امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 2.76
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درد نوشته !!
#1
هنگام بدنیا آمدن نافت را با تیغی از رنج و بدبختی بریدند

و چشم های پاک و معصومت را وقتی رو به این دنیای سرد

و بیرحم گشودی در گوشت به جای اذان ایه ای از یائس و بدبختی

زمزمه کردند. کمی بزرگتر که شدی درون شبهای پر التهاب به جای

آغوش مهربان مادر و دستان گرم پدر جز نامهربانی و سنگدلی چیزی

نمی دیدی. نگاه های شوم و ترحم آمیز برادران ناتنی ات بدتر از همه

چیز استخوان هایت را خرد میکرد. از فاصله چند ها سال صدای خرد

شدنش را میشنوم. به مفهوم وسیع کلمه رنج و نامهربانی در زندگی ات

بیداد میکند. دوستانی که خارج از دنیای سراسر رنج و تنهایی تو از محبت

والدینشان میگویند و تنها غمشان بازی های کودکانه است را درون کاخی

از خوشبختی میبینی و خود را در گوشه از انزوا و تنهایی. دستان کوچک

لرزان و معصوم کودکی را میبینم که رو به درگاه خدایش دراز کرده و با حنجره ای

پر از بغض با او درد دل میکند. سوال میپرسد,گریه میکند,رنج میکشد,بدبختی

را لمس میکند و از خدایش جوابی نمیشنود. خدایا به کدامین گناه نکرده,

به دعای کدامین دل شکسته سرنوشتش را چنین رقم زده ای!!

انگشتانم خمیازه میکشند,دستانم توان نوشتن چنین سرنوشتی را ندارد

,قلمم به جای جوهر, خون به روی کاغذ می افشاند و کلمات تاب تحمل کردن

چنین معنای سنگین و دردناکی را ندارد به یک باره تنفر شدیدی نسبت به

شعرا و نویسندگان در تو بروز میکند. به خاطر می آوری که این انسان های

معروف,که ظاهرا خدای معنویات هستند, هرگز صمیمانه درباره تیره بختانی

چون تو که تنها گناهشان فقدان یک خانواده است ننوشته اند,ولی من مینویسم

از رنج تو, حرف تو و آینده تو ای پروردگار به عدالتت سوگند که شوخی نیست,

شعر نیست, تراژدی خلقت است, تراژدی بدبختی هر کسی خود, سرنوشتش

را تعیین میکند و او بر خلاف بارش بدبختی و نا امیدی و نا مهربانی سرنوشتش

را زیبا و روشن رغم زد اکنون من پروردگارا تحمل این همه درد و خفت از توان من

خارج است من همین امشب به آستان تو باز میگردم, تا در ساختمان فکری ام

تجدید نظر کنی! این فکر عمیق به دردم نمیخورد, به چه دردم میخورد؟ من فکر

بچه گانه میخواهم که با یک اشاره به خاطر هوسی موهوم, دل به هر کس و ناکس

ببازم آری امشب رهسپار آستان تو میشوم تا مرا آنگونه که همه هستن دگرگون کن

"""حسین محمدیان ۱۷ خرداد ۱۳۹۰"""
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، farah*NAZ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان