امتیاز موضوع:
  • 16 رأی - میانگین امتیازات: 2.69
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 3)
#1
3

وقتی زرتشت به شهری که در نزدیکی های جنگل قرار داشت
رسید، جمعیت انبوهی را دید که در بازار گرد آمده بودند زیرا گفته
می شد به زودی نمایش بندبازی را تماشا خوهند کرد

و زرتشت به
مردم چنین گفت: « من به شما «زبرمرد» را تعلیم می دهم. بشر
موجودی است که باید تعالی یابد. شما برای تعالی چه قدمی
برداشهت اید؟

هر موجودی تاکنون چیزی مافوق خود به وجود آورده است، آیا
شما می خواهید جز این جنبش باشید و به جای تعالی، به سوی
عالم بربریت بازگردید؟

نسبت میمون به انسان چیست؟ یه مسخره یا یک موجود حقیر و
شرم آور، من به شا می گویم که نسبت بشر به «زبرمرد» همچنان
خواهد بود. شما از حالت کرمی به حالت انسانی رسیده اید و هنوز
بسیاری از ترکیبات شما به حالت کرمی باقی مانده است. یک زمانی
شما میمون بودید و هم اکنون بشر ازهر میمونی میمون تر است.

ولی عاقل ترین اشخاص در بین شما یکی وصله ناجور و حدّفاصل
بین نباتات و ارواح اند. من به شما می گویم که یا به صورت ارواح
در آیید و یا به صورت نباتات!

به هوش باشید که من «زبرمرد» را به شما تعلیم می دهم!

زبر مرد، معنی و مفهوم زمین است بگذارید اراده ی شما بگوید:
«زبرمرد، مفهوم زمین خواهد بود».

ای برادران، من از شما تقاضا می کنم نسبت به زمین وفادار باشید
و گفته ی آن کسانی که امید های ماورای زمین را در شما می دمند باور
ندارید. آنان دانسته یا ندانسته، مسموم کنندگان اند، آنان محکوم
کنندگان زندگانی اند. خود، مرده و مسموم اند و زمین ازآن ها بیزر
است. آن ها را از خود برانید.

روزگاری بود که کفر بر خداوند، عظیم ترین گناهان بود ولی
خداوند مرده است. از این رو این کفرها نیز مرده اند. امروز عظیم ترین
گناهان، کفر بر زمین و ترجیح اندرون در وهم نگنجیدنی بر مفهوم
زمین است.

زمانی بود که روح با ننظر حقارت به جسم نظر می کرد، آن زمان
بزرگ ترین هدف ها همین تحقیر جسم در مقابل روح بود. روح، جسم
را صعیف، زشت و گرسنه می خواست و بدین طریق روح
می خواست خود را از قید اسارت بدن و زمین آزاد سازد. افسوس که
روح، خود، ضعیف و کریه و گرسنه بود و لذت او در بی رحمی بود.

ولی شما، ای برادران و خواهران، به من بگویید: بند شما راجع به روح شما
چه می گوید؟ آیا روح شما مملو از فقر و کثافت و آسایش نفرت آور
نیست؟

حقیقت آن است که بشر به جوی آبی آلوده می ماند، شخص باید
اقیانوس باشد تا جوی آلوده و کثیفی که به آن وارد می شود او را
نیالاید.

به هوش باشید! من «زبرمرد» را به شما تعلیم می دهم! او آن
اقیانوسی است که در آن تنفر عظیم شما مضمحل خواهد شد.

بزرگ ترین چیزی که شما ممکن است تجربه کنید چیست؟
«ساعت تنفر عظیم است.» ساعتی است که در آن حتی سعادت شما
و فضایل و عقل تان، در نظر شما نفرت آور جلوده می کند.

ساعتی است که شما در آن می گویید:«سعادت من چه ازرشی
دارد؟ سعادت من فقر و آلودگی و آسایشی نفرت آور است، حال آن که
بایستی سعادت من وجود خود را اثبات نماید.»

ساعتی است که شما می گویید:«عقل من چه ازرشی دارد؟ آیا او
به علم، آن اندازه که شیر به شکار خود علاقه مند است علاقه دارد؟
این عقل، فقرو کثافت و آسایشی نفرت آور است.»

ساعتی است که شما می گویید:« پرهیزکاری من چه ازرشی دارد؟
هرگز او مرا به خشم وادار نساخته است. چه قدر من از خوب و بد خو
به تنگ آمده ام! این همه الفاظ، مربوط به خوب و بد، چیزی جز فقرو
کثافت و آسایش نفرت آور نیست!»

ساعتی است که در آن شما می گویید:«ارزش ترحم من چیست؟ آیا
ترحم، صلیبی نیست که بر آن دوستداران بشر میخ کوب شده اند؟
ولی ترحم من صلیب کشیدن نیست.»

آیا هرگز شما چنین می گویید؟ آیا هرگز چنین فریادی می کشید؟
ای کاش می توانستم وقتی چنین فریادی می کشید آن را بشنوم! گناه
شما نیست که به سوی عرش فریاد می کشید بلکه کفایت و لجاجت
شما حتی در ارتکاب گناه است که به سوی عرش فریاد می کشد.

صاعقه ای که بایستی با زبانه ی خود، شما را بروبد و جنونی که باید
شما را تسخیر کند، کجاست؟ به هوش باشید! من به شما «زبرمرد» را
تعلیم می دهم: او این صاعقه و این جنون است.

وقتی زرتشت چنین گفت، شخصی فریاد برداشت:«ما به اندازه ی
کافی درباره ی این بندباز سخن شنیده ایم، حال بگذارید خود او را
ببینیم!» و همه ی مردم زرتشت را مسخره کردند و بر او خندیدند. درین
حال بندباز که مردم را خواهان خویش دید به کار خود مشغول شد.»
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط farah*NAZ ، elahe
#2
آقای قاسمی اگه پی دی اف کتاب رو میذاشتید هم خودتون راحتر بودید

هم واسه کاربرها بهتر بود که این کتاب رو کامل یک جا داشتند


تایپش می کنین از روی کتاب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط crux
#3
بله تایپش می کنم!
آخه واسه سایت خودم و 2 تا صفحه ی شبکه ی اجتماعی فیس بوکم می فرستمش، واسه همین تایپ میکنم!
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
#4
ببخشید آقای قاسمی ی در خواست غیر عادی دارم !!!!! و البته یکم خودخواهانه !!!!

میشه سرعت گذاشتن این مطالب رو تو سایت کمتر کنید ؟ (یعنی در فواصل زمانی طولانی تری بذارید ؟ )
آخه من هنوز نتونستم قبلیاشو بخونم !!!!
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط crux
#5
حتما آقا امیر!
بنده فکر کردم مدت زمان زیادی گذشته از پست دومین این مطلب، واسه همین امروز قسمت 3 رو گذاشتم!

حتما دیرتر می ذارم!
سپاس بابت توجهتون!
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer
#6
ممنون از لطفتون
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط crux


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 4) crux 0 243 21-10-2012، 09:54 PM
آخرین ارسال: crux
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 2) crux 9 568 21-09-2012، 01:48 PM
آخرین ارسال: motahare
  چنین گفت زرتشت (سخنرانی مقدماتی زرتشت درباره ی زبرمرد و آخرین مرد - 1) crux 3 364 14-09-2012، 10:08 AM
آخرین ارسال: مهدی علینقیان

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان