امتیاز موضوع:
  • 98 رأی - میانگین امتیازات: 3.17
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یادداشت تلخ نویس یا دل نویس
#11
پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز دوست همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

ای شریک نان و گردو و پنیر
همکلاسی باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یک رنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟

هر کجایی تو شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه گریه کن
کودکی تو کودکانه گریه کن
........................
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط MoHsenM1 ، Alireza Payon ، motahare ، Hossein.J ، amir astronomer
#12
Angel Angel Angel Angel Angel

تو رودی... می روی...، من ابر... می بارم...
برایت پیچکی در باغ می کارم
کنارش عصر های جمعه، هر هفته
به یادت می نشینم...
دوستت دارم...

Heart Heart Heart Heart Heart
پرواز
چه لذتی دارد
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط MoHsenM1 ، Hossein.J ، malihe
#13
عشق چیز عجیبی نیست!! نازنینم..!
همین است که تو دلت بگبرد،
ومن
نفسم...
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
 سپاس شده توسط Alireza Payon ، farah*NAZ ، crux ، Hossein.J ، amir astronomer
#14
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است

آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند...
پاسخ
 سپاس شده توسط Alireza Payon ، crux ، Hossein.J ، malihe ، amir astronomer
#15
به قول آقای سهراب سپهری:
«غم بیامیخته با رنگ غروب،
می تراود ز لبم قصه ی سرد،
دلم افسرده در این تنگ غروب.»
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط Alireza Payon ، malihe
#16
خب همونطور که گفتم این موضوع تلخ نویس برام خیلی مهم
از همه ی تاپیک هایی که زدم مهمتره و گفتم اگه کسی پست غیر مربوط به تلخ نویس بده سریعا اخطار میگره
آقا حسین دفعه اول رو نادیده گرفت
اما این دفعه شرمنده اخلاقت نیستم پس نبخشید که اخطار تپل رو بهت میدم
(MohsenM1)

محسن خشکله !!!!
تو هم خیلی عاشقانه ای ا !!! به کسی نگو!!! ولی بهت نمیاد!
قصد ازدواج نداری!!!!!!! والــــــــــــــــا!!



شوخی رو حال کردی!!! در حد بُندِسلیگا !!! اگه بیاد منقرضم میکنه!!!
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط crux ، motahare ، amir astronomer ، farah*NAZ
#17


خیلی وقت است كه با تو زندگی می كنم .. یعنی ، چشمهایم را كه می بندم تو می آیی ! خب همین بس است برایم ! نه ؟! یعنی تو رویایت همآنقدرعزیز و بزرگ است برایم كه راضیم می كند !... راضی كه نه ! ولی خب ، چاره چیست؟!... شب ها ، همیشه عجولم برای خواب !... برای خواب كه نه ، برای بستن چشم هایم وآمدن تو !! شب ها ، چراغ را خاموش می كنم ، دراز می كشم و با شوق چشم هایم را میبندم و انتظارت را می كشم ! در باز می شود .. تو می آیی ...! روی دیوار دست می كشی.. به عكس هایت نگاه می كنی و با لبخند كنارم می نشینی ...! همین است زندگی من !!باورت می شود ؟؟!!... دیوانه نیستم ! ولی در خیابان كنارم هستی . دستم را می گیری.. برایم حرف می زنی .. پشت هر میزی كه می نشینم ، تو روبرویم هستی ! لبخند می زنیو بدون اینكه دیگران بفهمند ، از آن نگاه های قشنگ و معنی دارت می كنی و هر دو میخندیم !!... آشفته می نویسم امشب ؟ تو ببخش .. بعضی شب ها - مثل امشب - سرم پر میشود از این حرف های هرگز نگفته ! و تا برایت ننویسم آرام نمی شوم . به دل نگیر!امشب هم از آن شب های دیوانگی ام است .. كمی كه بنویسم ، آرام می شوم








‫این روزها حالم خوب است
خوب ِ خوب !!
نه نشانی از دلتنگی نه روزنی از سیاهی
...و نه وسوسه ای از دل بسـتگی! ! !
. . .نوشتنم را بهانه ای نیست
...جز گفتن این که
"من"
بعد از "تو"
به هیچ "او"یی
اجازه ی "ما" شدن
نخواهم داد


پاسخ
 سپاس شده توسط MoHsenM1 ، Alireza Payon ، Hossein.J ، amir astronomer
#18
دلم گرفته است
دلم گرفته است


به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشـــــــــــــــــیده ی شب می کشم


چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند


کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد


پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J
#19
[تصویر:  4ccqirvxds0sgxdxcid.jpg]
בیگــر بـﮧ تـو فـکر نمیـکنم...


گـنـاه اسـتـــ....


چِشـم בاشـتـטּ بـﮧ مـالِـ غریبه هـا...
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، amir astronomer
#20
به سلامتیه کسایی که برای داشتنشون لازم نیست با سیاست باشی و نقش بازی کنی …
همین که یک رنگ باشی کافیه !
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، amir astronomer


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان