امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راز موفقيت بزرگان
#1
راز موفقيت تواس اديسون در بيان داستان زيبا از زندگي اش
"توماس اديسون" در سنين پيري پس از کشف چراغ برق يکي از ثروتمندان آمريکا بشمار مي رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمايشگاه مجهزش که ساختمان بزرگي بود، هزينه مي کرد. اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود و هر روز اختراعي جديد در آن شکل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود. در همين روزها بود که نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند که آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا کاري از دست کسي برنمي آيد و تمام تلاش ماموران فقط جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمان ها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پدرش رسانده شود. پسر با خود انديشيد که احتمالا پدرش با شنيدن اين خبر سکته مي کند و لذا از بيدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد که پدرش در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يک صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي کند. پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد که پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد که ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سرشار از شادي گفت: "پسر تو اينجايي! مي بيني چقدر زيباست! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟ حيرت آور است! من فکر مي کنم که آن شعله هاي بنفش بعلت سوختن گوگرد در کنار فسفر بوجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! کاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. کمتر کسي در طول عمرش امکان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت. نظر تو چيه پسرم؟" پسر حيران و گيج جواب داد: "پدر تمام زندگي ات در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي کني؟ چطور مي تواني؟ من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟" پدر گفت: "پسرم از دست من و تو که کاري برنمي آيد و مامورين هم که تمام تلاششان را مي کنند. در اين لحظه بهترين کار لذت بردن از منظره اي است که ديگر تکرار نخواهد شد. الان موقع اين کار نيست به شعله هاي زيبا نگاه کن که ديگر چنين امکاني را نخواهي داشت. در مورد آزمايشگاه و بازسازي يا نوسازي آن فردا فکر مي کنيم." يک سال بعد از اين حادثه "توماس آلوا اديسون" مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول کار بود و همان سال يکي از بزرگترين اختراع بشريت يعني "ضبط صدا" را تقديم جهانيان نمود. آري او "گرامافون" را درست يک سال پس از آن واقعه اختراع نمود.
[تصویر:  13891881801.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز ، Hossein.J
#2
28 جمله زیبا از دکتر حسابی

1-چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

2-زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

3-عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

4-کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

5-احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

6-انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

7-تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

8-یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

9-بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

10-راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

11-سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

12-هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

13-فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

14-جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

15-هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

16-عشق زندگی را به شیوش می آورد.

17-هنر، چاشنی زندگیست.

18-ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

19-شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند

20-طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

21-موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

22-داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است

23-با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

24-دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

25-باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

26-سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

27-حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

28-نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.

[تصویر:  13892631691.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز
#3
دو اقرار بزرگ و مهم ابن سینا برای طالبان علم در هر رشته علمی و در هر جای دنیا که باشند پند آموز خواهد بود. اولین اقرار این اندیشمند اسلامی مر بوط به حل مسائل مشکل علمی است. خود ابن سینا می گفت وقتی در مسئله ای علمی کارم گره می خورد و درمانده و مستاسل می شدم به مسجد و محراب و عبادت پناه می بردم، وضو می گرفتم و در برابر خدای متعال سر به سجده می گذاشتم و از آن عالم مطلق و حلال هر مشکلی مدد می گرفتم و از درگاه خدای متعال حل آن مسئله را مسالت می کردم. البته این عمل ابن سینا هم باز طبق آیه قرآن است که خداوند می فرماید:"ادعونی استجب لکم" بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. این را می توان اولین اقرار مهم ابن سینا دانست که در آن ابن سینایی که در نزد ما این قدر عالم و حکیم و بزرگ است خود را در برابر خدای متعال خار و ذلیل و حقیر می داند و از وی حل مسائلش را مسسئلت می کند.

دومین اقرار مهم ابن سینا این است که وقتی او در پاره ای از مسائل فلسفی و عقلی راه به جایی نمی برد و می دید که آنچه وی به عقل خود استنتاج کرده با نص قرآن تفاوت دارد، می گفت این مسئله چون در شرع آمده من وی را می پذیرم و برای من قابل قبول است که این را می توان دومین اقرار مهم جناب حکیم ابن سینا دانست. که این اقرار برای من و امثال من و از من بالاتر کلاس اخلاق عملی است. ما که هنوز به جایی نرسیدیم و هنوز در اول راهیم تا با مسئله ای روبرو می شویم و ناتوان از تحلیل آن می شویم و نمی دانیم که چرا شرع آن را جایز یا حرام می داند!!! دم از روشن فکری می زنیم و ادعای علم و فضل را برای خودیدک می کشیم و آن را خلاف عقل می دانیم، که در حقیقت خلاف عقل خود می دانیم.

این دو اقرار ابن سینا بر ناتوانی علم و دانش بشری را می توان چراغ راهی دانست برای آن روشنفکرانی که عقاید خود و دیگران را مورد سخت ترین آماج انتقاد غیرمنصفانه قرار می دهند. بله روی سخنم با شما روشنفکران عزیزی است که صرف اینکه یک مطلب و مسئله ای به مغز ناقص بشریتان نرسید آن را رد می کنید و آن را خلاف عقل می دانید در حالیکه آن مطلب خلاف عقل شماست و در آینده شاید بدان جواب داده شود در هر حال کمی در افکارتان تامل کنید و با خود بیاندیشد که از اخلاق حکیم ابن سینا هم مانند علمش بهره و حظی برده اید؟ بیاید همه همانطور که از علم این حکیم و اندیشمند بزرگ ایرانی که در جهان اسلام ظهور و بروز پیدا کرد بهره می بریم از عمل و اخلاق پسندیده وی نیز بهره بریم.(رمز موفقیت بوعلی سینا رابایددردواصل جستجو کرد-1- اصل استعانت ازخدا وفنا فی الله بودن2- اصل تواضع وفروتنی، گریز ازتکبر ونخوت وغروروخود برتر بینی ،هردو این درقرآن مجید به صراحت اشاره گردیدوآن آیه نورانی وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ45 سوره بقره.

- اصل تواضع وفروتنی، گریز ازتکبر ونخوت وغروروخود برتر بینی ،هردو این درقرآن مجید به صراحت اشاره گردیدوآن آیه نورانی

عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (سوره‏فرقان،آیه‏63)

پاسخ
#4
[تصویر:  13969682313.jpg]

پاسخ
#5
[تصویر:  13986099094.jpg]

پاسخ
#6
[تصویر:  13987063803.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط ستاره.ح
#7
مادرم میگفت:
عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب
هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام........ دکتر شریعتی ...
اینم ی راز موفقیتشون!!!!!!!1
« الهی و ربی من لی غیرک »
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J
#8
[تصویر:  13991264161.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya
#9
[تصویر:  14025080022.jpg]

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان