امتیاز موضوع:
  • 17 رأی - میانگین امتیازات: 2.82
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیشه ای
#1
[تصویر:  13454545351.jpg]

اینو قبلا نوشتم ولی چون دیدم اینجام کاربر شیشه ای داریم گفتم بخونید شاید دوست داشتین!

دلم اندازه همه ی دنیا گرفته،
کوچک وتنگ!
دنیا وتنگ! تناقض!
بخوام ونخوام این مثال نقض ولم نمیکنه.

یواش بیا تو،
دلم شیشه ای شده ونازک.
پشت همه ی خنده هام،
ی بغض بزرگ دارم،
نمیدونم کجا وچطوری خالیش کنم،
پیش آداما که اصلا نمیتونم،
جدیدا هر وقت آدما رو میبینم
ی لبخند محو بی اختیار روی لبام میشینه!
نمیدونم چرا؟
هرچی اون بغض بزرگتر میشه ،
لبخند منم پهن تر میشه.
کاش لبخندم تبدیل به قهقه بشه!
شاید اون موقع بغضم ناپدید بشه .



احساس میکنم نباید اینو مینوشتم ولی نوشتم دیگه!!!

پاسخ
 سپاس شده توسط amir astronomer
#2
مطمئنا منظورتون از کاربر شیشه ای منم ، و البته باید بگم حقایق رو نوشتید.
یادم ه تو ادبیات داشتیم : نوشته هایی ک ب بیان درد های مشترک میپردازند پایدارن
انگار شرح حال منو در وضعیت فعلی، قلم زدید!!!!

در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare
#3
مهم نیس اون کاربر شیشه ای دقیقا کیه...
ب نظر من همه ما ی جوری شیشه ای هستیم!
مرسی دوستم ک اینو گذاشتی...یاد اون روز افتادم ک تا ساعت 7 موندیم تو دانشگاه و حرف زدیم!یادته؟همه رفته بودن!
خوش گذشت...فک کنم لازمه دوباره همین کارو بکنیم...
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، amir astronomer
#4
آره ، به منم خوش گذشت اونروز.
پایَتم رفیق!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان