امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ياد بگير زندگي كن
#1


سكوت نکردم که فراموشت کنم





نمی خواهم از یادم بروی....





اشک نمی ریزم





تا.......





لحظه های نبودنت را ابری کنم

تنها...تنها...





لحظه های با تو بودن را مرور می کنم





و...به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها





نمی دانی چه غمگینم





در این تاریکی شبها





چه بی تابانه دلگیرم





نمی دانی که گاهی عاشقانه





در تب رویای تو آرام می گیرم.

[تصویر:  13851043161.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، Hossein.J ، mehr1 ، WiSe ، مهسا.م
#2
این سالها نیستند که زندگی را می سازند بلکه لحظاتند

زندگی یک بوم نقاشی است که در آن ازپاک کن خبری نیست

اکثر مردم به چرا با فتح چ می اندیشند تا به چرا با کسر چ

به چقدر زیستن فکر نکنید به چگونه زیستن بیندیشید .

اهل دل را دو خصلت باشد :

۱ دل سخن پذیر

۲ سخن دلپذیر

سخ خصلت برای موفقیت لازم است :

۱- انتقاد پذیری

۲- پوزش پذیری

۳- شکرگزاری

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، WiSe
#3
[تصویر:  13969678365.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، مهسا.م ، WiSe
#4
خیلی چیزا یاد گرفتم........

هرچند مال من نشدی اما خیلی چیزا ازت یاد گرفتم....

یاد گرفتم ب خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم...

یاد گرفتم هیچوقت هیچکس ارزش شکستن غرورمو نداره...

یاد گرفتم تو زندگیم دله اونیو ک دوسم داره هر روز به یه

بهونه ای بشکنم...

یاد گرفتم گریه های هیچ کسی رو باور نکنم...

یاد گرفتم بهش هیچوقت فرصت جبران ندم...

یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق

نباشم...

خوب یاد گرفتم مگه نه؟؟؟

معلم خوبی بودی...

همه این چیزا رو از خودت یاد گرفتم...

خودت کاری کردی که این چیزا رو باور کنم...

فقط میتونم بگم...

تو و خدای خودت...

همینو همین...
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود
من اگرراضی باشم ..میخندم
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe
#5
«زمستون بود، منتظر بودم  مجتبی از جبهه برگرده،
شب شد و هر چه به انتظارش نشستم نیومد تا اینکه خوابم برد ...
 ... صبح زود بلند شدم تا برم نون بگیرم.
وارد حیاط که شدم همه جا رو برف پوشانده بود، هوا خیلی سرد شده بود
درب خونه رو که باز کردم، دیدم پسرم توی کوچه خوابیده
بیدارش کردم و گفتم: کی از جبهه برگشتی مادر؟
سلام کرد و گفت: نصف شب رسیدم
گفتم: پس چرا در نزدی بیام باز کنم؟
گفت: مادر جون! گفتم نصف شبی خوابیدین، ممکنه با در زدن من هُل کنین،
واسه همین دلم نیومد بیدارتون کنم. پشت در خوابیدم تا صبح بشه...»
برگی از خاطرات شهید مجتبی خوانساری / از زبان مادر شهید [/size]
 

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، WiSe
#6
[تصویر:  13986094613.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، مهسا.م
#7
مردم عوض شدن،
زمونه عوض شده،
میدونی؟ این روزها،
وقتی با یه نفر دست میدی،
بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه!


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، مهسا.م ، سولماز ، yaran
#8
ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
عشق ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، WiSe ، سولماز ، yaran
#9
 کلاغ جان!
قصه من به سر رسید...
سوار شو!
تو را هم به خانه ات می رسانم...
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، سولماز ، soshyant
#10
در جلسه امتحانِ عشق
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم!
وقت تمام است.
برگه‌ها بالا..
[تصویر:  13987044801.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پايه‌هاي خوشي در زندگي چيست؟ hadi soltani 0 231 14-10-2012، 05:45 PM
آخرین ارسال: hadi soltani
  ميخواستم زندگي کنم اما... hadi soltani 0 218 19-05-2012، 04:16 PM
آخرین ارسال: hadi soltani
Smile چگونه برای زندگي بهتر افكار مثبت داشته باشيم؟ M@h$A 0 516 30-01-2012، 06:01 PM
آخرین ارسال: M@h$A

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان