امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 2.72
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه بهشت
#1
نقل قول:
مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند
هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت
اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت
گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند
پياده ‌روي درازي بود،تپه بلندي بود
آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه
تمام مرمري عظيمي ديدند كه
به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب
زلالي از آن جاري بود.
رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟"
دروازه‌بان: روز به خير
اينجا بهشت است
"چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بنوشيد."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حيوانات به بهشت ممنوع است."
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد.
از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند.
راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد.
مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود
مسافر گفت: روز بخير
مرد با سرش جواب داد
- ما خيلي تشنه‌ايم . من، اسبم و سگم
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد
مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است
مسافر حيران ماند:" بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود!"
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند.
(پائولوکوئلیو)
:heart: mineiut.blogfa.com :heart:
پاسخ
 سپاس شده توسط malihe ، Hossein.J ، Sara_xRay ، mr.allahbeigi
#2
i heard of that before./!
................!
پاسخ
#3
خیلی خوب بود Sad
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم, همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.... :angel:
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان بهشت و جهنم در زندگی مشترک افسانه پناهی 0 151 17-08-2014، 10:58 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  راه بهشت Behnaz 0 337 22-01-2012، 01:35 PM
آخرین ارسال: Behnaz
  بهشت ودوزخ Behnaz 0 397 02-01-2012، 11:28 PM
آخرین ارسال: Behnaz

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان