امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 3.57
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی فانتزی
#1
فانتزیهای زندگیتونا که دوس دارین بنویسد!
فانتزی های زندگیه من اینان:


1) یکی از فانتزیای معکوسم اینه که یه شب که دارم با دوستم از دانشگاه بر می گردم یکی از دخترای کوچمون رو ببینم که 3تا پسر مزاحمش شدن و دارن اذیتش می کنن....خلاصه منم جلوی دختره جو گیر شم کیفم رو پرت کنم زمین آستیناموعینهو فیلما بزنم بالا و داد بزنم:آهای خوشگل پسرااا زورتون به اون ضعیفه رسیده؟؟اگه مردید بیاید پیش من ببینم حرفتون چیه؟
اونام بیان 3تایی بزنن صدای بز بدم و جنازم رو ببرن سمت افق تامن باشم فردین بازی درنیارم,آخه منو چه به این کارا آخه؟؟؟

2) یکی از فانتزیام اینه که پولدار بشم بعد از اینکه با زنم دعوام شد برم پیش رفیقام و مشت بزنم تو دیوارو بگم : حاضرم همه ثروتمو بدم ولی آسایش داشته باشم!!!(جدی با این خیلی حال میکنم)
3) یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو بااولین پرواز میرسونم.
4) عاغا یکی از فانتزیام اینه که برم تو یه عروسی موقعی که عروس می خوادبعله بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نــــــــــــــــه باهاش ازدواج نکن. من هنوز دوستت دارمممم....بعد فامیلای دوماد جنازمو بندازن اون وسط
5) یکی از فانتزیام اینه جلو روم کیف یکیا بزنن بعد من با پای پیاده بزارم دنبال دزده تکل بزنم زیر پاش یا زیر پا موتورش پخش زمینش کنم.خیلی حال میده
6) یکی از فانتزیام اینه مثلا عاشق یکی بشم اون بهم جواب رد بده منم مثِ تو فیلما کنار اتوبان قدم بزنم آهنگ غمناک گوش بدم
7)یکی از فانتزیام اینه که وختی تو راهرو دارم راه میرم بخورم به یه دختره کل وسایلش بریزه زمین منم از کنارش ردبشم و بگم اووووی مگه کوری؟؟همش که نباید بریم براش جمع کنیم بعد عاشقش بشیم بریم بگیریمش.

8)یکی از فانتزیام اینه بغل ی باجه تلفن وایسمتا ی خانوم اومد بغلم بگم:همین که گفتم یا 200 میلیونومیارید یا دیگ بچتونو زنده نمیبینید,بعدش تلفنو محکم بکوبمو رد شدنی ی زیر چشی به بچه اون خانومه نگاه کنم. یعنی به آرزوم میرسم؟
به سلامتی مگس که یادمون داد دور کسی زیاد بگردیم میزنه تو سرمون
پاسخ
 سپاس شده توسط hat chiken ، motahare ، Hamid Jafary Pooya ، yaran ، mr.allahbeigi ، Hossein.J
#2
یکی از مهم ترین فانتزیام اینکه بتونم هر استادی رو سر کلاس ضایع کنم !!! خ حال میده

دومی وسط امتحان میان با 7 8 تا بچه پایه ول کنیم برگه هامونا سفید بدیم دست استاد و ول معطل !!!


سومی سیلی بزنم فرار کنم !!!


وااای خدایا این یکی واقعا آرزموه !! یکی رو گل پایی بدم تعادلش بهم بخوره.
پاسخ
 سپاس شده توسط emad akrami ، yaran ، mr.allahbeigi ، Hossein.J
#3
اگه بگم مثل شعار ميشه.
اما آدم خوبه فانتزياي درست(خيالات و احساسات توام باهدف والي)داشته باشه.چون همين تصورات هستند كه به آدم نيرو براي انجام كار و موفقيت ميشن.

پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، emad akrami ، mr.allahbeigi ، mehr1
#4
بابا جناب یاران شما خ جدی میگیرین مباحثا !
حالا برعکس من اکثر موارد رو بحساب شوخی میذارم.
مثلا این فانتیزیا هم کارای باحال خنده دار و هیجان انگیز مثلا !
پاسخ
 سپاس شده توسط NasimR ، emad akrami ، Hossein.J
#5
آقا داشتم سریال پچهای نسبتا بدا میدیدم،بعد زنه افتاد زندان مرد بهش گفت منتظرت میمونم،اَه اَه بابا چرا تو هر فیلمی یکی میوفته زندان ،جفتش منتظرش میمونه.
فانتزیم اینه زن که میگیرم،بیفته زندان،بعد بهم بگه منتظرم میمونی،بش میگم معلومه که نه مسخره مگه من الافی توام. Angry
به سلامتی مگس که یادمون داد دور کسی زیاد بگردیم میزنه تو سرمون
پاسخ
 سپاس شده توسط mr.allahbeigi ، Hamid Jafary Pooya ، Hossein.J ، motahare
#6
همیشه دوس داشتم سربازی بیوفتم نیرو انتظامی، راهنمایی رانندگی، اونم سر چهارراه، هر ماشینی که پشت چراغ قرمز روی خط عابر پیاده می ایسته را جریمه کنم!!

یکی از فانتزیام داشت به واقعیت می پیوست ولی در آخرین لحظات نپیوست!!
همیشه تو تخلیاتم بود که نصف شب پشت فرمون ماشین دارم تو یه جاده خلوت می رم بعد می رسم به یه مشت راهزن که راه رو بستن! بعد من با ماشین می زنم لت و پارشون می کنم و فرار می کنم!!!
یه شب تو خیابون ده پونزده تا لات چماق به دست ریختن جلو ماشین و راه رو بستن، من تا اومدم فرار کنم، شیشه ها ماشینا آوردن پایین!!! (جریان مفصلشا تو یکی از تاپیکا زدم، به گمانم عنوانش این بود: «امروز چه اتفاقی برای شما پیش اومده»)
صدای گیتار من ...
صوت الغيتار بلدي ...
بنیم گیتار سِس ...
میرا گٹار آواز کر رہا ہے ...
... My guitar sound
... Mea Cithara sonus
... Mi guitarra suena
... Mijn gitaar geluid
... Il mio suono di chitarra
... Můj kytarový zvuk
... Мой гитарный звук
... 私のギターの音
.... 我的吉他的聲音
... 내 기타 소리
... Իմ կիթառ ձայնային
... เสียงกีตาร์ของฉัน
... আমার গিটার শব্দ




پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، emad akrami ، motahare
#7
انتظاااااااااااااااااااااااااااااااار



منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم




در چشمانت خیره شوم دوستت دارم




را بر لبانم جاری کنم




منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم




سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....




از داشتن تو...اشک شوق ریزم




منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم




بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم





وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم



اری من تورا دوست دارم




وعاشقانه تو را می ستایم
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، yaran ، NasimR ، فرشته نجفی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان