسد هيچ ربطي با بحث مقايسه نداردوكامل نيست.وبازدرهمين صفحه مقايسه ي نمايش نامه هاي «حماسي »و«درام»ازبرتولد برشت نيز مقايسه ي جالبي به نظر نمي رسد .بهتر است در اين قسمت ازمثال هاي ملموس تري استفاده شود.

درس دوازدهم(گروه اسمي 1)

دراين درس مطالب زيادي گنجانده شده به طوري كه تدريس آن دريك جلسه ميسرنيست.(مباحثي ازقبيل شناخت گروه هاي اسمي ، هسته ووابسته ،اسم ونشانه هاي آن ،ويژگي هاي اسم وساخت اسم.)بهتراست اين درس به دو درس جداگانه تقسيم شود. ابتدا اسم وويژگي هاي آن وسپس ساخت اسم ومعرفي گروه اسمي .

درقسمت ساخت اسم از سه گروه نام برده(ساده ، مركب ومشتق).سپس درپاورقي خيلي مختصر «مشتق مركب»راتوضيح داده است.همين بحث درزبان فارسي سال دوم درس شانزدهم ساخت اسم را به چهار نوع تقسيم كرده كه به نظر درست نمي رسد . بهتراست ازهمان سال اول چهار نوع ساخت اسم درمتن اصلي درس توضيح داده شود.

بخش شناس – ناشناس و اسم جنس در سال اول ودوم بیشتر توضیح و تمرین بیشتری می طلبد .

پيشنهاد: بهتر است درس16 سال دوم قسمت" ساخت اسم" از این درس جدا شود و با درس 18 ساخت" صفت بیانی" در دو درس مجزا مفصل تر ارائه شود تا نیازی به تکرار این دروس در سال سوم نباشد .زیرا وقت گير است.

در خود آزمایی (1) این درس ، از دانش آموز خواسته شده که هسته ی گروه های اسمی را مشخص کند. یکی از عبارت های این خود آزمایی ، عبارت یک گله گوسفند است، در حالی که« ممیز= گله» در زبان فارسی (3) خوانده می شود.

درس شانزدهم (گروه اسمي 2)

در اين درس فقط گروه اسمي مفعول رااز نظر هسته و وابسته مورد بررسي قرارداده، بهتر بود از گروه اسمي نهادي ،متممي ومسندي نيز مثال هايي ذكر مي شد.هرچند گروه نهادي «سيمين»درجمله ها وجود دارد ولي مولفان محترم هيچ اشاره اي به آن نكرده اند.در زبان فارسي سال دوم درس شانزدهم نيزهمين گونه است.آيابا اين روش مي توان به اين هدف رسيد كه :«هرجمله از يك يا چندگروه اسمي تشكيل شده است ودرنتيجه هرجمله ممكن است چند هسته وتعدادي وابسته داشته باشد.»؟ مسلّماًخير.

در درس گروه اسمي سال اول ، برای تفهیم هسته و وابسته ، چندین جمله مثال زده شده که یکی از جمله ها (شماره ی 6 ) چنین است:« سیمین انگشتر دیگر را پسندید.» واژه ی «دیگر» به عنوان وابسته ی پسین ، قرمز نوشته شده است اما کتاب ، توضیح نمی دهد که دیگر چه نوعی از وابسته ی پسین است.

در زبان فارسي سال دوم نيز،درس گروه هاي اسمي 1،واژه ي «دوران» هسته ي گروه هاي اسمي است ،و در برخي از گروه هاي اسمي درهمين صفحه واژه ي «دوراني»به عنوان هسته مشخص شده.واين تناقض آن هم در يك صفحه از كتاب درسي،ازنگاه تيز بين دانش آموزان پنهان نمي ماند.آيا بهتر نيست،درپاورقي اين صفحه توضيحي درباره ي اين مطلب داده شود؟اين كه اين چه نوع (ي)است؟وتوضيحاتي ازقبيل اين كه : هرگاه (چنین) و (چنان) به عنوان وابسته ی پیشین یک گروه اسمی به کار روند در پایان این گروه حتما یک (ی) ظاهر می شود، از آن جا که وجود (ی) در این حالت، اجباری است نه اختیاری و نمی توان آن را در تقابل با هیچ تکواژ دیگری دانست، نباید آن را عنصری مستقل به شمار آورد بلکه باید آن را جزئی از وابسته های پیشین (چنین) و (چنان) به شمار آورد که از آنها جدا افتاده است ، و در زبان فارسی دو تکواژ (چنین ...ی) و ( چنان ...ی) داریم که همیشه واژه های همراه آنها در محل (...) قرار می گیرد. چنین کتابی، چنان مردی. تکواژ های چه، هر ، هیچ وعجب، نیز اغلب همین وضعیت را دارند. كه دستورنويسان به آن «(ي)گسسته» مي گويند.ولي به اين نوع (ي)درزبان فارسي دبيرستان اشاره اي نشده است.ولي درنمونه هايي مثل مواردذكرشده،وجود دارد كه نيازبه توضيح است.

***البته در درس هجدهم ،به وابسته ي پيشين(عجب...ي)اشاره شده ولي هيچ توضيحي داده نشده است.

درس هيجدهم(وابسته هاي پسين)

در اين درس به دوتركيب وصفي واضافي به عنوان وابسته هاي پسين اسم پرداخته است که آن هم تنها به ترکیب‌های وصفی می‌پردازد که صفتشان صفت بیانی باشد. در حالی‌که(صفت‌های یشین+ اسم) نیز ترکیب وصفی هستند. مانند:«این اسب»، که کتاب به آن‌ها اشاره‌ای ندارد.

توضيحات كتاب كافي نيست .وجالب اينكه در زبان فارسي 2، خودآزمایی 1درس هجدهم،سوال تحت عنوان « در متن زیر ترکیب‌های وصفی و اضافی را پیدا کنید.»مطرح شده است. درحاليكه در این درس هیچ اشاره‌ای به ترکیب وصفی نشده است.تركيب هايي مثل : «دیوانه‌ای به نیشابور می‌رفت. . . این اسب‌ها از کیست. . . اين همه رمه ازكيست ......دیوانه دستاری بر سرداشت کهنه و پاره پاره. . . ».

درهيچ جاي كتاب به صفت پيشين «اين همه»اشاره اي نشده. وهمچنين در هیچ قسمتي گفته‌ نشده که صفت‌های معطوف به صفت دیگر، مجموعاً با موصوفشان یک ترکیب هستند یا دو ترکیب وصفی. مانند: دیوانه‌ای دستاری بر سر داشت کهنه و پاره پاره.پرسش این جاست که آیا باید (دستار کهنه و پاره پاره ) را یک ترکیب وصفی به شمار آوریم یا دو ترکیب وصفی؟

*نكته ي جالب اين جاست كه تركيب هاي وصفي واضافي هميشه از سوالات مهم كنكور است .درحاليكه دركتاب درسي كه منبع اصلي كنكور به شمار مي رود ،خيلي كم به اين مسئله پرداخته شده است.

*نكته ي جالب تر اينكه درسال دوم دانش آموزان هنوز درباره ي معطوف ونقش هاي تبعي چيزي نمي دانندولي بايد بتوانند اين تمرين را حل كنند!!!! ومشابه اين مطلب در درس 26زبان فارسي1 املا ،ازمعطوف ومعطوف عليه سخن گفته .همين طور در خودآزمايي درس 2 در جمله ي سوم "برادر كوچكم، ابو عمير، سخت دل تنگ بود." بهتر است بدل"ابو عمير" به دليل عدم اطلاع دانش آموزان از اين نقش دستوري از جمله حذف گردد. وهمچنين درسال دوم درس ويرايش «مقداري ازمسلمانان بوسنيي توسط صرب ها كشته مي شدند.»درباره ي فعل مجهول گفته شده ،درحاليكه دانش آموزان هنوز فعل مجهول رانخوانده اند.البته نمونه هايي از اين دست را فراوان مي شود درخودآزمايي هاويا متن درس يافت مي شودكه مولفان محترم به آن توجهي ننموده اند.

*بهتراست در بخش انواع اضافه ی این درس ، اضافه هایی مانند تشبیهی ، استعاری و ... به دانش آموز یاد داده شود .

درس بيستم(ضمير)

درابتداي اين درس چند تا جمله پشت سر هم آمده وضماير آن به رنگ قرمز نوشته شده.درانتها گفته شده «واژه هاي مشخص شده راضمير مي ناميم.»ولي هيچ توضيحي درباره ي ضماير مشخص شده نداده . توضيحاتي مانند اينكه چه نوع ضميري هستند ومرجع آن ها چيست!!

حال سوال اين است كه ضماير ي مثل «آن ها» و«ديگران»كه با رنگ قرمزبرجسته شده اند،در اين جمله ها چه نوع ضميري هستند؟(آن ها)ضمير شخصي يا اشاره ؟(ديگران)ضمير مبهم يا اسم مبهم ويا.....؟مرجع ضمير ديگران كدام واژه است؟در كدام قسمت كتاب زبان فارسي 1،2ويا3به ضمير مبهم اشاره شده است؟مگرغير ازاين است كه فقط در درس «مطابقت نهاد با فعل »از اسم مبهم نام برده شده؟البته در دستورجديد «ضمير مبهم»نداريم وبه جاي آن «اسم مبهم»به كار مي رود.اگر اين گونه است پس چرا واژه ي«ديگران» در درس ضمير برجسته شده است؟ نياز به توضيح دارد.

دري بيست ويكم (چه كلمه اي اهميّت املايي دارد؟)

اين درس بايد خيلي زودترمطرح شود.مثلاً،حدود درس چهارم بيايد بهتر است.

درس بيست وسوم(گروه قيدي)

در اين درس قيد ها به دودسته ي «نشانه دار »و «بي نشانه»تقسيم شده اند.وبه قيد مختص ومشترك درقسمت بي نشانه ها اشاره شده وهيچ اشاره اي نكرده است كه :مثلا،كلمات تنوين دار ،متمم هاي قيدي وپشوندي همراه با اسم ،جزءكدام دسته اند ؟مختص يا مشترك؟ودر سال دوم هم اشاره به مختص يا مشترك بودن اين نوع قيدهانشده است، كه كامل به نظر نمي رسد بهتر است دسته بندي قيد هااصلاح شود واين مورد در نظر گرفته شود.

*مثال ها كافي نيست نمونه هاي بيشتري از انواع قيد ذكرشود .نمونه هاي قيد هاي مركب و...

درس بیست و هفتم(نقش نما)

بهتر است اين درس در زبان فارسي 1خيلي جلوتر مطرح شود حتي قبل از اجزاي جمله .

در این درس ، قرار دادن حروف ربط (پیوند) در جمع نقش نما ها نادرست به نظر می رسد زیرا نقش نما، نقش واژه ی قبل یا بعد از خود را مشخص می کند اما حرف پیوند ، در پی بردن به نقش دستوری واژه ها تاثیری ندارد. هم چنين در پاورقی (ص136) این درس آمده است: «این پیوندها(منظور، پیوندهای همپایه ساز ) اگر بین دو یا چند اسم بیایند ، نقش همه ی آن اسم ها یکی است.» در حالی که ازاین مجموعه ، فقط دو حرف« و »و« یا» این ویژگی را دارند که در آن صورت هم هیچ کدام پیوند همپایه ساز به شمار نمی آیند.

***دربياموزيم اين درس خيلي كوتاه به مطالبي اشاره شده كه هريك از اين مطالب خود،بحث هاي مهمي در زبان فارسي 2و3هستند.ازجمله:«حذف به قرينه ،جمله ي مركب،حشوومطابقت نهاد بافعل.»آيا بهتر نيست اين درس ساده تربيان شود ويا به سال هاي بعد موكول گردد؟

درهمين بياموزيم جمله ي «هم آنان درباره ي مطبوعات مقاله نوشتند هم مانوشتيم»را جمله اي مناسب دانسته زيراكلمات «آنان»و«ما»كه نهادهستندهريك با فعل مناسب آمده اند.وجمله ي«هم آنان درباره ي مطبوعات مقاله نوشتند هم ما»نادرست است به دليل اين كه نهاد«ما»بافعل «نوشتند»مطابقت نداردوحذف فعل درست نيست.به همين مطلب در درس ويرايش زبان فارسي 3،ص 20اشاره شده است :جمله ي «هم من رفتم هم او»واين گونه حذف ها رانادرست دانسته .تا اين جا همه ي اين مطالب ذكرشده درست است وجاي هيچ ايرادنيست .امّامشكل در خودآزمايي ص38درس مطابقت نهادبا فعل است!!درخودآزمايي 2،مواردحذف ونوع آن ها راخواسته است.درجمله هايي نظير:«آن ها بااسب حركت كردند،مانيزبه دنبالشان؛صبح زود رسيديم؛آن هازودتر.»كه فعل هاي «حركت كرديم»و«رسيدند» حذف شده اند.حال سؤال اين است آيااين جمله با جمله هاي بالافرقي دارد؟وآيا اين نوع حذف فعل درست است؟وبه فرض درصورت درست بودن ، حذف به چه قرينه اي صورت گرفته؟لفظي يا معنوي؟وجالب است بدانيد اين مبحث هرسال درجلسات گروه هاي آموزشي وكلاس هاي ضمن خدمت دبيران بحث مي شود.بحثي كه به نتيجه ي مطلوب نمي رسد.انتظارمي رود يا اين چندجمله ازخودآزمايي ص20حذف شودوياتوجيه مناسبي براي درستي آن ونوع حذف آن آورده شود.

انتقادات وپيشنهادها (زبان فارسي 1،2،3)

1) کتاب هاي زبان فارسي لغت نامه ندارند.درحاليكه به شدت احساس نياز مي شود! کلماتی چون علی هذا – الغرض و... بویژه مباحث حقوقی حتما نیاز به یک واژه نامه تخصصی دارد وهمچنين کلماتی چون فسخ – اقامه دعوی – مشاع – کان لم یکن و.......

2) دشواری دیگر ، کاربردی نبودن آموزش ها در زندگی روزمره ی دانش آموزان است. حتی دبیران ادبیات نیز بعضی مطالبی را که در زبان فارسی آموزش می دهند، به کار نمی برند ، از طرف دیگر نه تنها در ویرایش متن کتابهایی مانند شیمی ، فیزیک و ... از شیوه ی ویرایش کتاب فارسی استفاده نمی شود ، در خود کتاب های زبان و ادبیات فارسی نیز این شیوه رعایت نشده است .

3) دانش آموزان هنگام برخورد با شعر یا نثرهای سنتی ، قادر به درک درست آنها نیستند پیشنهاد می شود بخش از دستور زبان سنتی که به درک متون شعر و نثر کهن کمک می کند ، مانند انواع «را» ،انواع اضافه (تشبیهی و استعاری ) ، شکل فعل ها و ... در کتابهای زبان فارسی گنجانده شود.

4) استفاده ی کتاب زبان فارسی (2) با محتوای یکسان در همه رشته های تحصیلی (نظری ، فنی حرفه ای ، کاردانش) درست نیست؛ برای شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش ، کتاب جداگانه تالیف شود. طبق برنامه ریزی آموزشی این شاخه ها ، معمولا دانش آموزان ، زبان فارسی (2) را در یک سال تحصیلی و ادبیات فارسی (2) را در سال بعد می خوانند . به همین دلیل ، معلم هنگام رسیدن به درس های مربوط به املا (که بخشی از واژه های ادبیات (2) نیز در آنها گنجانده شده است) ، با مشکل مواجه می شود .

از طرف دیگر ، آموزش بعضی درس ها به ویژه بخش دستور زبان در شاخه فنی و کاردانش ، ضرورتی ندارد. پیشنهاد می شود که در این رشته ها بیشتر به روخوانی و روان خوانی و املا پرداخته شود.

5) درکلیه درس های کتاب نکات کلیدی برجسته شده است ، امابهتر بود که چکیده مطالب و مفاهیم اصلی هر درس در ابتدای در س ها ذکر می گردید .(پيشنهاددانش آموزان)

6)ساعات مربوط به آموزش زبان فارسی افزایش یابد ودرس املا وانشا از درس دستور جداشده و ساعت خاصی برای آن درنظر گرفته شود.

7)جاي يك درس براي تشخيص واژه هاي دخيل در زبان فارسي خالي است.بهتر است ازهمان سال اول دانش آموزان بتوانند تاحدودي واژه هاي دخيل عربي وغير عربي راتشخيص دهند تابهتربتوانند،نكات بياموزيم ها ويا نكات نگارشي را_كه كم هم نيستند_رايادبگيرند.

8)گروه كلمات املايي در كتاب ادبيات برجسته شوند تا هم دبيران وهم دانش آموزان توجه كافي به آن ها داشته باشند.درضمن يادگيري اين گروه كلمات در داخل جمله آسان تر است . .(پيشنهاددانش آموزان)

9)برخي ازنكات بياموزيم دردرس هاي ويرايش هم مطرح شده است .دبيران محترم هنگام طرح سوال سردرگم مي مانند كه اين نكات را دركدام قسمت بياورند .بهتر است در اين زمينه نيز رفع ابهام شود.

10)درطراحي كتاب زبان فارسي از تصاويررنگي استفاده شود،تاباعث جذب بيشتر دانش آموزان گردد.

11) یک فهرست اعلام و یک فهرست افعال با حروف اضافه اختصاصی در پایان کتاب گرفته شود .

12) باتوجه به اين كه درسال هاي اخيربحث قرابت معنايي تعدادزيادي ازسوالات كنكوررابه خوداختصاص داده است ؛وبه طورجدي موجب نگراني دانش آموزان شده است وازآن جايي كه درك درست مفهوم يك بيت خارج ازكتاب منوط به خواندن درست واژه هاي كهن مي باشد ؛لذاپيشنهاد مي شود دستور زبان تاريخي به دروس زبان فارسي 2و3افزوده شود.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان