امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 2.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فلاش بک
#1
:شعری که به خانم motahare قولشو داده بودم

به تلافی «خون» که فوق العاده بود

البته اینو بگم که «خون» ناخودآگاه منو یاد این شعر انداخت شاید فک کنید خیلی هم مربوط نیست (به جز چند سطرش)

در هر حال امیدوارم دوس داشته باشین.............................

فلاش بک:

فرصتی نمانده است

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا

یا من تو را می کشم

یا تو چاقو را در آب خواهی شست

همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

به این که انسان

کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است

اصلن

این فیلم را به عقب برگردان


آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود

که می دود در دشتهای دور

آن قدر که عصاها

پیاده به جنگل بر گردند

و پرندگان دوباره به زمین...

زمین...؟!

نه!

به عقب تر برگرد

بگذار خدا

دوباره دست هایش را بشوید

درآینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت.


((گروس عبدالملکیان))
پرواز
چه لذتی دارد
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare
#2
واقعا خیلی قشنگ بود.
عالی بود.
پاسخ
 سپاس شده توسط Alireza Payon


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان