امتیاز موضوع:
  • 42 رأی - میانگین امتیازات: 2.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از شیطنت های بچگید بگو؟
#1
از شیطنت های بچگید بگو؟ Tongue

از خودم شروع میکنم
تازگیا تو شهرمون بام هارو ایزوگام میکردن!
اگه تا حالا به ایزوگام نگا کرده باشین یه ورش نقره ایه و یه ور دیگه ش مث لواشکه
ماجرا از این جا شروع شد........
با چند نفر از هم محله ای هامون دور هم جمع شدیم و واسه چجوری فروختن تکه ایزوگام ها به نرخ لواشک نقشه کشیدیم
اول از همه خودمون رفتیم بقالی سرکوچمون لواشک هم رنگ تکه ایزوگام ها خریدیم بعدش رفتیم کوچه های دیگه به بچه هایی که از خودمون کوچیکتر بودن به قیمت 25 تومن فروختیم
چند روزی با این نقشه محموله هارو به فروش میرسوندیم وضع خورد و خوراکمونم خوب بود اون مدت اصلا از بابا و مامانامون پول تو جیبی نمیگرفتیم وضع مالیمون داشت صعود میکرد که




متآسفانه سر پنجمین روز لو رفتیم حسابی کتک خوردیم تو خونه زندونیمون کردن اما هیچوقت نتونستن خوشیه اون پنج روز رو از ذهنمون پاک کنن
ولی خدا شاهده از اون موقع تا حالا لب به لواشک نزدم
دنياي دستها از هر دنيايي بي وفاتر است؛
امروز دستهايت را ميگيرند،فردا قصه ي عادت که شدي، همان دستها را برايت تکان ميدهند!
پاسخ
 سپاس شده توسط saeed shojaei ، Hossein.J ، mr.allahbeigi ، malihe ، Dash @li
#2
جالب بود
"don't be"
پاسخ
 سپاس شده توسط yasi ، Hossein.J ، Dash @li
#3
خدا بگم چیکارت نکنه!
نمیگی اگه اون به اصطلاح لواشکها رو میخوردن چی میشد.
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط yasi ، Dash @li
#4
جوجوی من تا به لبشون میرسید بو و طعمشو احساس میکردن واسه همینم لو رفتیم
تو هم یکی از شیطنت هاتو بگو؟
دنياي دستها از هر دنيايي بي وفاتر است؛
امروز دستهايت را ميگيرند،فردا قصه ي عادت که شدي، همان دستها را برايت تکان ميدهند!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، Dash @li
#5
بچه که بودم با دوستم زنگ در خونه های همسایه رو میزدیم و فرار میکردیم، در مواردی هم! که دستمون نمیرسید از چوبی چیزی استفاده میکردیم،توی محل خودمون یه همسایه داشتیم که زنگش پایین بود و راحت دستمون میرسید و دیگه چوب نمیخواست و از اتفاق این همسایه ی ما یه پیرزن تنها بود از همونهای که قیافه هاشون عین جادوگراس،یه روز با دوستم رفتیم بریم زنگ رو بزنیم ولی تا زنگ رو زدم پیرزنه دست جفتمون رو گرفت چسبوند به در خونه همینطوری که داشت تهدید میکردم دوستم خودش رو خیس کرد و زد زیر گریه منم که دیدم دوستم داره گریه میکنه گریم گرفت ولی خودم رو خیس نکردما...!
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط yasi ، malihe ، Dash @li ، motahare
#6
ای جانم
اتفاقا ماهم ازین کارا زیاد میکردیم اما ما آدامس میداشتیم رو زنگ درها و بعضی وقتا با تموم قدرتمون به درها لگد میزدیم
البته تو مدرسه(دبیرستان)هم تق تق دروازه میکردیم و پا به فرار میذاشتیم
دنياي دستها از هر دنيايي بي وفاتر است؛
امروز دستهايت را ميگيرند،فردا قصه ي عادت که شدي، همان دستها را برايت تکان ميدهند!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، Dash @li ، motahare
#7
(24-06-2012، 12:28 AM)yasi نوشته است:  ای جانم
اتفاقا ماهم ازین کارا زیاد میکردیم اما ما آدامس میداشتیم رو زنگ درها و بعضی وقتا با تموم قدرتمون به درها لگد میزدیم
البته تو مدرسه(دبیرستان)هم تق تق دروازه میکردیم و پا به فرار میذاشتیم

این طور که معلومه شما حرفه ای تر بودید!
راستی اینم بگم من وقتی دبستانی بودم و حسش نبود تا خونه پیاده بیام به دوستام پول میدادم و خر سواری میکردم!!!!!
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط yasi ، Dash @li ، motahare
#8
سر دسته ی همه ی دعوا ها من بودم ولی خدا وکیلی هیچوقت دعوا نمیکردم ولی واسه دعواها خودم نقشه میکشیدم
دنياي دستها از هر دنيايي بي وفاتر است؛
امروز دستهايت را ميگيرند،فردا قصه ي عادت که شدي، همان دستها را برايت تکان ميدهند!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، Dash @li
#9
دلم خوش بود اگه یه گوشه چشمی به ما مینداختین و یه چیزی مینوشتید
دنياي دستها از هر دنيايي بي وفاتر است؛
امروز دستهايت را ميگيرند،فردا قصه ي عادت که شدي، همان دستها را برايت تکان ميدهند!
پاسخ
 سپاس شده توسط Hossein.J ، Dash @li
#10
(25-06-2012، 12:37 PM)yasi نوشته است:  دلم خوش بود اگه یه گوشه چشمی به ما مینداختین و یه چیزی مینوشتید
پس من اینجا چیکاره ام!!!! مخصیها مدلشون اینجوریه یه کم صبر کنی کم کم میان...
خیلی به خودم فشار آوردم که یادم اومد، کلاس چهارم یا پنجم دبستان بودم، یکی از بهترین دوستام تکلیفاش رو ننوشته بود،نمیدونم،درست یادم نیست،یا درسش رو نخونده بود، که معلم بلند شد شروع کرد تنبیه کردنش و عین چی میزدش من که دیدم دوستم داره کتک میخوره خیلی خیلی ناراحت شدم بغض گلوم رو گرفت و زدم زیر گریه!!! معلمم گفت من دارم این و میزنم تو گریه میکنی؟! بعد هم جفتمون رو از کلاس انداخت بیرون...
................!
پاسخ
 سپاس شده توسط malihe ، yasi ، Dash @li ، motahare


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان