امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی بزرگان ایران درحسابداری
#1
دکتر عزيز نبوی

http://www.ues.ac.ir/files/education/dia...abavi2.jpg

"زندگانی و اداره امور در اين قرن شيوه‌ای نو می‌طلبد"، اين انديشه، مردی جوان را در دههِ 1340 برآن داشت تا با تأسيس مؤسسه عالی حسابداری، بخش خصوصی آموزش حسابداری را در ايران راه‌اندازی کند. او ادارهِ امور مؤسسات بزرگ عمومی و خصوصی را مستلزم برنامه‌های دقيق و صحيح و مديريتی لايق و توانا می‌ديد؛ مديرانی آزموده و کاردان که چرخهای سنگين سازمانهای بزرگ قرن را به گردش درآورند. ازديد او، اتخاذ تصميمهای کوچک و بزرگ و مهم، قسمت اعظم وظايف مديران مؤسسه‌ها را تشکيل می‌داد، و با ذهنی خالی نمی‌شد تصميم گرفت. کسی که در کاری با ذهن خالی تصميم می‌گيرد آن کار را با دست خالی به انجام خواهد رساند و لازمه تصميم‌گيری درست، در اختيار داشتن اعداد و آمار درست است.دکتر عزيز نبوی در 31 سالگی در اين انديشه بود که سيستم حسابداری هر مؤسسه اگر دقيق، منظم و صحيح باشد، يکی ازبهترين منابع تهيه و تأمين اطلاعات مورد احتياج مديران آن مؤسسه در طرح و تنظيم برنامه‌ها و اتخاذ تصميمهای کوچک و بزرگ به شمار می‌رود. او وظيفهِ حسابداران را منحصر در جمع و تفريق اعداد نمی‌دانست. در دنيای کنونی حسابداران وظيفه‌ای خطير و مهم بر عهده دارند. نتيجه کار حسابدار و صورتحسابها و گزارشهايی که وی تهيه می‌کند همچون مشعلی فروزان فرا راه مديران سازمانهای بزرگ و گردانندگان چرخهای اقتصادی و اجتماعی جماعات امروزی را روشن می‌سازد و آنان را در قضاوت نسبت به کارايی افراد وتأسيسات در زمان گذشته و طرح و تنظيم برنامه‌های مفيد و مؤثر و صحيح‌برای آينده‌ياری می‌کند.دکتر عزيز نبوی، برای نيل به اين اهداف مؤسسه عالی حسابداری را در سال 1343 تأسيس کرد. اين مؤسسه نخستين دانشکده مستقلی بود که برای تعليم رشته‌های تخصصی حسابداری در خاورميانه تأسيس شد. اساسنامه و برنامه‌ دوره‌های سه‌گانه ليسانس آن-‌ ‌حسابداری دولتی، حسابداری صنعتی و حسابرسی-‌ در شصت و سومين جلسه مورخ نهم آبان ماه 1343 شورای مرکزی دانشگاههای ايران به تصويب رسيد و اولين سال تحصيلی مؤسسه در آذر ماه همان سال ‌آغاز شد. حاصل اين تلاش در فاصله يک دوره 9 ساله، فارغ‌التحصيل شدن حدود شش‌هزار نفر از اين دانشکده بود.حسابدارانی که بسياری از صاحبنظران فعلی کشور‌- از آن جمله هرسه معاون ارشد وزارت امور اقتصادی و دارايی در حال حاضر- از فارغ‌التحصيلان مؤسسه عالی حسابداری هستند .توجه به توسعه روزافزون اقتصاد و صنعت و نياز شديد جامعه اقتصادی کشور به وجود حسابداران تعليم يافته و کارآزموده در آن سالها و همچنين نياز فراوان به مجموعه‌ای ازاصول مدون حسابداری و حسابرسی، موجب شد تا عزيز نبوی در شمار فعاليتهای علمی خود به تأليف کتاب اصول حسابداری(1 و2) بپردازد. اين کتاب با 45 بار تجديد چاپ، سابقه‌ای کم‌نظير را در تاريخ نگارش کتابهای علمی و تخصصی برای خود فراهم آورده است. شادروان دکتر عزيز نبوی از افرادی بود که زندگی علمی خود را وقف دانشحسابداری کرد تا سرانجام در غربت با جهان خاکی وداع کرد و علاوه بر خانواده، نزديکان، آشنايان و شاگردانش، جامعه علمی کشور و جامعه حسابداران ايران را در اندوه فرو برد.

استاد حسن سجادی نژاد
http://www.ues.ac.ir/files/education/dia...inejad.jpg
زنده ياد استاد سيد حسن سجادی نژاد در اسفندماه 1296 در خانواده ای متدين و عالم در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. پيش از آنکه در آذر ماه 1315 از طرف بانک ملی ايران برای تحصيل در رشته حسابداری عازم انگلستان شود، علاوه برتحصيلات متوسطه و دريافت ديپلم علمی، در رشته رياضيات عمومی، فيزيک و شيمی نيز کسب علم کرد. شواهد نشان می دهد که اين مطالعات بعد از آن نيز به شيوه ای غيرکلاسيک ادامه يافته است. در سال 1323 (1945 ميلادی) به عضويت وابسته انجمن حسابداران خبره انگلستان و در سال 1338 (1960 ميلادی) به عضويت پيوسته آن انجمن درآمد. درسال 1324پس از پايان تحصيلات عالی در انگلستان، به ايران برگشت و از سال 1330 به اتفاق تنی چند از هم دوره های خودمامور خدمت در شرکت نفت شد و خدمتش در آنجا تا زمان بازنشستگی ادامه يافت.اما با وجود اين سوابق کار اجرايی، شادروان سجادی نژاد بيش از هر چيز معلم بود، و معلمی شغلی است که بازنشستگی نمی شناسد. او تا پايان عمر آموخت و آموزش داد. از همسر ايشان نقل شده است که “استاد يا مطالعه می کردند، يا می انديشيدند و يا می نوشتند”. از يکی از شاگردان قديم ايشان نقل است که “حتی اگر در سر امتحان از ايشان سئوالی داشتی که احساس می کردند پاسخ به آن، از نظر جنبه آموزشی ضرورت دارد، عليرغم کمک احتمالی به پاسخگويی به سئوالات امتحان، حتماً به آن پاسخ می دادند”. اين شاگرد قديمی استاد، خود چنين موردی را تجربه کرده بود.حاصل عمر پربار ايشان، انبوهی از آثار آموزشی و تخصصی است. و از اين دستاورد، آنچه منتشر شده بدين شرح است:حسابداری مقدماتی (به همراهی آقای ابوالقاسم خردجو) سال 1338اصول هزينه يابی و حسابداری صنعتی (جلد1) سال 1340اصول دفترداری و حسابداری بازرگانی (جلد1) سال 1342اصول دفترداری و حسابداری بازرگانی (جلد2) سال 1343اصول دفترداری و حسابداری بازرگانی (جلد3) سال 1344اصول دفترداری و حسابداری بازرگانی (جلد4) سال 1347اصول دفترداری و حسابداری بازرگانی (جلد5) سال 1346حسابداری صنعتی و کاربرد آن در مديريت (جلد 1) سال 1356حسابداری صنعتی و کاربرد آن در مديريت (جلد 2) سال 1356حسابداری صنعتی و کاربرد آن در مديريت (جلد 3) سال 1357حسابداری صنعتی و کاربرد آن در مديريت (جلد 4) سال 1368اصول هزينه يابی و روشهای حسابداری صنعتی (جلد1) سال 1367اصول هزينه يابی و روشهای حسابداری صنعتی (جلد2) سال 1376با همکاری آقايان ملک آرايی و نظری (فرهنگ اصطلاحات حسابداری سال 1376) با همکاری دکتر فضل الله اکبری (توضيح آنکه فترت بين سالهای 1347 تا 1356، ظاهراً به دليل همزمانی فعاليتهای پژوهشی با مسئوليت رياست دانشکده حسابداری و امورمالی شرکت نفت و شروع به بازنگری ايشان به بعضی از کتابهايشان بوده است.)مردانی چون سجادی نژاد دارای ويژگيها و ابعادی هستند که بازتابی عميق در انديشه و عقايد ديگران می گذارند از جمله اين بازتابها را می توان در گفته های دانش آموختگان مستقيم و غيرمستقيم پيدا کرد که يقيناً استناد به اين يادها وستايشها کمک مهم و موثری در ترسيم سيمای آن زنده ياد خواهد بود. برخی از اين گفته ها چنين است:
- استاد اخلاق و شرافت، اشتياق و استواری، درستی و درستکاری، دقت نظر و درايت، همت و شجاعت و وسعت نظر بود.
- اشتياق بی مانندی در آموختن، آموزش دادن و درست عمل کردن داشت.
- دستانش سخت می لرزيد، اما به رغم آن خطی خوش و پخته داشت. ذهنش فعال و انديشمند بود و بيش و کمهای جسمانی بر استحکام و قدرت روحی او تاثيری نداشت.
- مديريت بدون حسابرسی را در سطح موسسه (خرد) و اقتصاد کلان مفسده می دانست.
- پيری از نسل راستان، شرافت پيشگان، معلمان عاشق و پرهيزگاران درست کردار بود.
با تکيه برشعر معروف حافظ که می فرمايد:
“سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خودداشت زبيگانه تمنا می کرد”
به نوعی به بازگشت به خويش اعتقاد داشت و به نقش ايرانيان در اداره امورمالی و حسابداری دنيای بزرگ اسلام اشاره می کرد.بالاخره بجاست که بيان خصلتهای شادروان سجادی نژاد و کشف راز بزرگی و ماندگاری ايشان را استاد بزرگ ديگری بيان کند.استاد ارجمند دکتر فضل الله اکبری در مورد ايشان می گويد:“مقدر چنين بود که، درسالهای پايان زندگی، با پديد آورنده اين اثر در سازمان حسابرسی، مرکز تحقيقات تخصصی حسابداری، هم اتاق باشم و مصاحبت او لذت بخش بود. حسن سجادی نژاد را می گويم. علاوه بر دانش حرفه، به شعر، که آن را متناسب و به اقتضای مورد می آورد، علاقه بسيار داشت. صفای باطن و لهجه اصيل او به کلامش تاثير و شيرينی خاص می بخشيد. پرمايه، سخت کوش و پيگير بود. به نوشتن عشق می ورزيد و از اين جهت کم نظير بود. از بين همه آنان که دراين رشته می شناسم، عشق و پشتکاری بالاتر و فاخرتر از آنچه او به نوشتن داشت نديده ام. با همه نوع کتاب الفت داشت و به گفته فيلسوف شهير ژان پل سارتر زندگيش در ميان کتابها شروع و در ميان کتابها نيز به خاموشی گراييد”.براستی راز ماندگاری استاد در چيست؟ آنچه از گفته ها و نظرات شاگردان نقل شده ما را به آستانه اين راز رهنمون میشود. ولی بايد باز هم برای کشف آن بکوشيم. به اين منظور، مرور دوباره ای در زندگانی و ويژگيهای ايشان، راهگشای اين مهم تواند بود، مهمی که برای نسل امروز و فردا بسی آموزنده است. در اين مرور دوباره به چنين مواردی برمی خوريم:ويژگيهای وراثتی و خانوادگي؛ سيد بود و در خانواده ای متدين و عالم به دنيا آمد و رشد کرد.تنوع زمينه های تحصيلی و مطالعاتي؛ علاوه بر حسابداری با علوم اسلامی، رياضيات، فيزيک، شيمی و ادبيات فارسی وانگليسی آشنايی داشت، به نحوی که در جای جای آثار ايشان، نتايج اين مطالعات آشکارا ديده می شود و غنا و پرباری کم نظيری به تاليفات، سخنرانيها و نيز کلام ايشان بخشيده است. در پيشگفتاری بر متنی به نسبت قديمی، به قلم مرحوم عرفانی، به اين شعر زيبای عربی اشاره کرده اند که مصداق حال خود ايشان هم هست:“تلک آثارنا تدل علينافانظروا بعدنا الی الاثار”آثار ما برما دلالت می کند؛ پس بعد از ما به آثارمان نظر افکنيد.به روز بودن؛ در زندگی همواره با جريانهای علمی و اجتماعی جديد همراه و هماهنگ می شد. از جمله در سال 1323 به عضويت وابسته و در سال 1338 به عضويت پيوسته انجمن حسابداران خبره انگلستان درآمد. همچنين کتابهای ايشان،تاريخ 10 سال پس از فوت ايشان را نيز دارد. اينها جز از طريق به روز شدن ميسر نيست.کار سيستماتيک، منظم و مداوم؛ تلاش او از بدو بازگشت به ايران بدون توقف ادامه داشت. از هنگامی که در گنجاندن ماده ای در قانون مالياتهای سال 1328 ايفای نقش کرد [درهر موقعی که انجمن محاسبين و کارشناسان قسم خورده درکشورتشکيل شود، وزارت دارايی مکلف است نتيجه رسيدگی محاسبين قسم خورده را در مورد حساب يا ترازنامه هر بازرگان ياشرکت بپذيرد، و در اين صورت برای تشخيص ماليات مودی، ديگر حاجت رسيدگی به دفاتر و اوراق مودی نخواهد بود.]، تاتشکيل انجمن حسابداران خبره ايران در سال 1353 و تکميل و بازنگری کتابهای خود، يعنی در تمام طول زندگی.صراحت و لطافت توام در کلام؛ زندگی استاد، آکنده از لطيفه های آموزنده بود. در جايی، در پاسخ به يکی از دوستان، که به ايشان گفته بود [به دليل سردی هوا و دوری راه]: “فلان کار را می توانيد در منزل هم انجام دهيد” پاسخ داده بودند: “اگرقراربر اين است که پول مفت به من بدهند، من از فردا نمی آيم.” و جايی ديگر، پس از آنکه شخص چاپلوسی درحضورشان،زبان به تحسين بازکرد، بی ريا و بی پرده تقاضای “دوا” کرد و داستان جالينوس از مثنوی را بازگو کرد که:“جالينوس از يارانش می خواهد که فلان دارو را آماده کنند. ياران به وی خاطرنشان می سازند که “اين دوا در علاج جنون کاررود و از کمال عقل تو بعيد است که حاجت بدان کنی.”جالينوس پاسخ می دهد که امروز ديوانه ای با من در ميان راه، اظهارتملق و چاکری کرد، اگر سنخيتی در ميان ما نمی بود، اين توجه در نزد او حاصل نمی شد.”شوق و اشتياق در آموختن و آموزاندن؛ دوستی می گفت: “هنوز دوستان واپسين خنده رضايت آميزش از ديدن آخرين کارچاپ شده اش را فراموش نکرده اند”.ميهن پرستي؛ از ايشان سئوال کرده بودند که چگونه سجادی نژاد شدي؟ با صدايی محکم و لحنی مصمم پاسخ میدهد:“از عشقی که به کار داشتم و احساس وظيفه و مسئوليت در مقابل ميهنم؛ عمرم و فراغتم را وقف کار کردم”.سخت کوشي؛ روز دهم شهريور 1367 چشم از جهان فروبست. کنار تختش در بيمارستان پاستورنو عينکی و قلمی بودوکتابی که داشت آن را برای چاپ مجدد تصحيح می کرد.

استاد اسمعيل عرفان
http://www.ues.ac.ir/files/education/dia..._erfan.jpg
اين زمان ديگر نام اسمعيل عرفانی تنها برروی کتابهايی برجای مانده است که آن زنده ياد در رشته حسابداری و حسابرسی تاليف کرده است و در آن قطع خاص انتشارات دانشکده حسابداری و علوم مالی شرکت ملی نفت ايران منتشر می شد و اکنون در کتابخانه های معتبر نگهداری می شود و تنها در بررسيهای تاريخی تحولات دانش حسابداری در ايران به آن مراجعه می شود.بيش از اين اما در دوران اخير کمتر از او ياد کرده ايم؛ او را که واضع واژه های حسابرس وحسابرسی،استادحسابداری،مشاور دکتر محمد مصدق، از بنيانگذاران دانشکده حسابداری و علوم مالی شرکت ملی نفت ايران، از شمارمولفان وبنيانگذاران برجسته دانش نوين حسابداری و حسابرسی کشور، بنيانگذار نخستين انجمن حرفه ای ايران،ازکارگزاران بلند پايه بانک ملی ايران، معاون بانک مرکزی، مشاور سازمان برنامه و رييس هيئت عالی بازرسی شرکت ملی نفت ايران، عضو هيئت نمايندگی ايران در دادگاه لاهه و تحليلگر چيره دست اقتصاد بود. اعتبار او البته از نقشها و سمتهايی که داشت مايه نمی گرفت بلکه عملکردش در مشاغل پيشگفته بود، که به او اعتبار می بخشيد و می توان از خلال بررسی آن آموزه های کم نظيری از چگونه حسابرس بودن را در اختيار نسل کنونی حسابداران نهاد و به نسلهای آينده سپرد.اسمعيل عرفانی پيش از آنکه پير شود، از ميان ما رفت، اما بيش از آنکه از ياد رفتنی باشد به يادماندنی است. نوشته حاضر حاصل کوششی است که از آغاز سال 1372 و در راستای بازشناخت استاد اسمعيل عرفانی آغاز شد و همچنان ادامه دارد. اما در هرگامی با محدوديتهای پيشبينی نشدنی در دستيابی به اطلاعات مستند روبه رو بود. برای نمونه، دستاورد اين همه سال جستجويمان، تنها يک امضا از استاد بود که آن هم در پرتو لطف يکی از شاگردان استاد به دست آمد. بيش از اين دريغ از دستيابی به جمله ای دست نوشته استاد. اما در برابر اين دشواريها هر آنچه نيز که تاکنون فراهم آمده در پرتو نيک خواهيها و راه گشاييهای بستگان، شاگردان و دوستان استاد بوده است.نخست بايد از دکتر پرويز شمس استاد ادبيات بسياری از حسابداران يادکرد که بررسيهای نخستين را آسان کرد و مرا خانه به خانه با بستگان آن شادروان آشنا ساخت؛ از فيروز عرفانی برادر استاد و خديجه حسن پور معلم گرانقدر فرزندان اين مرز و بوم دختر عمه شادروان که مرا در خانه هايشان پذيرا شدند و از هيچگونه ياری در کار بررسی دريغ نکردند، از آقای مهندس علی خيام عرفانی خواهرزاده استاد که حق بسياری در اين کوشش دارند، عکسهايی دست نيافتنی از استاد را در اختيار گذاشتند، پرسشنامه های تهيه شده مرا در ايران و خارج از کشور به بستگان و آشنايان استاد ارائه کردند، پاسخهای آنان را گردآوردند و به من سپردند و از غلامرضا حيدرخويی شاگرد استاد که مدارک درخور استفاده ای را فراهم آوردند و خاطرات خود را از استاد بازگو کردند و سرانجام از پروين عرفانی خواهر و پرويز عرفانی برادر و مسعود عرفانی خواهرزاده استاد که با دقتی بيشينه به پرسشهای پرسشنامه ها پاسخ گفتند و به يافته های بررسی کننده اعتبار بخشيدند.اسمعيل عرفانی فرزند ميرزا ابوطالب خان عرفانی است. خود ابوطالب خان در رودبار متولد شده است. او پس از پايان گرفتن تحصيلاتش در شاهزاده عبدالعظيم (شهرری)، برای مطالعه و آشنايی با روشهای نوين آموزش و پرورش به قفقاز رفت و در آنجا مدرسه ای برای ايرانيان مقيم قفقاز تاسيس کرد. پس از آن راهی سمرقند شد و در آنجا نيز به تاسيس مدرسه برای فرزندان ايرانيان مقيم آن شهر همت گماشت. شادروان ابوطالب عرفانی پس از انقلاب اکتبر، مانند بسياری از ايرانيان مهاجر، به ميهن بازگشت و در بندر انزلی دست به تاسيس مدرسه ای زد که اسمعيل و برادرش ابراهيم از نخستين شاگردان آن بودند. سپس برای اينکه فرزندانش به دانشگاه راه يابند در سال 1309 به تهران آمد. ابوطالب خان عرفانی از ياران و همرزمان ميرزا کوچک خان بود و مدتی را همراه سردار جنگل در اقامتگاه او سپری کرد و در همانجا همسر و يکی از فرزندانش را از دست داد.در کتاب سردار جنگل، نوشته ابراهيم فخرايی نيز از او به نام ميرزا ابوطالب ياد شده است. از آن زمان به بعد چون پيشينه سياسی و مبارزاتی وی با اوضاع و احوال سياسی آن زمان سازگار نبود، کوشيد تا زندگی خود را در گمنامی بگذراند.ابوطالب عرفانی، خدمتگزار فرهنگ اين مرز و بوم سرانجام در پی چهل سال تلاش در راه ايجاد مدارس جديد و تصدی مشاغلی چون رياست فرهنگ انزلی، کفالت فرهنگ گيلان و رياست مدرسه ناصرخسرو سرانجام در سال 1325 چشم از جهان فروبست. اسمعيل عرفانی فرزند سوم از چهار فرزند نخستين ازدواج پدر در سال 1295 در بندر انزلی بدنيا آمد، تحصيلات مقدماتی خود را در مدرسه ای که پدر تاسيس کرده بود، در انزلی به پايان رسانيد و بعد برای ادامه تحصيل به رشت رفت و دوره متوسطه را در آن شهر گذراند. درآن زمان دانش آموزان می توانستند در صورت برخورداری از استعداد و توانايی تحصيلی چشمگير چند کلاس را در يکسال بگذرانند و اسمعيل عرفانی نيز با استفاده از اين حق و به اتکای استعداد وظرفيت خارق العاده اش توانست در سن 15 سالگی به اخذ ديپلم کامل متوسطه و پس از سه سال در 18 سالگی به دريافت درجه ليسانس حقوق نايل آيد. او پس از پايان دوره دانشکده حقوق به استخدام بانک ملی ايران درآمد و دوسال بعد، در سال 1315 همراه نخستين گروه اعزامی از سوی بانک ملی ايران برای تحصيل در رشته حسابداری به انگلستان رفت، و اين دوره را که مدت آن هشت سال بود در پنج سال به پايان رسانيد و با موافقت بانک ملی ايران دو سال نيز در مدرسه اقتصاد لندن به تحصيلات عالی در رشته اقتصاد پرداخت و در اين رشته موفق به دريافت درجه فوق ليسانس شد.بازگشت اسمعيل عرفانی به ميهن، تا پايان جنگ جهانی دوم به طول انجاميد. در اين زمان او نخستين حسابدار خبره ای بود که به ايران برگشت و در بانک ملی ايران به خدمت ادامه داد و به دستور مدير عامل وقت اين بانک، به بررسی و بازنگری سازمان بانک ياد شده ماموريت يافت.اسمعيل عرفانی، با کمال تاسف، در سال 1326؛ يعنی در سن 30 سالگی، در جريان مسافرت به شمال کشور، در اثر تصادفی شديد هنگام رانندگی از ناحيه کمر به شدت آسيب ديد و از هر دوپا فلج شد. اين حادثه تاثيری ناگوار بر روحيه او نهاد و افسردگی شديدی بروی عارض کرد تا آنکه از سوی بانک ملی ايران به منظور معالجه برای مدت 6 ماه به انگلستان فرستاده شد. منتها معالجات نتيجه ای در پی نداشت، اما چون اين مدت را در ميان معلولان جنگی جنگ جهانگير دوم به سر برد، از مشاهده روحيه اميدوار و فعاليت و تحرک آنان روحيه اش بکلی دگرگون شد و از آن پس به مدت 27 سال روی صندلی چرخدار با نهايت جديت و اميدواری به فعاليتهای علمی و فرهنگی خود ادامه داد.به گفته دکتر فضل ا … اکبری:“بخش درخور توجه عمرشان که زمان بعد از تصادف را دربر می گرفت، روی تحت و در يک اتاق در طبقه زير زمين بانک ملی و سپس بانک مرکزی سپری کردند”. در اين زمان مبارزات مردم ايران در راه ملی کردن صنعت نفت آغاز شده بود و او با همان وضعی که داشت به اين مبارزات پيوست و در همان حال در اجتماعات حضور می يافت و در راه پيماييها شرکت می کرد. افزون بر اين با انتشار مقاله های اقتصادی در روزنامه های کيهان و اطلاعات نظريه های جديدی برای سازماندهی اقتصاد بدون اتکا به درآمد نفت ارائه کرد که مورد توجه دکتر محمد مصدق قرار گرفت و او را در شمار مشاوران اقتصادی خود برگزيد و هفته ای چند بار با وی به مشورت می پرداخت.در همين زمان بود که گروهی از نمايندگان مجلس شورای ملی به تحريک دشمنان نهضت، به شدت برعليه دکتر مصدق به مخالفت برخاستند. اسمعيل عرفانی از طريق يکی از دوستانش توانست فهرست اسامی سهامداران ايرانی شرکت سابق نفت انگليس را که از شمار مخالفان مصدق بودند به دست آورد و اين فهرست را در روزنامه ها منتشر ساخت و آشکار شد وکلايی که به سرکردگی جمال امامی با اقدامات دکتر مصدق مخالفت می کردند، از سهامداران شرکت نفت بوده اند. اين اقدام او سبب شد که از شدت مخالفتها کاسته شود و دکتر مصدق نيز وی را مورد تشويق قرارداد. او در همين زمان به عنوان رييس هيئت عالی بازرسی شرکت ملی نفت در جريان خلع يد از شرکت انگليسی منصوب شد و به همراهی دوست و همکار هميشگی اش زنده ياد استاد حسن سجادی نژاد به استقرار نظام مالی صنعت نفت ياری رسانيد.اسمعيل عرفانی از بنيانگذاران دانشکده حسابداری و علوم مالی شرکت ملی نفت ايران است. دکتر فضل ا... اکبری در اين باره می گويد: “ايشان به لحاظ وضع جسمانی خود نمی توانستند درکارهای اجرايی فعاليت يا حتی تدريس کنند، مرحوم سجادی نژاد دانشکده ياد شده را پايه گذاری کردند و رياست آنرا برعهده گرفتند، منتها در همه حال از ياری و همراهی مرحوم اسمعيل عرفانی بهره مند بوند”،. غلامرضا حيدر خويی از شاگردان اسمعيل عرفانی فضای جلسه اعلام موافقت با به رسميت شناختن مقاطع تحصيلی مدرسه عالی حسابداری و علوم مالی را به وسيله استاد چنين توصيف کرده است: “آن جثه رنجور به کمک ياران صميمی اش برروی صندلی چرخدار پشت تريبون قرار گرفت و موافقت مسئولان وقت را با صدايی آرام، نگاهی نافذ و تبسمی حاکی از احساس رضايت به آگاهی مشتاقان حاضر در جلسه رسانيد. سکوتی ژرف فضای جلسه را فرا گرفت و با جدا شدن صندلی چرخدار از تريبون بود که حاضران به احترام به پا خاستند و با کف زدنهای ممتد استاد و پشتيبان خود را ستودند”. او پيش از اين نيز مدرسه حسابداری بانک ملی ايران را که گواهينامه دانشگاهی نمی داد، تاسيس کرده بود و نخستين کتاب حسابداری و حسابرسی خود را برای آموزش در اين مدرسه تاليف کرد.اسمعيل عرفانی تا آنجا که توانست به تدريس پرداخت و همراه آن به تاليف کتابهايی در رشته حسابداری، از جمله سه جلد کتابهای حسابداری مديريت و کتاب حسابرسی همت گماشت. کتابهای پيشگفته معتبرترين منبع مطالعه در زمينه حسابداری مديريت و حسابرسی تا سالهای اخير و انتشار کتابهای جديد در اين رشته بود.عملکرد شغلی و رفتار حرفه ای او درخور توجه بسيار است. ذکر داستانی در اين مورد خالی از لطف نيست. زمانی که عرفانی رييس هيئت عالی بازرسی شرکت نفت بود، آگاه شد تعدادی از اعضای هيئت مديره اين شرکت برخلاف قانون در شرکتهای نفت خارجی سهم دارند. نخست در آمريکا و پس از توفيق نيافتن در اين باره در کتابخانه پارلمان کانادا به جستجو پرداخت و موفق به دستيابی به مدارک مورد نياز جهت اثبات موضوع شد و اعضای مورد نظر را در موقعيتی قرار داد که ناگزير بودند يا از سهام خود در شرکتهای پيشگفته صرفنظر کنند يا آنکه از عضويت هيئت مديره شرکت نفت استعفا دهند.زمانی ديگر با خبر شد برخی از شرکتهای نفتی در قراردادهای خود با يکی از کشورهای بحرين يا کويت امتيازهای درخورتوجهی را برای اين کشورها در نظر گرفته اند در حالی که در موارد مشابه، همان امتيازها را از ايران دريغ داشته بودندووجود چنين امتيازاتی را در قرارداد با ساير کشورها نيز انکار می کردند. او درصدد اثبات موضوع برآمد، تا آنکه به منظور بررسی سيستمهای مالی شرکتهای نفتی خارجی به آمريکا اعزام شد. در آنجا کوشيد تا در کتابخانه معروف کنگره به قراردادهای موردنظر دست يابد، اما رييس قسمت خاورميانه کتابخانه يادشده، از هرگونه همکاری در اين زمينه، به دليل محرمانه بودن اسناد مذکور خودداری کرد. اسمعيل عرفانی با وضعيت جسمی خود رنج سفر را برخود هموار کرد و فاصله دوهزار کيلومتری واشينگتن تا کانادا را طی کرد اما بازهم به نتيجه نرسيد.به شيکاگو که قراربود سيستمهای مالی شرکتهای استاندارد اويل و اينديانا را در آنجا مطالعه کند، بازگشت و سرانجام باکوششها و پيگيريهای وصف ناپذير و هوشمندانه و در پرتو شناخت و آگاهی که از مناسبات و سيستمهای اداری و اطلاعاتی آن شرکتها داشت به اسناد مورد نظر دست يافت و امکان دسترسی به امتيارات مورد انتظار را در مذاکرات بعدی فراهم ساخت. زمانی نيز موفق به کشف تقلب و حساب سازی در حسابهای کنسرسيوم شد، اما مديران کنسرسيوم با اتکا به پشتيبانی دربار به گزارشهای او وقعی نگذاشتند. اسمعيل عرفانی آنان را تهديد کرد که در صورت نپرداختن حقوق کامل شرکت ملی نفت ايران، آنان را به دليل رعايت نکردن قوانين مالياتی آمريکا درخود آن کشور تعقيب خواهد کرد، همين تهديدسبب شد که کنسرسيوم جبران خسارتهای وارد شده به ايران از اين بابت را بپذيرد. مدعای عرفانی نزديک به 50 ميليون دلار بود، اما دکتر امينی نخست وزير وقت که برای وصول اين مطالبات به خارج رفته بود، در آنجا کل خسارت را به 20 ميليون دلار مصالحه کرد و اين موضوع باعث رنجش عرفانی شد که معتقد بود، حق با ايران بوده و می توانسته اند تمامی خسارت را مطالبه کنند.در اواخر خدمتش در شرکت نفت به علت اختلافهايی که بين او و دکتر اقبال به خاطر گزارشهای او در مورد تخلفات شرکتهای خارجی بروز کرده بود، ناگزير شد، شرکت نفت را ترک کند و به بانک مرکزی بازگردد. در آنجا فعاليت خود را بهعنوان معاون مطالعاتی اين بانک ادامه داد، يک سال هم در اين سمت بود که بازنشسته شد و در سال 1352، در سن 57سالگی به علت نارسايی کليه درگذشت.به گفته دکتر فضل ا... اکبری “...اصطلاحهای حسابرس و حسابرسی را برای نخستين بار مرحوم اسمعيل عرفانی به کار بردند. پيش از اين که ايشان اين اصطلاحها را پديد آورند، واژه های مميز و مميزی به کار می رفت که صرف نظر از مفهوم کلی، در عرف مردم بيشتر به رسيدگی از ديد و برای تشخيص ماليات اطلاق می شد”.اسمعيل عرفانی پيشگام تاسيس تشکلهای حرفه ای در ايران بود، دکتر اکبری در اين باره گفته است: “علاقه ايشان به پيشرفت حرفه و توسعه و تشکل آن به حدی بود که به رغم مشکلات جسمی و گرفتاريهای شغلی برتمامی فعاليتها نظارت می کردند و خودشان نيز پا به پای ديگران در تمام کارها مشارکت می جستند. در واقع دليل پيشرفتهای درخور توجه حرفه در دوره فعاليت ايشان همين بود”.نخستين انجمن حسابداران ايران در سال 1342 به ثبت رسيد. دکتر اکبری گفته است:“.... بانی تاسيس اين انجمن مرحوم اسمعيل عرفانی بودند و جلسات نيز در دفتر ايشان تشکيل می شد و پيگيری و پايه گذاری آنرا خود ايشان برعهده داشتند”.جنبه ديگر شخصيت اسمعيل عرفانی، وجه فردی، رفتاری و فرهنگی اوست. دکتر اکبری در اين باره گفته است:“...شخصيت ممتازی بودند و دفترشان مرکز تجمع حسابداران برجسته وصاحبنظران آن زمان بود و سمت پيشکسوتی داشتند.نقش جشمگير ايشان در تاسيس انجمن حسابداران و تاليف کتابهای حسابداری و حسابرسی بر همگان روشن است. درواقع هر کار و کوششی از دفتر ايشان آغاز می شد”. دکتر اکبری همچنين گفته است: “دو صفت تيزهوشی و جدی بودن رابيش از ساير ويژگيهای ايشان به خاطر دارم و فکر می کنم اين صفات با کيفيتی که در مرحوم اسمعيل عرفانی وجود داشت،درکمتر کسی يافت می شود، بويژه در شرايطی که ايشان به فلج مبتلا بودند و پيامدهايی که اين بيماری برای ايشان داشت. با اين حال چنان فعال بودند که بندرت می توان فردی اين گونه فعال سراغ کرد”.در ميان طيف گسترده علائق و دلبستگيهای او مانند فعاليتهای حرفه ای، فعاليتهای اجتماعی، تاليف و تدريس و متشکل ساختن حرفه و تاسيس دانشگاه و جز آن، شعر نيز از امتياز چشمگيری نزد او برخوردار بود. در ميان شعرای ايرانی،به اشعارسعدی و حافظ و بيش از همه به مولانا دلبستگی داشت و به مطالعه و بررسی عرفان علاقمند بود. به مسافرت و گذران درطبيعت و مناطق کوهستانی علاقه بسيار داشت و پيش از آنکه آن حادثه دردناک، شيوه دلخواهانه زندگی را از او دريغ نمايد، از هر فرصتی برای اقامت همراه دوستان و بستگانش در طبيعت کوهساران بهره می جست.برای افراد درستکار و صادق و کوشا احترام بسيار قائل بود و از دروغ و ريا و شنيدن حرفهای نسنجيده و ناروا برآشفته می شد. بسيار صريح بود و ناخرسندی خود را از ديگران به آسانی با آنان در ميان می نهاد. روابط او با ديگران دوستانه و همراه بااحترام بود، درستکار و دقيق و سختکوش بود و با ديگران مناسباتی جدی، صميمانه، ملاطفت آميز و مهربان داشت. در عين حال در مواردی که ادامه روابط خود را با ديگران مناسب نمی دانست، بسيار صريح نظر خود را ابراز می داشت و در منتهای خونسردی و احترام بتدريج با آنان قطع رابطه می کرد. از ورود به حوزه شخصی زندگی افراد به شدت پرهيز می کرد و به ديگران نيز اجازه نمی داد که به مسائل شخصی او بپردازند. با دانشجويانش صميمی و حمايتگرانه و در عين حال با انضباط وجدی رفتار می کرد. ساده و بی پيرايه می زيست، قانع و از تجملات بيزار بود، معاشرت با دوستان و بستگانی را که ساده زندگی می کردند بسيار دوست داشت و تا حد امکان از حضور در مراسمی که با تشريفات و تجملات همراه بود، پرهيز می کرد،اما از مشارکت در امور اجتماعی به هر شکلی که ممکن بود، از جمله به صورت اهدای کمکهای مالی موثر استقبال می کرد. بالاترين آرزويش اين بود که مردم خوب و درست کارکنند و کار به کاردان سپرده شود و ديگر اينکه، مگر روزی بهبوديابد و از رنج بيماری وارهد.خانواده اسمعيل عرفانی برايش احترام بسيار قايل بودند، کوششهای او را تقدير می کردند و وی را موجب مباهات خود می دانستند.اسمعيل عرفانی معتقد بود:“ اگر واقعاً سيستم حسابداری و حسابرسی درستی در مملکت نداشته باشيم، هيچگاه اصلاحات اقتصادی به جايی نمی رسد”.

دکتر فضل الله اکبری - پدر حسابداری ايران و صاحب بسياری از عظمتهای فردی و اجتماعی
http://www.ues.ac.ir/files/education/dia...akbari.jpg
دکتر فضل الله اکبری در دوم ارديبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپايگان چشم به جهان گشود. تحصيلا ت ابتدايی را در شهر گلپايگان و دوره دبيرستان را در دبيرستانهای ادب، صارميه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبيرستان و حتی قبل از آن به تحصيل علوم قديمه نزد پدربزرگ مادريش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل الله همايی و برادر دانشمند ايشان استاد جلا ل همايی و آقای مبارکه ای کسب فيض کرد. وی حساب و رياضی و حساب سياق نقدی و ج-ن-S-یرا نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دريافت ديپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و از اين دانشکده ليسانس گرفت.سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حييم در تهيه فرهنگ لغات انگليسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوايل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و فوق ليسانس علوم اداری و بازرگانی دريافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصيلی به امريکا رفت و در دانشگاه کاليفرنيای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصيل پرداخت و در رشته مديريت بازرگانی با گرايش حسابداری دکترا دريافت کرد.بعد از اخذ مدرک دکترا به ايران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدريس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولين مدرس حسابداری با درجه دانشياری به عضويت هيئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شد. دکتر اکبری درمورد اين دوره از زندگی خود در مصاحبه ای با مجله حسابدار (دکتر فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت يک استاد وسرگذشت يک علم)، و بعد در مقاله ای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدريس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدريس حسابداری...) چنين می نويسد:"هميشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جايی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعيتی پيش آمد که بتوانم ازبورسی در اين رشته بهره مند شوم. بدين ترتيب عملا به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدريس رشته های حسابداری و حسابرسی دانشيار می پذيرد و من برای اين کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... بايد اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بيش از من حسابداری می دانستند و تجربه بيشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری يکی از شرايط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرايط و داوطلب نشدند. سالها حسابداری به عنوان رشته ای قابل قبول برای تدريس در دانشگاه شناخته نمی شد. تا سال 1333در هيچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدريس نمی شد. متاسفانه در ايران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح ساير رشته های دانشگاه به حساب نمی آوردند.محتوای رشته حسابداری، اهميت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثير آن در پيشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدريس حسابداری در دانشگاه شدم، يکی از اوليای دانشگاه گفت شک داردجايگاه تدريس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبيرستانهاتدريس می شده است و اگر حسابداری را رشته ای دانشگاهی بشناسيم بزودی داوطلبانی هم برای تدريس خانه داری،گله داری و باغداری پيدا می شوند؛ دانشگاه را تدريس حساب کافی است. دو - سه سالی طول کشيد تا با مراجعات مکررو مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته های مختلف آن، اهميت و فرق آن را با حساب و رياضی توجيه کنم و توضيح دهم. بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سياسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام يک نفردانشيار اقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضيحاتم رئيس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسياری ازمهمترين دانشگاههای جهان، و به لحاظ نياز کشور، می بايد دانشکده ای برای آموزش و تحقيقات مديريت داشته باشد. درابتدای شهريور 1343 شادروان دکتر صالح رئيس دانشگاه، در جلسه ای پرشور و با مخالفتهای بسيار، بالا خره تاسيس دانشکده علوم اداری و مديريت بازرگانی را به تصويب شورايعالی فرهنگ رسانيد.... مخالفتها با تاسيس اين دانشکده، اولين در نوع خود در کشور، بيشتر از ناشناخته بودن مديريت به عنوان رشته ای از دانش ناشی می شد."(دکتر اکبری، 1378،نوبت من نيست، ص 15)دکتر فضل الله اکبری پس از تاسيس دانشکده علوم اداری و مديريت بازرگانی دانشگاه تهران، به مدت 8 سال رئيس اين دانشکده بود. پس از سال 1350، به سمت معاون آموزشی و پژوهشی وزارت علوم و آموزش عالی برگزيده شد و همزمان به تدريس رشته حسابداری در دانشگاهها و موسسات مختلف آموزش عالی به ويژه بانک ملی ايران، اشتغال داشت. در اين دوره با شرکت اطلا عات اعتباری که به وسيله بانک مرکزی تاسيس شده بود، نيز همکاری داشت.در فاصله سالهای 1350-53 که در وزارت علوم به کار اشتغال داشت، خدمات گسترده ای در زمينه ارزشيابی مدارک تحصيلی و ارزيابی علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور به انجام رسانيد. وی در اواخر سال 1353 به دانشگاه تهران بازگشت و به عنوان استاد دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه تهران در سمت معاون و قائم مقام رئيس دانشگاه تهران به کار ادامه داد. پس از انقلاب در اوايل سال 1358 در سمت استادی دانشگاه بازنشسته شد اما تا پايان سال تحصيلی 58-1357 همچنان به تدريس ادامه داد.از اوايل دهه 1360 سازمان حسابرسی اين افتخار را يافت تا از همکاری ايشان با مرکز تحقيقات تخصصی حسابداری وحسابرسی اين سازمان برخوردار شود. کتاب و مقالا ت مختلفی که در اين دوران توسط ايشان تاليف و تدوين و توسط سازمان حسابرسی منتشر شده است حاصل اين دوران پربار است. دکتر فضل الله اکبری در اواخر دهه 1360 به امريکامسافرت کرد و به مدت دو سال با سمت استادی در دوره های فوق ليسانس دانشکده مديريت بازرگانی دانشگاه استانفوردکه يکی از معتبرترين دانشکده های اين رشته در سراسر دنيا به شمار می آيد، به تدريس پرداخت.پس از آن به انگلستان رفت و يک سال نيز در دانشکده مديريت دولتی تدريس داشت. ايشان از اواسط دهه 1370 به ايران مراجعت کرد و همچنان همکاری خود را در زمينه تحقيق و تاليف با مرکز تحقيقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی ادامه داد و در اين مدت است که مقالا ت متعددی هم برای مجله حسابرس تهيه کرد.کتاب بررسی تحليلی دکتر فضل الله اکبری در سال 1381 به عنوان کتاب درخور تقدير برگزيده و به وسيله وزير فرهنگ وارشاد اسلا می در مراسم هفته کتاب مورد تقدير قرار گرفت.آقای دکتر اکبری دانشمندی " بی طرف و واقع " گرا بود. در عين حال که حرمت همگان را نگه می-داشتند با اطرافيان رفتاری محکم، منطقی و مهربان داشتند.استوار و قاطع اما اهل اعتدال بودند. بی ‌ ادعا بودند و فروتن.از نقد و نفی ديگران پرهيز می ‌ کردند و مراعات حقوق ديگران را از هر حيث می کردند.نقش فردی دکتر فضل الله اکبری در توسعه دانش حسابداری در ايران به نحو قاطع تعيين کننده بوده است. اين نقش به گفته خود ايشان محصول «علاقه به کار» و به قضاوت آنانی که او را از نزديک می شناختند محصول احساس «مسئوليت»نسبت به توسعه و پيشرفت جامعه و «ايمان» به چاره جوئيها و راهگشاييهای «علم» نيز بوده است.زنده ياد دکتر فضل الله اکبری در 13فروردين1384 جان به جان آفرين تسليم کرد و در قطعه 229 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.از ايشان 4 فرزند ، 2پسر و 2 دختر ، باقی مانده است.
● کتابها
▪ حسابداری صنعتی، دانشگاه تهران، با تجديد چاپ به دفعات و توسط ناشران ديگر، 1338
▪ اصول حسابداری، دانشگاه تهران، با تجديد چاپ به دفعات، 1340
▪ تجزيه و تحليل صورتهای مالی، سازمان حسابرسی، با پنج بار تجديد چاپ و تجديدنظر، 1366
▪ حسابداری بازرگانی، دانشکده علوم اداری و مديريت بازرگانی، 1354
▪ تهيه بودجه بازرگانی و صنعتی، انتشارات فروردين، 1365
▪ حسابداری استهلا ک، سازمان حسابرسی، اولين چاپ 1371، چاپ هفتم، 1380
▪ فرهنگ اصطلا حات حسابداری (انگليسی- فارسی)، سازمان حسابرسی، جلد اول، 1376
▪ بررسی تحليلی يا استفاده از تجزيه و تحليل صورتهای مالی در حسابرسی، سازمان حسابرسی، 1379
● مقالات
▪ سرگذشت يک استاد و سرگذشت يک علم (مصاحبه با مجله حسابدار- مرداد 1372 )
▪ تجزيه و تحليل صورتهای مالی (حسابرس 3، مجموعه مقالا ت- تابستان 1374)
▪ واژه سرنوشت ساز (فصلنامه حسابرس شماره 1، زمستان 1377)
▪ نوبت من نيست (فصلنامه حسابرس شماره 3، بهار 1378)
▪ به ياد دوست (مجله حسابدار، شماره 132، شهريور1378)
▪ چگونه تدريس حسابداری در دانشگاه برای اولين بار شروع شد (فصلنامه حسابرس شماره 4 و5، پاييز و زمستان 1378)
▪ آموخته های آموخته را نياموختيم (فصلنامه حسابرس شماره 9، زمستان 1379)
▪ مصطفی علی مدد: انديشمندی پرمايه، پرکار و پربار (فصلنامه حسابرس شماره 16، مهر و آبان 1381)
▪ نرفته ام (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)
زمنتخبات حسابرس (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)نشريه تحليلی پژوهشی سازمان حسابرسی


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط narges68


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان