امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی چندعلم مربوط به ادبیات
#1
1 - عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر يك از آهنگ هاي اصلي شعر را يك « بحر » مي نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضي » ناميده مي شود .

2 – علم بديع : نام علمي است كه در آن زيبايي هاي ادبي مورد بررسي قرار مي گيرد . از حدودقرن 5 كه كتاب خاصي به زبان فارسي در مورد بديع تاليف شده است . تا كنون نويسندگان بسياري در مورد زيبايي هاي ادبي سخن گفته اند . وامروزه ده ها مورد زيبايي در آثار ادبي شناخته و شرح داده شده است .
هر يك از زيبايي هاي ادبي را يك صنعت مي نامند . اگر آن زيبايي به آهنگ ياشكل كلمه هامربوط شود صنعت لفظي نام دارد . و چنانچه آن لطف و زيبايي به معني كلمات يا جملات ارتباط داشته باشد . « صنعت معنوي » خوانده مي شود .

3 - علم معاني : علمي است كه درباره چگونگي تركيب و جاي كلمات در جمله بحث مي كند تاجمله اي كه گفته مي شود . بيشتر با وضع شنونده متناسب باشد . مثلا ، اگر شنونده هيچ اطلاعي راجع به موضوع مورد نظر نداشته باشد جمله را بدون تاكيد بيان مي كنند . اما اگر نسبت به آن موضوع ، ترديد يا انكار داشته باشد جمله بايد با تاكيد همراه باشد . اگر بگوييم : ( من اين كتاب را از دوستم گرفته ام ) . تنها به شنونده سخن خود ، گرفتن كتاب را اطلاع داده ايم اما اگر بگوييم: ( اين كتاب را من از دوستم گرفته ام ) . با آوردن مفعول جمله در آغاز جمله خواستيم كه برگرفتن كتاب تاكيد كنيم .

4 – علم بيان علمي است كه به كمك آن مي توانيم يك مطلب واحد را به چند روش بيان كنيم ؛ مثلا اگر بخواهيم قدرتمندبودن شخصي را به كسي اطلاع دهيم ، مي توانيم از 5 طريق استفاده كنيم :حقيقت : بيان يك مطلب است، به صورت صريح : فلاني قدرتمند است ؛ فلاني قدرت بسياري داردمجاز : بحث مجاز در علم بيان بسيا گسترده است و شكل هاي گوناگوني دارد ، اگر بگوييم فلاني ( فلاني در همه جا دست دارد ) . كلمه دست به معني قدرت يا دخالت به كار برده ايم و چنين معنايي در كلمه دست وجود ندارد. همچنين اگر بگوييم ( بشقابت را بخور ) و منظورمان ازبشقاب محتواي آن باشد مجاز است .
كنايه : جمله اي است كه معني ظاهري آن در مورد نظر نيست بلكه منظور گوينده غير از ظاهرآن است و در حقيقت ، معني ظاهري، اشاره اي به مفهوم اصلي و باطني آن است وقتي مي گوييم( آبگينه خويش به سنگ آزمودم – دهخدا ) منظورمان امتحان كردن استحكام شيشه نيست ، بلكه مي خواهيم بگوييم : قدرت خودم را آزمايش كردم و اين كنايه است .
تشبيه : بيان شباهت ميان دو چيز است كه واقعا شباهت دارند و يا گوينده ، نوعي شباهت ميان آنها تصور مي كند : در مصراع ( كوه از درخت ، گويي مرد مبارز است كوه به مردي مبارز تشبيه شده است .
استعاره : اين است كه كلمه را به جاي كلمه ديگر به كار ببريم به دليل شباهتي كه بين آن ها است :وقتي شاعر مي گويند : ماه من از سفر آمد ...) منظورش از ماه يار اوست كه رويي چون ماه زيبادارد . به كار بردن لاله به جاي شهيد نيز استعاره است .
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان