امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 1.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کوری
#1
عنوان: کوری
اثر: ژوزه ساراماگو

[تصویر:  blindness.jpg]
[تصویر:  koori.jpg]

[تصویر:  kori.jpg]
(این عکسا را همین طوری پیدا کردم، لذا نمی دونم کدوم ترجمه اش بهتره!!)

به علت امتحانات، برای خلاصه کتاب به ویکیپدیا بسنده می کنم، فقط همین را بگم که با خوندن این کتاب وقت تونا تلف نکردین!

ساراماگو در رمان کوری برای شخصیت‌ها اسم انتخاب نکرده است. با وجود این
پیچیدگی در رمان ایجاد نشده و خواننده به راحتی می‌تواند با شخصیت‌های رمان
ارتباط ذهنی برقرار کند. ویژگی دیگر این رمان در بازگشت‌های زمانی به
گذشته و آینده در خیال شخصیت‌های رمان است که به زیبایی و جذابیت آن افزوده
است.

خلاصه داستان:
داستان از ترافیک یک چهارراه آغاز می‌شود. راننده‌ی اتومبیلی به ناگاه
دچار کوری می‌گردد. به فاصله‌ی اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک
چشم‌پزشک می‌باشند، دچار کوری می‌شوند. پزشک با معاینه‌ی چشم آنها
درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آنها هیچ چیز نمی‌بینند.
جالب آن است که بر خلاف بیماری کوری که همه چیز سیاه است، تمامی این افراد
دچار دیدی سفید می‌شوند.

پزشک می‌فهمد که این نوع کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‌کند. از
طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع‌آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده
می‌شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می‌شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع
بیماری، پزشک را نیز روانه‌ی آسایشگاه می‌کند. همسر پزشک نیز به دروغ اذعان
به کوری می‌نماید تا بتواند در کنار شوهرش باشد. آنها به آسایشگاه ذکر شده
برده می‌شوند. در آن آسایش‌گاه تمامی افراد نابینایند. نیروهای امنیتی
برای افراد غذا تهیه می‌کنند، اما برای عدم سرایت کوری به آنها، تنها غذاها
را تا درب آسایشگاه حمل می‌کنند. نابینایان برای تقسیم غذا با هم درگیر
می‌شوند. کم کم خوی حیوانی افراد در این وضعیت فلاکت‌بار بروز می‌کند.
کثافت، فحشا و ... آسایشگاه را فرا می‌گیرد. عده‌ای از کورها، تحویل غذا را
به دست می‌گیرند و غذا را به افراد دیگری می‌فروشند. کورها برای زنده
ماندن از تمامی چیزهای باارزش خود می‌گذرند تا به جایی می‌رسد که ....
صدای گیتار من ...
صوت الغيتار بلدي ...
بنیم گیتار سِس ...
میرا گٹار آواز کر رہا ہے ...
... My guitar sound
... Mea Cithara sonus
... Mi guitarra suena
... Mijn gitaar geluid
... Il mio suono di chitarra
... Můj kytarový zvuk
... Мой гитарный звук
... 私のギターの音
.... 我的吉他的聲音
... 내 기타 소리
... Իմ կիթառ ձայնային
... เสียงกีตาร์ของฉัน
... আমার গিটার শব্দ




پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، motahare ، crux
#2
داستان بنظر جالبی میاد !
کی پایه اس من پی دی اف ش رو بذارم!
ای حالی میده.
پاسخ
 سپاس شده توسط crux
#3
اگه یکیشو بخری بهم هدیه بدی بیشتر پایم!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط mr.allahbeigi ، crux ، motahare
#4
راست می گه هدیه دادن رسم خیلی خوبیه!!!
تازه من "بینایی" (اثر همین نویسنده) را نخوندم، نمی خواین به گسترش فرهنگ هدیه دادن در این آب و خاک کمک کنید؟!!!
.
.
تازه یه مطلب جدید: فیلم کوری هم ساخته شده. من وقتی هری پاتر را می خوندم و بعد فیلمشا می دیدم، با اینکه فیلمشا خیلی نامبر وان ساخته بودن ولی در مقایسه با رمانش، توی ذوقم می خورد، ولی حس دیدن فیلم کوری خیلی شبیه به خوندن کتابش بود، خیلی عین کتابش ساخته بودن.
(اینا زیرپوستی می گم!! بماند که اگر تلوزیون بخواد پخشش کنه، احتمالاً 15 دقیقه اش بیشتر نمی مونه!!!!) Blush
صدای گیتار من ...
صوت الغيتار بلدي ...
بنیم گیتار سِس ...
میرا گٹار آواز کر رہا ہے ...
... My guitar sound
... Mea Cithara sonus
... Mi guitarra suena
... Mijn gitaar geluid
... Il mio suono di chitarra
... Můj kytarový zvuk
... Мой гитарный звук
... 私のギターの音
.... 我的吉他的聲音
... 내 기타 소리
... Իմ կիթառ ձայնային
... เสียงกีตาร์ของฉัน
... আমার গিটার শব্দ




پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، motahare
#5
راست میگه هری پاترا اصن خوب ساخته نشده بودن....
من بینایی رو ب هرکی بخواد امانت میدم بخونه...
امانت دادن کتاب رسم نیک و پسندیده ایه!
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare
#6
اتفاقا خواهرم این کتاب رو داره و چندباری توصیه کرده تا آخر بخونمش،
ولی نمی دونم چرا با این ساراماگو و گارسیامارکز و کوییلیو و ... (یه مشت کله پوک)
نمی تونم ارتباط برقرار کنم و 1/3 یا 1/4 کتاباشونو می خونم و پرتشون می زنم یه کنار و بابت وقتی که واسشون گذاشتم افسوس می خورم!
(اصولا از کتابایی که اکثر مردم می خوننشون خوشم نمیاد!!!)

به قول معروف:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن / گاو نر می خواهد و مرد کهن

به هرحال سپاس بابت معرفی کتاب.
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
#7
یک کتاب جالب و زیبا ، از معدود کتاب هایی که واقعا از خوندنش لذت بردم . فیلم اش هم البته فیلم جالبی است که متاسفانه نسخه های موجود روی اینترنتش کیفیت چندانی نداره . من ترجمه آقای امرایی رو خوندم واقعا خوب ترجمه شده بود .
می گویند تقوا از تخصص لازم تر است
آنرا می پذیرم، اما می گویم:
آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.
- شهید دکتر چمران
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، mr.allahbeigi
#8
خوب نياز به پي دي اف م نيست ، منو فرزانه سر ِ 10 دقيقه تلفني جريان رو تموم كرديم و تا آخر داستان بينا و كوري را خونديم.
اِي بد نبود!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان