امتیاز موضوع:
  • 28 رأی - میانگین امتیازات: 3.14
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هوشم ببر سعدی
#1


من از آن روز که دربند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
...

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک‌ بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه‌ی اُنس
پیش تو رَخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ!
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کزآن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست
گر خلایق همه سَروَند، چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجب تر که تو شیرینی و من فرهادم

می‌نماید که جفایِ فَلَک از دامنِ من
دستْ کوته نکند تا نَکَند بنیادم

ظاهر آنست که با سابقه‌ی حُکم اَزَل
جَهد سودی نکند، تن به قضا دردادم

ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم؟
داوری نیست که از وی بستاند دادم

سعدیا! حب وطن گر چه حدیثیست صحیح
نتوان مُرد به سختی که من این جا زادم

(سعدی شیرازی)

[تصویر:  13538681201.jpg]
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، amir astronomer ، Hamid Jafary Pooya ، Dash @li ، farah*NAZ
#2
very nice

من عاشق این بیت سعدی هستم که میگه :


سعدی چه جورش می بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی بصر من میروم؟ او می کشد قلاب را


( اگه اشتباه نکرده باشم )

«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، Dash @li
#3
آره اين بيت از سعديه!

بعضي از بيت هاي اين شعر اينه(اونايي که يادمه!):

من نیز چشم از خواب خوش بر می‌نکردم پیش از این
روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را

هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را

گر بی‌وفایی کردمی یرغو بقا آن بردمی
کان کافر اعدا می‌کشد وین سنگ دل احباب را

فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را

سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو
ای بی بصر من می‌روم او می‌کشد قلاب
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li ، farah*NAZ
#4
من که دیونه ی سعدی هستم
هر چی راجع بهش بگم کمه
سعدیا تو دانی منم دانم
اصلا حدیث هست میگه:هر کس در دنیا به یاد سعدی نبود نصف عمرش بر فناست.
سعادت دنیا در یاد کردن از سعدی است.
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ
 سپاس شده توسط farah*NAZ ، crux
#5
ی روایت هست که میگه هرکی از سعدی تعریف کنه حافظ بدش میاد اونوقت هرچی فال عاشق و معشوقه گریبان گیرش میشه !
Big Grin
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، Dash @li
#6
مطهره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گوشتتو می برما!!!!!!!!!


حافظ ک از همون اول با من مشکل داشت

فال های چرت برام میاره
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، Dash @li
#7
روايت داريم كه هركس كه ديوان حافظ را از براي گرفتن فال باز كند،
.
.
.
بي خاصيـــــــــت مي شود!
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li
#8
اتفاقا حافظ رو بیشتر سعدی دوست دارم ،
جرئت حافظ از سعدی بیشترِ.
حرفش حرف ِ دل ِ
لاجرم بر دل نشیند ، بگذریم که بعضی ها بد تفسیر میکنن.
پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li
#9
اگه اینجوریه چرا حافظ همش طفره میره با
کنایه منظورشو میزنه (رند)

اصلا من از ادبیات .....
نمیدونم با این چیزا ....
بی خیال
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ
#10
این شعر حافظ رو خدوست دارم خصوصا ابیات وسط به بعد خ هنرمندانه س ،

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالودم به بد دیدن
وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم / که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات/ بخواست جام می وگفت عیب پوشیدن
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست/ بدست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
بمی پرستی ز آن نقش خود زدم بر آب / که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
برحمت سر زلف تو واثقم ورنه / کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس / که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب / که گرد عارض خوبان خوشست گردیدن
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ / که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، crux ، Dash @li


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  هوشم ببر سعدی crux 1 237 29-12-2012، 10:40 PM
آخرین ارسال: motahare
  هوشم ببر سعدی! crux 0 245 19-08-2012، 08:33 PM
آخرین ارسال: crux

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان