امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 2.83
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعاری در وصف عاشورا و مناجات با امام حسین (ع)
#1
بده در راه خدا، من به خدا محتاجم
من به بخشندگی آل عبا محتاجم
از قنوت سحر مادرتان جا ماندم
پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم
مهربان كاش زهیری بغلم می كردی
من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم
فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی كافی ست
با پر و بال شكسته به شفا محتاجم
شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا
به جنون سر ایوان طلا محتاجم
دود این شهر مرا از نفس انداخته است
به هوای حرم كرببلا محتاجم
چه قدر گریه كنم تا نبری از یادم!؟
در سراشیبی قبرم به شما محتاجم
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، motahare ، NasimR
#2
===== حر ======

سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی

چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی

شبیه کشتی نوحی، نه! مهربان تر از اویی

که حرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود

حسین فاطمه! می‌گفتم اشتباه گرفتی

من آمدم که تو را با سپاه و تیر بگیرم

مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی

بگو چرا نشوم آب که دست یخ‌زده‌ام را

دویدی و نرسیده به خیمه‌گاه گرفتی

چنان تبسم گرمی نشانده‌ای به لبانت

که از دل نگرانم مجال آه گرفتی

رسید زخم سرم تا به دستمال سفیدت

تو شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی



سراینده : ؟؟



[تصویر:  13839227101.jpg]

 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، NasimR ، emad akrami ، motahare
#3
ما ک داریم میریم هیئت تو خیابون میر! هر کی میاد یا علی!
................!
 سپاس شده توسط emad akrami ، motahare
#4
خدا تنها پناهم را گرفتند
امیدم، تکیه گاهم را گرفتند
کنارِ علقمه با گرزِ سنگین
علمدارِ سپاهم را گرفتند

..
..
..
کجا رفتی تو ای یارِ دلیرم
شده روزم سیه بی تو امیرم
ببین اینک چگونه از غمِ تو
کنارِ علقمه منزل بگیرم

..
..
..
ز جا برخیز ای تنها پناهم
نگاهی کن به اشک و سوز و آهم
ببین بی تو دگر یاری ندارم
تو رفتی از برم ای قرصِ ماهم
 سپاس شده توسط motahare
#5
بر سینه مزن چنگ که تاثیر ندارد

زیرا ز عطش مادر تو شیر ندارد

در خواب تو دیدم که به خون می تپی اما

گفتم به خودم خواب تو تعبیر ندارد

رفتی تو به همراه پدر آب بنوشی

یک جرعه ی آب اینهمه تاخیر ندارد

با او ز چه رو جنگ و عداوت بنمایید

این کودک شش ماهه که شمشیر ندارد

گویید به گلچین که حیا کن تو ز بلبل

گلبرگِ گلوی پسرم تیر ندارد

بر آیه ی یاس گلوی سوره ی اصغر

یک بوسه ی تیر اینهمه تکبیر ندارد

نیزه مزن ای دشمن بی شرم به خاکش

این مصحف پرپر شده تفسیر ندارد

[تصویر:  13843708551.jpg]
 سپاس شده توسط mehr1 ، motahare
#6
شعر زیبای مرحوم آقاسی
بسم الله الرحمن الرحیم
كربلا لبريز عطر ياس شد
نوبت جانبازي عباس شد
بازوانش مرگ را بيتاب كر د
تيغهاي تشنه را سيراب كرد
تا كنون عباسها را ديده اي
بوسه اي از دست آنها چيده اي
بنگر اين مستان آتش خورده را
بازوان تير وتركش خورده را
اي صبا از ما بگو با كربلا
اي نماز ما به خاكت مبتلا
تا به كي دور از تودر خود سوختن
چشم بر راه نسيمت دوختن
يا جنون كن راه خود را باز كن
يا مرا آماده پرواز كن
بر سر ني زلف ما را تاب ده
ماهيان را رخصت گرداب ده
آنچنان كن تا نماند بر زمين
از وجودم غير آهي آتشين
[تصویر:  13845437111.jpg]


 سپاس شده توسط motahare
#7
دل سودا زده ام ناله و فرياد كند

هر زمان ياد غم سيد سجاد كند

بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم

هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند

بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم

آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند

به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى

با تن خسته كسى اين همه بيداد كند

تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام

واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند

خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر

چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند

غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار

كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند

نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»

دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند
به سلامتی مگس که یادمون داد دور کسی زیاد بگردیم میزنه تو سرمون
 سپاس شده توسط motahare


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان