امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 2.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درس ها و منابع ریاضی
#11
نه بابا چ زحمتی !!
پاسخ
#12
سلام

با تشکر از دوستان.

منظورم صرف اسم درسا نبود. منابع معتبر اون درس ها بیشتر برام مهمه. مثلا تو مواد درس شیمی فیزیک و ترمودینامیک یک کتاب مرجع داره اون هم ترمودینامیک گسکل که البته ترجمه اش هم از دکتر علی سعیدیه. ترجمه خوبی هم هست.

حالا یه دفعه هم نگفتم این پستا تکمیل کنید به مرور زمان. ولی اون بحث پیش نیازو ایناشا بنویسید.

در هر صورت هر جور صلاح می دونید.
حضرت علی علیه السلام:
زمانه عمر از شما می گیرد،
شما از زمانه چه می گیرید...؟!
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare
#13
سلام دوستان وسه ارشد ریاضی میخوام کمکم کنید چه منابعی بخونم?
ممنون میشم راهنماییم کنید
 
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، yaran
#14
(11-12-2015، 12:43 AM)math88 نوشته است:  سلام دوستان وسه ارشد ریاضی میخوام کمکم کنید چه منابعی بخونم?
ممنون میشم راهنماییم کنید
 

چ گرایشی و کدوم دانشگاه تصمیم دارین بخونین ؟؟
بهتره درسهایی ک درشون قوی هستین را خوب تست بزنین خواستین میتونم کتاب معرفی کنم.
بهینه سازی هم اگه میتونین و پاس کردین خوب بخونیین ک راحت میشه تستهاشو زد .. زبانم ک خیلی مهمه و راحت رتبه تو بالا میبره ..
اینم در حد خلاصه ! موفق باشی
 

 
پاسخ
 سپاس شده توسط Dash @li ، yaran
#15
(11-12-2015، 12:43 AM)'math88' نوشته است:  سلام دوستان وسه ارشد ریاضی میخوام کمکم کنید چه منابعی بخونم?
ممنون میشم راهنماییم کنید
 

 
سلام.در مورد کتاب بگم که ریاضی 1 و ریاضی 2 رو برخلاف همه که میگن کتاب 4 جلدی آقاسی رو بخونید من اصلا توصیه نمیکنم.چون کتابش حجمش خیلیه و اگه یکی بخواد درست بخونه  خیلی طول میکشه
کتاب ریاضی 1و2 رضا شکرزاد رو بخرید خیلی خوبه و ساده گفته و تست هم داره.
برای زبان دو قسمته.برای لغت 504 و1100 و تافل رو بخونید و برای گرامر pbtخوبه
برای درسای تخصصی هم مدرسان خوبه.به نظرم تستهای بهینه سازی و احتمال رو حتما بزنید.
به نظرم میاد یه سری چیزهایی که به عنوان تجربه برام اتفاق افتادند رو بهتون بگم هرچند شاید یه سری از اونا الآن وقتش نباشه.نه به عنوان کسی که چون رفته ارشد و بخواد به رخ بقیه بکشه بلکه به عنوان اینکه این راه رو رفتم به نظرم خوبه که بدونید.تقریبا توی این 4-5 ماه هرکی رو دیدم که میخواست امتحان ارشد بده بهش میگفتم:
1-واقعا تصمیم بگیرید که ارشد برید یا نه و اصلا میخواهید درس بخونید یا نه.؟؟فکر نکنید یه آدمی داره این حرفو میزنه که تنبل و درس نخون بوده.من معدل دیپلمم 20 بود و با رتبه 3500 رفتم ریاضی ولی یه جایی به این نتیجه رسیدم که درس نخونم و کلی هم مشورت کردم و آخرش بنا به دلایلی به این نتیجه رسیدم که درس بخونم و الآن راضیم.چون درسو خیلی دوست داشتم.البته یکی از دلایلش این بود.
یادتون باشه اصلا و ابدا به خاطر اینکه چون دختر دایی و پسر خاله و دوستاتون و یا ... رفتند ارشد شما هم برای اینکه از اونا عقب نیفتید بخواهید برید.
هیچ وقت دو تا آدم سلیقه و توانمندی و خصوصیات کاملا مشترکی ندارند.تک تک ما مسوول زندگی خودمون هستیم و پس فردا نمیتونیم اگه خدا ازمون پرسید چرا این کار رو کردی جواب بدیم :چون بقیه این کار رو کردند.شاید درس خوندن برای یکی خوب باشه و برای بقیه نه!همه یه جور نیستند.
مواظب باشین بهترین لحظات عمرتون رو به خاطر اینکه بقیه یه کاری کردند و شما هم اون کارو کردید خراب نکنید.عمر رو یه بار به آدم میدن.اون کاری رو بکنید که به نظرتون درسته و دوستش دارید.
2-اگه قرار شد برید ارشد و تصمیم گرفتید درس بخونید مطمئن بشید که رشته قبلیتون رو دوست دارید.بعضی وقتاما فکر میکنیم یه رشته ای رو دوست داریم یا اینکه اسم رشته فریبمون میده.
من برای این قضیه این کارو کردم:
تموم رشته هایی که توی ارشد توی ایران ارایه میشد توی تموم گرایش ها از انسانی و علوم پایه و فنی مهندسی و...گرفته تا حتی پزشکی روی یه کاغذ نوشتم.بعد دوتا کار کردم.(چون همیشه میترسیدم که نکنه اسم رشته فریبم بده یا فکر بکنم که رشته خودمو دوست دارم)کار اول:درسایی که برای کنکور هرکدوم بود رو یه نگاهی به سرفصل هاش انداختم و کار دوم:یه درس از ترم اول ارشد هرکدوم رو یه نگاهی انداختم تا علاقم رو بتونم بفهمم
از توی 400 تا رشته به هشت رشته رسیدم.بعد رفتم در مورد اون رشته ها توی قطبشون تحقیق کردم(مثلا قطب رشته فلسفه علم دانشگاه شریف تهران بود)اینجا بود که ایران گردی من شروع شد.
این کار یک سال و نیم طول کشید.ولی خوبیش این بود که فهمیدم میخوام چیکار کنم.
کلا مطمئن بشید که رشتتون رو دوست دارید.
3-تمام تلاشتون رو بکنید تا 10 سال دیگه شرمنده خودتون نشید
4-توکل کنید.واقعا با پوست و گوشتم این یه سال به این رسیدم.شاید مهمترین نکته همین باشه که بعضی وقتا آدم اصلا حساب کتاب و حتی فکر یه سری اتفاق ها رو نمیکنه ولی خواست خدا اینه که اتفاق بیفته.
من اصلا سال گذشته همچین موقعی اصلا فکر نمیکردم ریاضی اونم آنالیز اونم دانشگاه خودمون بخونم.اصلا توی فضای نمونه ام نبود.ولی الآن به شدت راضیم.چون تمام تلاشم رو کردم و از خودم شرمنده نیستم ولی اتفاقات بسیار عجیبی افتاد که الان که خودمم فکر میکنم بعضیاش رو نمیفهمم.مثلا من یه آزمون سنجش آزمایشی قبل کنکورم دادم(توی رشته ای که میخواستم برم (ام بی ای) و رتبم شد 44 و این یعنی من شریف می آوردم)ولی نفهمیدم چی شد که کنکور ام بی ای رتبم شد 900 و کنکور ریاضی رو که کلا 35 دقیقه سرش نشسته بودم رتبم شد500 و این یعنی تقریبا تموم گرایش های دانشگاه خودمون رو می آوردم . اتفاقات اینجوری خیلی افتاد...
ولی الان به شدت راضی هستم و دارم از درس خوندنم لذت میبرم...
واقعا یه سری چیزا هست که ما نمیدونیم ولی خدا میدونه پس توکل کنید به همراه تلاش

من الآن درس میخونم و درس میدم و کار میکنم و توی هرسه تاش خیلی راضیم.از تلاشم وهمه چیز راضیم.
اینم بدونید که اصل این دنیا همش بر پایه تلاشه.نه فقط برای درس خوندن.آدم توی هر لحظه از زندگیش برای چیزای مختلف باید تلاش کنه.خود من همین الان برای سیدن به چیزهای دیگه دارم شبانه روزی تلاش میکنم.غیر ممکنه تلاش کنید و خدا کمکتون نکنه.دید و فکر مثبت داشته باشید.شاید این حرفا رو قبلا یکی به خودم میزد میگفتم داره شعار میده ولی توی این 1سال بهش رسیدم.
ببخشید من پرحرفی کردم.بخدا قصدم این نبود که بخوام خدایی نکرده فخر بفروشم و یا بگم من ارشدم و... بلکه بیشتر دلم نیومد که تجربه این راه رو دراختیارهمه شما و بقیه نذارم...از نصیحت و حرفای پدربزرگی بدم میاد به همین دلیل حرفام رو دال بر نصیحت نذارید...



 

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان