امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 2.87
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حسابی ضایع شدم !!!
#1
درود

امروز ساعت 14:40 انتخاب واحد داشتیم ، من ساعت 13:30 از خونه رفتم بیرون ک برم کافی نت
کافی نتی ک میخواستم برم تو خیابون حکیم نظامی بود واسه همین سوار اتوبوسهای معروف BRT شدم(حتما میدونید چرا میگم معروف !!! ) ، از اونجایی ک خیلی عجله داشتم نگا نکردم ک اتوبوس زیر گذر ه یا رو گذر !!! از شانس بد من اتوبوس زیر گذر بود و نتونستم سر 3را پیاده بشم !!! مجبور شدم برم دروازه شیراز
ی دوستام زنگ زد گفت دروازه شیراز اول خ هزار جریب ی کافی نت هس ، رفتم اونجا طرف گفت از اینجا رفته !!!! آدرس پرسیدم بهم گفتن اول 4باغ بالا یکی هست !!!
با عجله و با کلی امید رفتم تو 4باغ و دنبال کافی نت مذکور گشتم تا بالاخره پیداش کردم


حالا تازه داستان از اینجا شروع میشه !!...

ساعت 14:15
دوستم نوید زنگ زد : امیر من کافی نتم سایت باز نیمیشِد تو امتحان کن
من : باشِد ، حالا خَبِرشا بد میدم
زنگ زدم بهش : نویدی !! مرده ی گوشیدا ور نیمیداری ؟!!!
نوید : ن خره کار داشتم ، چده ؟
من: الان تو کافی نتم سایت باز نیمیشد خَبِری مرگش !!! چیکار کونیم ؟!!!
نوید : حالا یوخده صبر میکونیم بیبینیم چیطور میشِد !!!
من : خاک بر سر چند بار گفتم وخی تا بریم سده گوش ندادی !!! ، بعدم گوشیو قطع کردم !!!

ساعت 14:25

زنگ زدم ب شایان : الو ، سلام شایان جان !!! ( با این یکی رو در وایسی دارم ب خاطر همین لحن حرف زدنم باهاش فرق میکنه !!! )
شایان تو کی انتخاب داری ؟ من رفتم کافی نت سایت باز نمیشه !!!

شایان: اوکی امیر جون ( !!!!... ) الان میرم ببینم ....
بعد از چند دقیقه : امیرم ( !!!!!.... ) باز نمیکنه سایتو !!!
من در حالی ک ب شدت عصبی بودم گفتم : ممنون عزیزم ، لطف کردی ، اگه خبری شد منو در جریان بذار

ساعت 14:45 ، 5دقیقه بعد از شروع انتخاب ...

همینطور ک هی صفحه ی وب رو رفرش میکردم بلکه فرجی بشه گوشیم زنگ خورد
رضا : الو ، کوجاااااای ؟! (با لهجه ی غلیظ اصفهانی بخوانید )
من : اومدم بازدید موزه ی حیات وحش !!!! معلومه ک اومدم کافی نت دیگه !
رضا : خره سایت وا نیمیشد ، بدبخ شدیم !!!
من: میدونم ، منم منتظرم باز بشه ، حالا فعلا اعصاب ندارم ، خدافِ (خداحافظ) !!!

ساعت 15 ، 20دقیقه بعد از شروع انتخاب ...
نوید: اِز تو وا نشد ؟! ما موندِیم چیکار کونیم !!!!
من : بوووووووووووووووق (یکم حرف بد بهش زدم) ، میخواسی وخیزی تا بریم سده !

ساعت 15:15 دیگه بیخیال شده بودم ک ...
رضا : خره وخیز تا بریم سده !!!!
من : برا چی چی ؟!
رضا: بِچا رفتند اونجا دارند انتخاب واحد میکونند !!!
من : نه بابا !!! باشِد حالا میام

ساعت 15:25
منو دوستم محسن ی تاکسی در بست گرفتیم ک بریم سده ،
راننده هه گفت: تا سده 8 تومن
من و محسن: باشِد
رفتیم تا رسیدیم ب سده

ساعت 15:47
ب اولین میدونی ک رسیدیم
راننده گفت : برید پایین
من: بریم پایین ک چی بشه ؟ میخوایم بریم منظریه !!!
راننده: من اینجا ک میگویّا بلد نیسم
من: برو من بلدم !!!
بعد از چند دقیقه ک چندتا خیابون و میدونا رد کردیم ..
راننده : آقا کوجا دارین منا میبریند ؟ اینجا دیگه کوجاس ؟!!
من : اینجا خمینی شهر ه و ما داریم میریم منظریه ، برو
راننده: عجب غلطی کردمااااا !!! اینجا دیگه کوجاس ؟!! منا اوردیند تو بیابون چیکار ؟!!!
من : برو ، دیگه رسیدیم
وقتی میخواستم پیاده بشم 8تومنا بش دادم
راننده : ب خدا ، ب جون ه بچِم کمِس !!!
من: خودد گفتی 8تومن
راننده: من تا سده را گفتم 8تومن ، چیمیدونسم شوما میَند اینجااا !
با هزار بدبختی 9 تومنش دادیم تا رفت

ساعت 15:55 ، فقط ی ربع مونده بود تا وقتم تموم بشه !!!
در اولی بسته بود ، سربالایی رو رفتیم بالا تا برسیم ب اون یکی در
میخواستیم بریم تو ک ناگهان ی صدایی اوم : آقا شوما کوجا دارین میرین ؟! (با لهجه ی سده ای بخوانید)
حراست بود !
من: انتخاب واحد دارم
حراست: کسی دانشگاه نیس
من
Exclamation
محسن Huh

راننده تاکسی Big Grin

دانشجو رئیس دانشگا آزاد Wink

رئیس دانشگا خودمون Sleepy

جامعه ی علمی کشور Confused
خلاصه من و محسن با جیب خالی برگشتیم تا ی موتوری ما رو تا ترمینال قدس سده رسوند و با اتوبوس برگشتیم خونه !!!

شما هم هر وقت ضایع شدید بیاید اینجا بگید تا یکم بخندیم دور هم !!!
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، motahare ، Hamid Jafary Pooya ، mhk ، mr.allahbeigi ، malihe
#2
خوب یعنی انتخاب واحد نکردی؟
حالا می خوای چی کار کنی؟
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer
#3
نه دیگه !!!
حالا احتمالا 5شنبه انتخاب واحد با تاخیره !!!!
شاید دوباره همین اتفاقات ی جور دیگه بیوفته !!!!
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
#4
آخی !!!!
حال اومدی آ !!!!
ترترتر


تقصیر خودتت ِ . میخواستی با سده لجبازی نکنی !!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer ، Dash @li
#5
سلام
عجب!
این تجربه را از من داشته باش. برا انتخاب واحد بی خیال ترین آدم ها باش فقط در این صورت بهترین انتخاب ها را خواهی داشت!
حضرت علی علیه السلام:
زمانه عمر از شما می گیرد،
شما از زمانه چه می گیرید...؟!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، motahare ، Dash @li ، Hamid Jafary Pooya ، amir astronomer ، mr.allahbeigi
#6
نه مهندس سختش نکن بدبخت شیم

اینم از طرف آقا حسین
حال کردیم خِخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J
#7
ج دختر عمه : من کی با سده لج کردم ؟!
ج آقا مصطفی : چ عجب تشریف آوردید !!! یادم میمونه
ج علی : من سختش نکردم داش علی ، مسئولین یونی سختش کردن !
ج حسین : نوکرم

بچه ها هر کی ضایع شد بیاد اینجا بگه تا با هم بخندیم !!!!
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li ، motahare
#8
مام دو روز فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم مثی باید 20 واحد برداریم
هر چی درس سخته رفته تو پاچم
بعد میام سر حساب می بینم نصف اون درسا رو تو سبدم نذاشتن
با خوشحالی هیچ کدوم از سختا رو ارائه نمیدن بعد دقیقه 90 فهمیدم پر شدن رفته
با دست بر سر زدن عالمی دارد
در آخر هیچ کارگاهی گیرم نیومد سرم بی کلاه
آخرشم درس سختا رفت تو پاچم که دیگه نخوام از قبل برنامه بچینم برای انتخاب واحد ببین چی گذاشتن اونو بر دار
ترم دوم بودیم یکی از دوستام انتخاب واحد نکرده بود از اون سر کشور اومد دانشگاه رفت آموزش دانشگاه براش انتخاب واحد کردن ملس ما تو سر خودمون می زدیم با استادای راحت تر برداربم ابن آقا یه باره همشونو بهش دادن
ما با یه سال بالایی شب قبل سپردیم یه درسو برای ما برداره که حذف کنه بعدا ما برداریم چون سریع پر می شد
مام که با اون استاد می خواستیم هیچی بجا بعد تا اومدیم برداریم پر شد با کلی مسقره بازی با مدیر گروه و نامه
گرفتن یکی باز کردیم دوباره پر شد هیچی زدیم به سرمان منتظر موندیم دوباره یکی باز شد مام از خدا خواسته زدیم یکی از دخترا اومد سایت دانشگاه گفت من این واحدو الان از استاد گرفتم کی برش داشت مام خودمونو زدیم به اون راه الفرار
ده برو که رفتی آقا طرف بهش گفتن کار من بوده هنوز با هام قهره
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer ، malihe
#9
برو حالش رو ببر
بلخره اومدم :|
دلتون واسم تنگ شده بود
عخییییی d:
پاسخ
#10
ما حالشو بردیم !
شما هم ببر تا گرون نشده !!!!

دوستان از خواندن خاطرات ضایع شدن شما استقبال میکنیم !!!! تشریف بیارید !!!
در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی Behnaz 6 808 19-03-2012، 01:43 AM
آخرین ارسال: farah*NAZ

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان