امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 3.13
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هوشم ببر سعدی
#1


خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

(غزلیات سعدی)


چند روزه با اینکه امتحان دارم، ولی این غزل سعدی بدطوری دیوونه م کرده،
(یه نوع سرمستی ای داره که از این مستی های الکی نیست، مخصوصا اگه با صدای استاد محمدرضا شجریان گوش بدین!)

*دیدم خودم دیوونه شدم با این تصنیف و غزل، خواستم شمارو هم دیوونه کنم، البته اگه هنوز اون دوستان سابق دیوونه هستین*

**بیت هایی که پررنگ تر هستند، بیشتر بر دل اینجانب نشسته اند**
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، motahare
#2
منم اینجاش رو خ دوست داشتم

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

واقعا زیبا بود.
پاسخ
 سپاس شده توسط crux


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  هوشم ببر سعدی crux 12 706 30-11-2012، 10:12 PM
آخرین ارسال: motahare
  هوشم ببر سعدی! crux 0 245 19-08-2012، 08:33 PM
آخرین ارسال: crux

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان