امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امتیازات: 2.55
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان زیبای امید
#1



روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را دوستانم را، مذهبم را زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت كنم. به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟
و جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت : آیادرخت سرخس و بامبو را می بینی؟
پاسخ دادم : بلی.
فرمود : هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می كردند.
خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ساختی؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی!
از او پرسیدم : من چقدر قد می كشم.
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت : تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه بتوانی.
پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer ، crux ، Hamid Jafary Pooya ، WiSe ، مهسا.م ، سولماز ، Dash @li
#2
خیلی زیبابودگفتم بیارمش بالابچه ها هم بخوننش[img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/cool.gif[/img]
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط مهسا.م ، Dash @li


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان زیبای “دعای مادر” مهسا.م 6 183 28-04-2014، 01:38 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  داستان زیبای نوه خوب من مهسا.م 0 66 17-03-2014، 08:55 PM
آخرین ارسال: مهسا.م
  داستان زیبای مردی که فکر میکرد همسایه اش دزد است! افسانه پناهی 0 66 12-03-2014، 02:31 AM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  کلام امید بخش NasimR 0 130 06-10-2013، 12:00 PM
آخرین ارسال: NasimR

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان