امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 2.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چشم های دانشجویان
#1
هنگام درس دادن استاد سر کلاس :



(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)






وقتی استاد خبر امتحان رو میده :






(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)






موقع امتحان:






(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)






وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:






(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)






وقتی که نمره ها رو میزنن :






(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬



دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ
 سپاس شده توسط mr.allahbeigi ، malihe
#2
نمیدونم ما چه هیزم تری به این استاد ها فروختیم که هی ما ها رو اذیت می کنن
اولین بار نشستی سر کلاس
استاد میاد توی کلاس و ماژیک رو برمی داره روی تخته شروع میکنه تاریخ مینویسه میگی تاریخ چیه اینا
میگه که این تاریخ امتحان میان ترمه میگی پاینیش چیه میگه اینم امتحان پایان ترمه بعد هم کتاب رو باز میکنه
و اولین درسش رو میده و میگه هفته بعد امتحان یادتون نره
یکی از شیرین ترین خاطرات دانشگاه :
یه روز ریاضی عمومی داشتیم و قرار بود همه تمرین حل کنیم و اون روز اتفاقاً هیشکی تمرین حل نکرده بود! وقتی استاد اومد تو کلاس تن همه میلرزید ! گفت : کی میاد اولین تمرین رو حل کنه؟ هیشکی دست بلند نکرد تا چند ثانیه و یه دفعه یکی دست بلند کرد و رفت پای تخته شروع کرد به حل همه تمرین ها!! استاد هم خوشش اومد و گفت یه نمره به تو میدم و بیست و پنج صدم به کل کلاس ، لیستو درآورد خواست نمره بذاره بهش گفت اسمت چیه؟!! .... میدونید چی شد؟ پسره مال کلاس ما نبود! همینجوری بیکاری اومده بود بشینه اونجا!! خلاصه اون 25 صدُمه موجب شفاعت ما شدش دیگه... Wink
بلخره اومدم :|
دلتون واسم تنگ شده بود
عخییییی d:
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان