امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترفندهای حرفه ای تست زنی برای افراد متوسط به بالا
#1
سلام، تو این پست ترفندهای حرفه ای تست زنی کنکور رو برای افراد متسط به بالا ارائه دادیم:

هماهنگی جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوری:

پاسخ هایی که از نظر قواعد دستوری ، باسوال هماهنگی ندارند، غالبا(به احتمال ۸۰ درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جای خالی است و از شما خواسته می‌شود ، جاهای خالی را با جواب درست پرکنید و یکی از گزینه ها اصلا مناسب آن جای خالی نیست.چرا که از لحاظ گرامری جایش آنجا نیست. توجه داشته باشید که ۲۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

تست های جستجو کردنی ( ترفندهای حرفه ای تست زنی )

در این تست ها لازمه یافتن جواب این است که هر ۴ گزینه را جستجو کرده و جو اب صحیح را پیدا کنیم. در چنین تست هایی سعی کنید که برای جستجو همیشه از گزینه ج و د شروع کنید چرا که معمولا به احتمال ۶۰% یکی از این دو گزینه صحیح می‌باشد. همچنین مواظب باشید که انتخاب گزینه الف به عنوان جواب درست باید با وسواس و احتیاط زیاد و بعد از اینکه مطمئن شدید گزینه های ب و ج و د درست نیستند صورت گیرد. همچنین سعی کنید که از گزینه های طولانی فرار نکنید. گزینه ای که بررسی آن به ظاهر مشکل تر است در ۸۰% اوقات در تست های جستجو کردنی همان گزینه جواب است. توجه داشته باشید که ۲۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

عدم نیاز به دانستن همه مطالب یک تست:

برای پاسخ دادن به بعضی از تست ها ، نیاز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نیست. و فقط با دانستن بخشی از تست می‌توانید گزینه های نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحیح برسانید. ۸۰ % سوالات کنکور چنین هستند. بنابراین اگر همه بخش های کتاب را نخوانده اید جا نزنید.


عدم نیاز به حل طولانی:

در ۹۵% حالات در سوالات کنکور بخصوص دروس فیزیک و شیمی‌و ریاضی که به صورت مساله می‌باشند، سوالات راه حل های طولانی ندارندو عمدتا یک یا دو نکته خاص مورد نظر طراح می‌باشند. بنابراین هنگام حل این تست ها اگر دیدید که به محاسبات طولانی و استفاده از فرمولهای زیاد نیاز است، بلافاصله بفهمید که ازنکته مورد نظر طراح دور افتاده اید و یا در جایی اشتباه کرده اید.

قیدهای تاکید و نفی بیانگر جواب غلط اند:

گزینه هایی که دارای لغاتی مانند همیشه ، هرگز ، حتما و از این قبیل هستند،در ۹۵% اوقات صحیح نمی‌باشند. در حالی که گزینه هایی دارای کلماتی مانند ممکن است ، احتمالا و مانند اینها ، ۸۰% اوقات صحیح می‌باشند. توجه داشته باشید که ۳۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

تست جواب های محاسباتی ترفندهای حرفه ای تست زنی

بعضی اوقات از شما خواسته می‌شود درستی یک جواب را در چهار فرمول داده شده چک کنید. به جای حل کامل محاسبه جواب کافی است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببینید آیا تساوی داده شده برقرار می‌شود یا خیر. در این مواردد ۷۰% اوقات بهتر است ابتدا با گزینه های ج و د شروع کنید. توجه داشته باشید که ۳۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

تغییر فضای فکری هنگام قفل کردن روی چند تست پیاپی:

اگر هنگام حل چند تست پیاپی چیزی به ذهنتان نرسید. سریعا متوقف شوید و با تنفس عمیق و تمرینات تن آرامی‌و در صورت امکان خوردن کیک و بیسکویت و کشمش و تنقلات دقیقه ای استراحت سعی کنید. به مغز خود اکسیژن و به بدن خود قند کافی برسانید. ۹۹% ایام این تکنیک شما را به حالت آرامش می رساند.

اولویت بندی دروس اختصاصی:

بعد از اینکه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب دادید و مطمئن شدید که دیگر سوال ساده ای برای جواب دادن وجود ندارد و قبل از اینکه به سراغ روش های احتمالاتی بروید. مدت مشخصی را بسته به زمان باقیمانده (مثلا نیم ساعت) را برای درسهای با ضریب بالاتر (درس های ضریب ۴ کنار بگذارید ) و سعی کنید سوالات بیشتری از آن درس ها را تا حد امکان جواب دهید.

ترفندهای حرفه ای تست زنی درس های با انحراف معیار منفی بالا:

درس هایی که خیلی ها از آنها بیزارند و اصلا در کنکور به آنها اعتنایی نمی‌کنند. می‌توانند در ۹۰ درصدمواقع برای شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انسانی داوطلبان از تست های ریاضی بیزارند. در رشته تجربی درس های ریاضی و فیزیک کمتر طرفدار دارد. در رشته ریاضی نیز درس شیمی‌دچار نفرت شده است. حال آنکه ارزش واقعی یک تست از یک درس مشخص بعد از کنکور مشخص می‌شود. یعنی زمانی که معلوم شود چند نفر به این درس پاسخگو بوده اند. به عبارتی امتیاز سوالات درسی که عده کمی‌به آن پاسخ صحیح داده اند، مانند ریاضی در رشته تجربی و یا شیمی‌در رشته ریاضی و فیزیک به مراتب ارزش بالاتری از سوالات درسی دارد که عده زیادی به آن پاسخ می‌گویند و اینکه بگوییم در رشته تجربی فیزیک ضریب ۲ دارد و ریاضیات هم ضریب ۲، پس ارزش تستی این دو درس با هم برابر است کاملا غلط می‌باشد.

نقطه خنثی:

وقتی عدد صفر بین دو گزینه قرینه قرار می‌گیرد. در هشتاد درصد مواقع حتما جواب خود عدد صفر است. توجه داشته باشید که ۲۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط تشابهی دو یا چند گزینه به هم یا ربط مشابهت :

ربط شباهتی از مرسوم ترین و رایج ترین روشهای ربط دهی گزینه درست با غلط می باشد و تقریبا نخستین شکل مرتبط سازی گزینه ها با یکدیگر به شمار می آید. این شکل ربط دهی در حال حاضر توسط اکثر طراحان آزمون های تستی به صورت سراسری یا آزمایشی و اصولا در تمام امتحانات تستی به کار می رود. اساس این ربط دهی ، استفاده از شباهت ظاهری، فرمولی، شکلی و یا آوایی و یا نوشتاری بین گزینه های درست و نادرست می باشد. برای مثال ۲ و ۳ خیلی به هم شبیه هستند. این شباهت به دو دلیل است یکی شباهت غیر قابل انکار ۲ و ۳ به یکدیگر و دیگری زیر رادیکال بودن هر دو که اگر در یک تست ریاضی این دو عدد کنار هم قرار گرفتند ، باید به احتمال زیاد حدس زد که جواب درست باید بین این دو عدد قرار داشته باشد و قصد طراح این بوده که ما را بین این دو گزینه دچار اشتباه سازد. همین که به این نتیجه رسیدیم خود کشف بزرگی است، چرا که در بدترین حالت و در ۶۰ درصد مواقع می توانیم یکی از این دو گزینه را شانسی علامت بزنیم. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطه تضاد و تقابل بین دو گزینه:

۲+ و ۲- با هم متضاد می‌باشند. همین طور راست و دروغ و یا شب و روز . خیلی ها با استفاده از اصل تضاد مطلبی را حفظ می‌کنند و یاد می‌گیرند و طراحان تست نیز از این روش یادسپاری بی خبر نیستند. به همین خاطر آنها سعی می‌کنند با گنجاندن گزینه متضاد در بین گزینه ها شما را گیج کنند تا شک شما را زیاد کنند. هدف طراح این است که شما را از گزینه درست دور سازد. ۷۰ % مواقع جواب بین دو گزینه متضاد قرار دارد. توجه داشته باشید که ۳۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطه مجاورت و همسایگی بین دو گزینه:

همسایه ها آشنا ترندو قیافه هایشان بهتر به خاطر سپرده می‏شود. از سوی دیگر اگر کسی در یک جاده افتاد و از جاده مطمئن شد ، ترجیح می‌دهد به جای تغییر جاده به مسیر خود ادامه دهد. گویی به محض دریافتن یک سرنخ بخش زیادی از نگرانی فرد کم می‌شود و متاسفانه به همان میزان نیز دقت فرد کاهش می‌یابد. چنان است که اگر میزان انرژی دقت یک داوطلب را در حفظ کردن یک مطلب ۱۰۰ واحد در نظر بگیریم. بیش از ۸۰ واحد دقت صرف یادسپاری بخش اول و ۲۰ واحد بقیه صرف یاد سپاری بخش های بعدی می‌شود. در این مواقع داوطلب گمان می‌کند که با اتکا به اصل “زنجیره تداعی معانی” بقیه مطالب خود به خود مقابل چشمان او ظاهر خواهند شد. اما طراح سوال در این میان به عمد وارد گود می‌شود و روی قسمت های بعدی (یعنی همان جا که دقت کم می‌شود) جاده انحرافی ایجاد می‌کند. مثلا شما جواب سوالی را به صورت “عقل و ایمان ” حفظ کرده اید. طراح در استفاده از کلمه “عقل” هیچ حساسیتی به خرج نمی‌دهد. چرا که خوب می‌داند. شما موقع یادگیری این مطلب انرژی دقت و توجه زیادی را روی کلمه عقل گذاشته اید. اما او روی کلمه دوم بازی می‌کند و ناگهان به جای واژه های ” عقل و ایمان”، در گزینه دیگر از کلمات “عقل و علم” استفاده می‌کند. اینجاست که تردید ظاهر می‌شود و شما در انتخاب گزینه درست بین دو گزینه دچار آشفتگی می‌شوید. اما برای شما که قصد دارید مچ طراح را بگیرید. همین گیج شدن یک نعمت بزرگ به شمار می‌آید. در ۶۰ درصد اوقات رابطه مجاورت و همسایگی راهنمای خوبی است که تردید شما را از چهار گزینه به دو گزینه کاهش دهد. به عبارت دیگر شما می توانید ۶۰% مطمئن باشید که جواب درست بین دو گزینه مجاور است. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطه تقارن بین دو گزینه:

خیلی مواقع ما چیزها را از روی شکل قرینه شان به خاطر می‌آوریم. ما در دنیای آئینه ها زندگی می‌کنیم.حتی تصویری که ازشکل خود به خاطر داریم تصویری است که درآئینه از خود دیده ایم. ما خود را در زندگی جای دیگران قرار می‌دهیم و از این راه با آنها هم احساس می‌شویم. جابجایی آئینه وار و تقارنی آنقدر برایم ما جالب و جذاب است که اگر دو گزینه متقارن ببینیم، آنها را تقریبا یکی احساس می‌کنیم و اگر کمی‌دقت نداشته باشیم، آنها را به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌دهیم. درست شبیه بچه هایی که کفشهای چپ و راست را از هم تشخیص نمی‌دهند و خیلی مواقع آنها را عوضی به پا می‌کنند. این دلبستگی و وابستگی ما به قرینه ها و تصاویر انعکاسی باعث شده است که طراحان زیر تست ، فرصت را غنیمت بشمرند و از این گذرگاه به داوطلبین کنکور حمله کنند. آنها در تست ها جوابهای درست و غلط را به طور خیلی ساده آئینه وار و قرینه ای قرار می‌ دهند. در ۷۰ درصد اوقات گزینه درست بین دو جواب قرینه قرار دارد. توجه داشته باشید که ۳۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطه تناسب بین گزینه ها :

مانند رابطه بین اعداد ۲/۰ و ۴/۰ و ۸/۰ که هر گزینه دو برابر قبلی می‌باشد. اینگونه ارتباطات غالبا در تست های ریاضی رخ می‌نماید. چرا که بی دقتی روی یک ضریب می‌تواند باعث بروز اشتباه در نتیجه نهایی شود. در این موارد طراح با فرض قرار دادن احتمال اشتباه در ضرایب حین محاسبه ، خود شخصا آن مسیر اشتباه را تا آخر طی می‌کند و نتیجه ای که بدست می‌آورد را در گزینه ها تزریق می‌کند. به این ترتیب برای داوطلب تله می‌گذارد که حتی با عبور از مسیر اشتباه باز هم بتواند نتیجه به زعم خود درست را در لابلای گزینه ها پیدا کند. به این ترتیب داوطلب با توجه به وقتی که دارد ، بعید است روی غلط بودن تست خود شک کند. در ۹۰ درصد اوقات گزینه درست بین جواب هایی است که با هم رابطه تناسبی دارند. این روش موثری است برای حذف یکی از جوابهای نادرست و در نتیجه افزایش احتمال درستی بقیه گزینه ها. توجه داشته باشید که ۱۰% مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطه معکوس بین گزینه ها :

مانند رابطه بین اعداد و که بیشتر در تست های ریاضی رخ می نماید.
بی دقتی در انجام یک عمل تقسیم معمولا منجر به انحراف داوطلب از گزینه درست به سوی گزینه غلط معکوس می شود. در ۶۰ درصد مواقع جواب درست معمولا بین دو گزینه معکوس است. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط دهی گزینه ها به هم ازطریق زنجیره تداعی معانی:

سیستم یادسپاری ، یادگیری و یادآوری انسان بر اساس اصل تداعی معانی کار می‌کند. به این ترتیب که اگر یک “نشانه کلیدی” به عنوان ورودی به این سیستم اعمال شود، زنجیره ای از حافظه ها و خاطره ها و یادداشت ها و یادسپرده ها از همان نشانه کلیدی شروع و به صورت یک زنجیره بی انتها اما به هم مرتبط ادامه می‌یابد. برای مثال به محض اینکه نشانه کلیدی “نیوتن” به طریقی (مثلا نوشتن نام نیوتن و یا تصویر نیوتن در حالی که به یک سیب خیره شده است و یا حتی حرف بزرگ انگلیسی ) nمی‌تواند شما را به یاد قوانین اول و دوم و سوم نیوتن و فرمول شتاب و محاسبه مسافت در حرکت شتابدار و …. بیاندازد. یعنی فقط یک کلمه می‌تواند مانند یک چاشنی کوچک زنجیره ای از انفجارهای پی در پی را به عهده داشته باشد. درست شبیه چاشنی بمب اتمی‌که قدرت انفجار زیادی ندارد اما با تامین انرژی اولیه زنجیره ای از فعل و انفعالات می‌تواند یک انفجار هسته ای را شکل دهد.

نشانه کلیدی :

در یاد آوری و یاد سپاری و یادگیری و حتی یاددهی مفاهیم و موضوعات درسی بسیار مفید است. اما در عین حال اگر در دست یک طراح تست بیافتد می‌تواند به صورت ابزاری گمراه کننده وارد عمل شود و شما را در بین زنجیره ای از گزینه های غلط به دام اندازد. به همین خاطر اگر در یک سوال کنکور متوجه شدید که طراح تست قصد دارد با استفاده از ویژگی تداعی معانی ، نشانه های کلیدی گمراه کننده درذهن شما ایجاد کند و مسیر تصمیم سازی شما را در جهتی دیگر هدایت کند. سریعا گزینه های با ارتباط اشتقاقی و مشتق و گرفته شده از هم را جدا و دسته بندی کنید و در بین آنها دنبال پاسخ صحیح بگردید. ۸۰ درصد مواقع این روش ضد حمله گزینه های تردیدی شما را از چهار گزینه به سه یا دو گزینه تقلیل می دهد. توجه داشته باشید که ۲۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ارتباط هارمونیکی یا هم آوایی بین گزینه ها:

بسیاری از مواقع ما با گوش خود یاد می‌گیریم. بخصوص درس هایی که مربوط به زبان فارسی، عربی یا انگلیسی می‌باشند. در این مواقع یادگیری عمده ما از طریق “صدا” صورت می‌گیرد. “صدا” می‌تواند اطلاعات زیادی را با خود حمل کند که از جمله می‌توان به وزن و آهنگ و طرز تلفظ آن صدا و حتی حروف صدادار و بی صدای موجود در یک کلمه گفتاری اشاره کرد.
به عنوان یک اصل ، بخصوص در تست های مربوط به زبان های فارسی، عربی و زبان های خارجی مانند انگلیسی ، همیشه مواظب باشید که برای فریفتن و دور سازی شما از گزینه درست ، معمولا سعی می‌شود از گزینه ای با شکل ظاهری مشابه و از همه مهم تر هارمونی و طرز تلفظ و آوای مشابه استفاده شود. در این مواقع شما بی اختیار به سوی گزینه هم آوا کشانده می‌شوید و خود به خود از جواب درست دور می‌افتید. در درس های حفظی مانند عربی ، فارسی و انگلیسی ۶۰ درصد اوقات از این روش برای فریب دادن داوطلب استفاده می شود. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط دهی بر اساس بیشترین تعداد جزء مشترک:

آن دو گزینه ای در یک سوال بهترین جفت مشکوک را تشکیل می‌دهند که بیشترین جزء مشترک (از لحاظ تعداد ) را دارا باشند.این جزء مشترک در مرحله اول “کلمات مشترک” است و در مرحله دوم تعداد” حروف مشابه” و در مرحله سوم شکل گرامری و جایگاه جزء مشترک در جمله جواب. طراحان سوال بنا را بر این می‌گذارند که بسیاری از داوطلبین مفاهیم را طوطی وار و فقط بر اساس حفظ یک تعداد واژه های کلیدی یاد گرفته اند و وقتی جملاتی مشابه با همان واژ ه های کلیدی ، اما با معانی و مفاهیم متفاوت به عنوان گزینه انحرافی در کنار گزینه اصلی قرار گیرد، این دسته داوطلبین نمی‌توانند جواب درست را ازبین آنها تشخیص دهند. بسیاری از داوطلبین در ۹۰ درصد اوقات فریب طراح را می‌خورند و سردرگم می‌شوند. اما آنها که هشیارتراند از همین امر استفاده می‌کنند و فقط با شمردن تعداد اجزای مشترک ، آن سه یا دو گزینه ای که به ترتیب دارای بیشترین تعداد جزء مشترک می‌باشند را به عنوان دسته گزینه های تردیدی جدا می‌کنند. ۹۰ درصد اوقات این روش جواب می دهد. توجه داشته باشید که ۱۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط دهی گزینه ها بر اساس ویژگی تسلسل و ارتباط زنجیره ای بین آنها:

تسلسل به سه شکل زیر در تست ها ظاهر می شود:
۱) مستقیم : مانند ۱ ۲ ۳ ۴ که در این گونه گزینه ها در ۶۰ درصد مواقع گزینه چهارم را حذف کرده و جواب را در بین گزینه های سوم و اول جستجو می کنیم.توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.
۲) معکوس: مانند ۴ ۳ ۲ ۱ که در این گونه سوالات در ۶۰ درصد مواقع گزینه اول یعنی ۴ را حذف می کنیم و گزینه های دوم و چهارم را انتخاب می کنیم. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.
۳) تسلسل به هم ریخته : مانند ۱ ۴ ۳ ۲ که در این گونه سوالات در ۶۰ درصد مواقع گزینه اول و چهارم را اختیار می کنیم. توجه داشته باشید که ۴۰ درصدمواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط دهی غیر ممکن یا گزینه های بی ارتباط :

یعنی تست هایی که در آنها ۴ گزینه هیچ ربطی به هم ندارند. در این صورت جواب در ۶۰% مواقع در گزینه های ۱ و ۴ قرار گرفته است.
البته قابل ذکر است که این نتایج از روی مطالعه آماری تست های کنکور چند سال اخیر بدست آمده است و نباید به عنوان قواعد حتمی و دقیق روی آنها تکیه کرد. تجربه و درصدهای متناظر نشان می دهند که در بدترین اوقات می توانید تا این حد روی این روش ها تکیه کنید.که البته هرگز نبایداحتمال خطا را از نظر دور داشت.
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان