امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ی روز این عامو !!!!
#1
[تصویر:  13847961281.jpg]

امروز با تمام روزهای دیگرم متفاوت بود...

حس خوبی داشتم...

سر صبح با کلاغی گپ زدم... گنجشکی برایم دانه اورد...

باران صورتم را ناز می کرد... باد دست به موهایم می کشید...

ابر به من لبخند زد... خیابان مرا کول کرد... کبوتری با من دوست شد...

سیگارم تمام نمی شد...

به دانشکده که رسیدم مجسمه ی بوعلی پیشانی ام را بوسید...

خدا درون چشمانم می درخشید...

باهرکس که صحبت می کردم با تمام وجود می گفت که دوستم دارد...

عابر بانک مرا حسابی تحویل گرف...تمام بوفه میان حلقم رفت...

استاد از من تعریف می کرد...چقدر نمره های تشویقی گرفتم...

ابر دختر دانشکده... شاخه شاخ ها دائم به من نگاه می کرد و لبخند می زد...

روبروی حراست سیگار می کشیدم و می گفتند نوووووش...

دست هایم باهم دوست شدند و بعد از مدت ها یکدیگر را دراغوش گرفتند...

احساس درد نداشتم...هیچ غمی درون چشمانم نبود...دلم اواز می خواند...

خلاصه امروز روز خوبی بود...من به تمام معنا ارامش داشتم...

امروز صبحانه چای و سیگار و ترامادول داشتم...

ارامشی را که هیچ کس به من نداد...ترامادول داد...

چه لذت بخش است گاهی غرق در عالم بیخیالی شوی...


امروز به زندگی گفتم...دوست دارم...
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، yaran
#2
نووووش و خوب اومده

تاپیکشم من و کشت!!
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، yaran


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان