امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 2.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 4)
#1
4

زرتشت که به مردم نگاه می کرد، متحیر ماند. آن وقت چنین گفت:
«بشر طنابی است که بین وحوش و زبرمرد قرار دارد. طنابی است بر
روی پرتگاه، عبور از روی آن خطرناک است، راه آن خطرناک و
نگاه کردن به عقب آن نیز خطرناک است و هرگونه لغزش و توفقی در
راه خطر دارد.
عظمت بشر در آن است که پلی است نه مقصد، بشر را از این نظر
می توان دوست داشت که بک مرحله ی تحول و یک دور گذران است.
من آن هایی را دوست دارم که تنها برای نزول، زیست می کنند زیرا
آن ها بالاروندگان اند. من آن هایی را دوسا دارم که به سختی، هر
چیزی را به باد تمسخر می گیرند زیرا آن ها هم بزرگ ترین پرستندگان
هستند. آن ها تیرهای اشتیاق به سوی ساحل مقابل اند.
من آن هایی را دوست دارم که ماورای ستارگان به جست و جوی
علت نابودی و خدای خود نمی گردند بلکه خود را عدای زمین
می کنند، باشد که زمین متعلق به زبرمرد گردد.
من کسی را دوست دارم که زندگی می کند تا دانش اندوزد و
همواره جویای دانش است تا زبرمرد بتواند بعدها زندگی کند زیرا او
هبوط و نزول خود را بدین طریق خواهان است.
من کسی را دوست دارم که کار می کند و تهیه می بیند تا بتواند
خانه ای برای زبرمرد به پا کند و زمین و وحوش و نباتات را برای او
میا سازد. زیرا او نزول خود را بدین نحو خواهان است.
من کسی را دوست دارم که فضیلت خود را دوست دارد، زیرا،
فضیلت عبارت است از: اراده به نطول و یک تیر اشتیاق.
من کسی را دوست دارم که هیچ سهمی از روح را برای خود
نمی خواهد بلکه اراده می کند، کاملا روح فضیلت خود باشد و بدین
نحو روحا از پل عبور می کند. من کسی را دوست دارم که فضیلت
خودرا، تمایل و سرنوشت خود قرار می دهد زیرا آن گاه به خاطر
فضیلت خود با تصمیم به ادامه ی حیت یا تصمیم به پایان بخشیدن
بدان می گیرد.
من کسی را دوست دارم که به محاسن زیادی، علاقه مند نیست.
یک حسن بهتر ز دو حسن است زیرا گره بزرگتری برای آویختن
سرنوشت است. من کسی را دوست دارم که روحش نسبت به خود
بذال باشد که نه احتیاج به تشکر داشته و نه حاضر به بیاد تشکر
باشد، زیرا، او همواره می دهد و هیچ، از بهر خود نگاه نمی دارد.
من کسی را دوست دارم که هنگامی که طاس های بازی به نفع
او تمام شود، شرمسار می گردد و از خود می پرسد:«آیا من در بازی
تقلب می کنم؟» زیرا مایل به نابود شدن است.
من کسی را دوست دارم که کلماتی زرّین در پیش اعمال خود
می پاشد و بیش از آن چه وعده کرده انجام می دهد زیرا او در پی
هبوط و نابودی خویشتن می باشد. من کسی را دوست دارم که حقانیت
نسل های آینده را مسلم سازد و اعمال نسل های گذشته را جبران کند
زیرا او اراده کرده توسط نسل حاضر فنا شود.
من کسی را دوست دارم که خود را عقوبت خدای خود
می سازد. زیرا او خدای خود را می پرستد. او بایستی با خشم خدای
خود نابود شود.
من کسی را دوست دارم که روحش لبریز است، به طوی که
خود را فراموش می کند و همه چبر درضمیر او هست، لذا همه چیر
موجب فنای او می گردد. من کسی را دوست دارم که قبلب و فکر
آزادی دارد، زیرا مغز او امعای قلب اویند و قلب او، وی را به سوی
نابودی می خواند.
من همه ی آنهایی را که چون قطره سنگین باران، یکی پس از
دیگری از ابر تیره ای که بر بشر سایه افکنده می چکد، دوست دارم،
آن ها نزدیک شدن صاعقه را نوید می دهند و همچون قاصدان، نابود
می گردند.»

به هوش باشید! من قاصد صاعقه ام و قطره ی باران
درشتی، از ابرها ولی صاعقه ای که من قاصد آنم
«زبرمرد» است.

خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.
در ضمن اگه استقبال نمی کنین روراست بگین که دیگه نذارم!
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 3) crux 5 397 22-09-2012، 01:18 AM
آخرین ارسال: amir astronomer
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 2) crux 9 568 21-09-2012، 01:48 PM
آخرین ارسال: motahare
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 1) crux 3 364 14-09-2012، 10:08 AM
آخرین ارسال: مهدی علینقیان

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان