امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 2.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پرواز
#1
دیشب هم بیدار بودم پاسی ازشب گذشته بود
و من هنوز در رویای یک پرواز بودم
سالهاست که شبها پرنده خیالم رابه پرواز درمی آورم وبه دنبال او آسمان تنهاییم را سیر میکنم اما...
اما باز او را نمی یابم
وقتی به اوج آسمان میرسم گلبانگ اذان صبح از گلدسته های دانشگاه افکارم را پاره میکند
چشمهایم را باز میکنم ومیبینم همه اش یک رویا بود وآسمان سرد و تاریک است
وصدای هم اتاقی که میگوید پاشو گمشو درستو بخون ازشنبه کلاساتو نری من میدونم و تو (آخه نوبتی میریم واسه هم حضوری میزنیم)
باز هم یک روز دیگر وباز هم آرامشی پر تلاطم.
وباز هم خستگی از هیچ...
:heart: mineiut.blogfa.com :heart:
پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li
#2
من که وقتی رفتم دانشگاه تا الان 5 تا اتاق عوض کردم حالا هم که از روی اجبار به خاطر رفقام که چهار نفر بودن(بچا اصفهون)
که از خوابگاه قبلی به خوابگاه جدیدمون رفتیم یه واحده مثه سوییته ولی درپیته هر اتاق چهار نفره رفتم یه اتاقه مثلا مرام گذاشتم به حساب خودم
حالا می خوام بگم
از وقتی رفتم این اتاق بچا جنب و جوششون بیشتر شده البته خودشون پیش فعال بودن
درس خون نیستیم ولی بعضی درسا ماکس می شیم کف می بریم
اصلا اتاق خاصی بودیم و خواهیم بود هر جور آدمی تومون بود
مذهبی بچه اصفهونه
خودم سوسول بچه کرمون
با مرام بچه دهاقونه
بامزه بچه شهر خوددون خمینی شهر
فعال و رک گو و تیز و باهوش بچه محلاته
تنبل و از زیر کار در رو بچه قم
کلا کلاس ملاس تعطیلیم به جز من همه کلاسامو میرم به استادا تیکه بندازم
البته از استادام معذرت می خوام ولی دیگه دیگه
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
talk پرواز... Alireza Payon 7 322 30-08-2012، 08:55 AM
آخرین ارسال: انجمن مخ ها

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان