امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اگه میخواهید اسم این پست رو بذارید موعظه!!
#1


معمولاً گاهی در بین آگهی‌های
استخدامی‌چند مورد داستان کوتاه مرتبط با محتوای سایت گنجانده می‌شوند که
به نوبه خود طرفداران و مخالفان خود را دارد، عده ای از دوستان از آن
بعنوان تلنگری به زندگی نام برده و شاید برای ساعاتی در عمق مطالب فرو
رفته و شاید تغییری در مسیر تفکر خود نسبت به کار و اشتغال در خود دیده
باشند.

ولی عده از دوستان هم که معمولاً غیر از آگهی‌های
استخدامی‌تحمل هیچگونه مطلب دیگری را ندارند مرتباً لطف خود را شامل حال
ما کرده و با انواع و اقسام حرفها و جملات زیبا گوشه و کنایه نصیب مان
می‌کنند، با این حال به نظرم انتشار اینگونه مطالب شاید خیلی بیراه نباشد،
چرا که شاید حتی جمله ای از این متون باعث نگرش دیگری در تفکراتمان شود.

بله متوجه شدیم، این متنها برایمان کار و سابقه کار نمی‌شود و دیگه به قول بعضی دوستان موعظه و شعر و ….

به هر حال، متن زیر توسط دوستمان ” آمون ” در قسمت نظرات پست طنز ارسال شده بود که ضمن تشکر از این دوست عزیز آن را درج می‌کنیم:

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است.

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.

جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند.

پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان
کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته
و خرد میشوند.

او در ادامه میگوید :

آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.

کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی
وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم
پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر
آرامشی ندارد.


پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان