امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهدي شناسي
#1
دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان (عج)


استدلال تفصیلی زنده بودن امام زمان (عج) :

امامت امام زمان(ع) و وجود حضرت از مباحث امامت خاصه است .در امامت خاصه مستقیماً نمی توان از دلیل عقلی بهره گرفت[۱]، بلکه دلیل عقلی امامت عامه و ضرورت وجود امام (ع) در تمام زمان ها را اثبات می کند.

در امامت عامه برهان عقلی بر ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی روی زمین اقامه می شود.

حال اگر ادله تاریخی و روائی دال بر ولادت و حیات حضرت مهدی(ع) به مقدمه ی اول ضمیمه گردد، اثبات می شود که در این زمان تنها آن حضرت(عج) واسطه فیض الهی است و زنده هم می باشد[۲].

بررسی دو رکن استدلال:

۱)- برهان عقلی بر ضرورت وجود امام در همه زمان ها:

الف: برهان لطف: نبوت و امامت یک فیض معنوی از جانب خداوند است که بر اساس قاعده لطف باید همیشه وجود داشته باشد. قاعده لطف اقتضا می کند که در میان جامعه ی اسلامی باید امامی باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق باز دارد.

این جمله امام صادق(ع) که “همانا خداوند عزوجل جلیل تر و عظیم تر از آن است که زمین را بدون امام رها کند”[۳]، ممکن است اشاره به همین برهان باشد.

الطاف وجود امام غائب را می توان در موارد ذیل برشمرد:

۱٫حراست از دین خداوند در سطح کلی.[۴]

۲٫ تربیت نفوس مستعد.

۳٫ بقای مذهب.

۴٫ وجود الگویی زنده که می تواند مقتدای مردم قرار گیرد[۵].

ب: برهان علت غائی: در علم کلام ثابت می شود که خداوند از افعال خود هدف و غرضی دارد و چون خداوند کمال مطلق است و نقص در او راه ندارد غایت افعال الهی به مخلوقات برمی گردد و غایت وجود انسان، انسان کامل است یعنی انسان مانند درختی است که میوه ی آن وجود انسان کامل است[۶].

ج: برهان امکان اشرف:

در فلسفه قاعده ای مطرح می شود به نام قاعده امکان اشرف و معنای آن اینست که ممکن اشرف باید در مراتب وجود اقدم از ممکن اخس باشد…[۷]

در عالم وجود انسان اشرف مخلوقات است و محال است که وجود، حیات، علم، قدرت و جمال و… به افراد انسان برسد قبل از آنکه این کمالات به انسان کاملی که حجت روی کره ی زمین است، رسیده باشد.

د: برهان مظهر جامع: هویت مطلقه ی خداوند در مقام ظهور، احکام وحدت بر او غلبه دارد و در وحدت ذاتی مجالی برای اسمای تفصیلی نیست و از طرف دیگر در مظاهر تفصیلی که در عالم خارج ظاهر می شوند، احکام کثرت ، غالب بر وحدت است . اینجاست که فرمان الهی مقتضی صورتی اعتدالی است که در آن وحدت ذاتی و یا کثرت امکانی بر یکدیگر غلبه نداشته باشد تا بتواند مظهری برای حق از جهت اسمای تفصیلیه و وحدت حقیقیه باشد و آن صورت اعتدال همان انسان کامل است.[۸]

ما در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم و خواننده را به مطالعه ی کتب مفصل ارجاع می دهیم.[۹]

۲-(ادامه دارد.......)





۱] چون برهان و دلیل عقلی نمی تواند معرف فرد باشد و معنای این جمله که : “جزیی نه کاسب است نه مکتسب” همین است.

[۲] نک: نهج الولایة ، آیت الله حسن زاده ی آملی، صص۸و ۷٫

[۳] بصائر الدرجات ص ۴۸۵، باب ۱۰، ح۳٫

[۴] کشف القناع، شریف العلماء، ص۱۴۸٫

[۵] نک: نمایه ی: مبانی کلامی مهدویت، سؤال ۱۳۶۳٫

[۶] نک: نمایه ی: مبانی فلسفی مهدویت، سؤال ۱۳۶۲٫

[۷] نهایة الحکمة، صص۳۱۹و ۳۲۰٫

[۸] نک: تمهید القواعد ص ۱۷۲، تحریر تمهید القواعد، آیت الله جوادی، صص ۵۴۸- ۵۵۵٫

[۹] مطالعه ی کتاب موعود شناسی، علی اصغر رضوانی، صص۲۶۷-۲۸۳سودمند است.

[تصویر:  13814991491.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، mehr1 ، WiSe ، مهسا.م
#2
این جمعه ها که ختم به مختار میشود
بدجور دل ، طالب دیدار می شود
ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم
شیعه عزیز است و جز او خوار می شود . . .

پاسخ
 سپاس شده توسط mehr1 ، WiSe ، مهسا.م
#3
از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شدم. در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علی و ... .

قسمتی از متن لوح:

به نام خداوند بخشنده مهربان.

این نوشتاری است از جانب خدای عزیز و فرزانه به سوی پیامبر نور، سفیر و راهنمایش محمد(ص) كه آنرا روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است. ای محمد! نام های مرا گرامی دار، نعمت های مرا سپاس گوی و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پیامبران برتری دادم و جانشینت را بر همه اوصیاء برتری بخشیدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسین گرامی داشتم. حسن را- پس از سپری شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پایان دادم كه او سالار شهیدان است ... معیار پاداش و كیفر من، اهل بیت اوست كه نخستین آنها سرور عبادت كنندگان و زینت دوستان گذشته من علی بن الحسین است و آنگاه پسرش- شبیه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من می باشد... این سخن از من به حقیقت پیوسته كه جایگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسیله دوستان و شیعیانش مسرور نمایم، پس از او فرزندش موسی را برگزیدم كه در عهد او فتنه ای به پا گردد. پس از سپری شدن مدت بنده، دوست و برگزیده ام موسی، در مورد یار و یاورم علی به انكار گرایند... او را اهریمنی گردن‌كش می كشد و در شهری كه بنده شایسته‌ام ذوالقرنین بنا كرده، در كنار بدترین مخلوقاتم به خاك سپرده می شود. این سخن به حقیقت پیوسته كه دیدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشین و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نیكبختی او را با فرزندش علی كامل گردانم كه یار و یاور من است و گواه من در میان بندگانم و امین بر وحی من است. از او حسن را پدید آوردم كه دعوت كننده به سوی من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است برای جهانیان. كمال موسی، شوكت عیسی و شكیبایی ایوب با اوست... .

منابع:
کمال الدین صدوق، ج1 ص 311

[تصویر:  13891205761.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط NasimR ، WiSe ، مهسا.م
#4
[تصویر:  13969674142.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز ، motahare ، WiSe ، مهسا.م
#5
[تصویر:  13994763661.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، WiSe ، مهسا.م
#6
[تصویر:  13996658711.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، WiSe ، مهسا.م
#7
و الشمس که بی روی تو من حیرانم
و الفجر که بی وصل تودر بحرانم
و اللیل که چون موی تو روزم تاریک
و العصر که بی عشق تو در خسرانم
« الهی و ربی من لی غیرک »
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe ، مهسا.م
#8
[تصویر:  14010406433.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م
#9
[تصویر:  14013902602.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م
#10
[تصویر:  14021620982.jpg]

پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان