امتیاز موضوع:
  • 69 رأی - میانگین امتیازات: 2.88
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاحالا به آینده فکر کردی؟!
#1

تا حالا به آینده فکر کردی؟!
فکر کردی آخرش که چی؟؟؟؟؟؟
این همه زحمت می کشیم که چی بشه؟
در مورد موقعیت شغلی فکر کردی؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا چرا ریاضی رو انتخاب کردی؟
دوس داری چکاره بشی؟


[تصویر:  download.php?img=1202]




فکر می کنی راحت کار پیدا کنیم؟!


[تصویر:  download.php?img=1201]
پاسخ
 سپاس شده توسط saeed shojaei ، hadi soltani ، Hamid Jafary Pooya ، mr.allahbeigi ، Alireza Payon
#2
درست میشه ولی زمان میبره
"don't be"
پاسخ
#3
فکر کردم ولي ترجيح ميدم ديگه فکر نکنم ببينم سرنوشت برام چي مينويسه.
:heart: mineiut.blogfa.com :heart:
پاسخ
#4
(03-05-2012، 08:55 PM)saeed shojaei نوشته است:  درست میشه ولی زمان میبره
متوجه منظورتون نشدم!چی درست میشه؟موقعیت شغلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ
 سپاس شده توسط نگین
#5
(04-05-2012، 01:43 PM)Farzaneh RoshanZamir نوشته است:  
(03-05-2012، 08:55 PM)saeed shojaei نوشته است:  درست میشه ولی زمان میبره
متوجه منظورتون نشدم!چی درست میشه؟موقعیت شغلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


هر چیزی که شما بش واسه آینده فک میکنید
تازه شما که اوله راهین پس بکوشین تا آینده بهتری داشته باشین
"don't be"
پاسخ
 سپاس شده توسط نگین
#6
من این تاپیکو گذاشتم تابروبچ ریاضی درمورد اینده از همین الان حرف بزنیم....دوس داشتم بدونم نظربقیه درمورد اینده چیه....میخوان چکاره بشن....
پاسخ
 سپاس شده توسط mr.allahbeigi
#7
سوالات بسیار مهمی پرسیده شده که هر فردی در برهه ای از زندگی با این سوالات مواجهه. البته من جزو بروبچ ریاضی نیستم ولی دیدم سوال مشابهی در میزگرد کشاورزی برای یکی از دوستان پیش اومده، این شد که گفتم منم نظرم را بدم.
بنده شخصاً 4 ساله که با این سوال (و سوالات دیگه) دست و پنجه نرم می کنم و به تازگی به نتایج خوبی دارم می رسم. توی این مدت یه چیزایی یاد گرفتم (که توی مطلب "بهترین شغل" یه صحبتایی شد). قصد ندارم که این جا روضه ی انتخاب شغل بخونم! ولی در این رابطه چند تا سوال دیگه هم اضافه می کنم. فکر می کنم که همه ی آدما باید یه جورایی جواب این سوالا را برای خودشون حل کنن، وگرنه این سوالا تا آخر عمر مثل خوره به جونشون میوفته!!! (از این که این متن طولانی میشه عذرخواهی می کنم!!)
قبل از اینکه سوالاما بپرسم:
هیچ دقت کردین؟ هیچ دقت کردین که تو این دوره زمونه روال زندگی چه جور شده؟ :
توی دبیرستان باید هی درس بخونی، هی درس بخونی تا دانشگاه قبول بشی. همه می گن یه کم سختی بکش، دانشگاه که رفتی دیگه راحت می شی! از قدیم هم گفته اند: "یه سال بخور نون و تَره، یه عمر بخور نون و کَره!!" (در بهترین حالت) با رتبه ی بالا، در رشته و دانشگاه مورد علاقه ات قبول می شی و وارد عرصه ی علم و علم آموزی می شی! به خیالت که دیگه نون و تره تموم شده ولی تازه می فهمی که ای دل غافل؛ خوشِ همون درسای ساده ی دبیرستان! بعد یه آینده ای برای خودت تصور میکنی و با اون تصور ادامه میدی. چی تصور می کنی؟ "مثلاً ... مثلاً یه خانم دکتر یا آقای مهندس، یا یه دانشمند هسته ای یا مثلاً یه فوق تخصص جراح که توی بهترین بیمارستان های جهان عمل جراحی انجام می ده و سالی دو بار هم به ایران میاد تا به میهن خودش هم خدمت کنه."
بعد با این تصور هی درس می خونی و هی درس می خونی ولی انگار دِلت آروم نمی گیره، انگار یه جورایی نگرانی، نگران آینده. فکر می کنی نگران پاس شدن درسای دوره ی لیسانسی، لیسانستو می گیری، ولی هنوز نگرانی!فکر می کنی که توی انتخاب رشته اشتباه کردی و اگه یه رشته ی دیگه می رفتی، الان زندگی خیلی بهتر بود. رشته تا عوض می کنی ولی انگار هنوز نگرانی. فکر می کنی نگران امتحان ارشدی، ارشد هم یه دانشگاه دولتی توپ قبول می شی، ولی بازم ته دِلت آروم نیست! اما به خودت امیدواری می دی؛ امیدواری به پس از ازدواج. امیدوار به همسر ایده آل و مهربان آینده. امیدوار به یک زندگی شیرین و پر از عشق در جوار همسر عزیزت! امیدوار به پس از تحصیلات تکمیلی. امیدوار به دورانی که استاد دانشگاه خواهی شد. امیدوار به زندگی در آمریکا و این که با همسر آینده ات به علم و تحقیق بپردازی. البته می دانی که هنوز سختی هایی در پیش است...
سال ها بعد...
اکنون شما در دوران میانسالی به سر می برید، PHD دارید و استاد دانشگاه هستید. با همسر مورد نظرتون ازدواج کرده اید و وضع و زندگی بسیار مرفحی برای خود محیا ساخته اید. ولی ... ولی انگار که اون دلشوره هنوز از بین نرفته! هر هفته با یکی از ماشین هاتون به گردش می روید، انواع و اقسام تفریحات را دارید، ولی این ها هیچ کدام پاسخ نگرانی و دلشوره ی شما را نمی دهد. هرچه می کنید که شاد باشید، شاد نمی شوید. چند دقیقه ای در کانال های تلوزیون گشتی می زنید و متلکی بارِ آقای ضرغامی می کنید! فردا ماهواره می خرید و این بار چندساعتی و شاید چند هفته ای و شاید چند سالی، گشتی در شبکه های ماهواره ای می زنید و ... نخیر این دل آروم نمی گیره! فکر می کنید که چون در یک کشور جهان سومی زندگی می کنید و سطح رفاه مردم، پایین است، سطح فرهنگ مردم پایین است، چون امکاناتی که در کشورهای پیشرفته وجود دارد را در اختیار ندارید، آرام نمی گیرید. متلکی هم بار جمهوری اسلامی می کنید و پناهنده می شوید در یک کشور پیشرفته. ولی انگار آسمان آن جا هم رنگ آسمان این جاست؛ آش همین آش است و کاسه همین کاسه. همسرتان (اگر آقا هستید) مدام غُر می زند: تا حالا کجا بودی؟ چرا به من توجه نمی کنی؟ دوست ندارم با فلانی رفیق باشی! چرا برای هدیه ی تولد من، سرویس طلا نخریدی؟ چرا نمی خوابی؟ چرا الان می خوابی؟ و... . و همچنین همسرتان (اگر خانم هستید) اصلاً به شما محل نمی گذارد. مدام به فکر کار است. در خانه هم کار می کند. تفریحاتش با رفقایش است. اصلاً به سر و وضع خود اهمیت نمی دهد، همیشه ژولیده است. شب تا دیر وقت پای فوتبال است و صبح صبحانه نخورده به سر کار می رود و... . فکر می کنید که اگر همسر دیگری داشتید وضع خیلی بهتر بود. به دنبال شخص دیگری بووووووووووووق...
ولی این رویه همچنان ادامه دارد و ادامه دارد و ادامه دارد...

البته خدا نکند که زندگی یکی از ما این گونه شود ولی اگر این سوالات در زندگی مان حل نشود، حتماً این گونه می شویم!
- درس میخونیم که چی بشه؟
- مدرک می گیریم که چی بشه؟
- کار می کنیم که چی بشه؟
- پول در بیاریم که چی بشه؟ که غذا بخوریم و تفریح کنیم و انرژی بگیریم و بعد دوباره کار کنیم و پول در بیاریم و ...
- اصلاً زندگی می کنیم برای چه؟
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟...........به کجا می روم آخر، ننمایی وطنم؟
این هم لینک دانلود یه آهنگ قشنگ از کلوب دات کام (http://www.cloob.com/profile/blog/one/us...id/1025108):



توجه شود که هیچ کدام از مواردی که شخص مثالی بالا به آن ها رسید مثل مدرک، شغل عالی، پول فراوان، رفاه بالا، سفر خارجه و ... هیچ کدام بد نیست که ما آن ها را کلاً کنار بذاریم، ولی باید بدانیم که این ها را برای چه می خواهیم.

(چندین و چند باره بابت طولانی بودن متن عذرخواهی می کنم!!)
صدای گیتار من ...
صوت الغيتار بلدي ...
بنیم گیتار سِس ...
میرا گٹار آواز کر رہا ہے ...
... My guitar sound
... Mea Cithara sonus
... Mi guitarra suena
... Mijn gitaar geluid
... Il mio suono di chitarra
... Můj kytarový zvuk
... Мой гитарный звук
... 私のギターの音
.... 我的吉他的聲音
... 내 기타 소리
... Իմ կիթառ ձայնային
... เสียงกีตาร์ของฉัน
... আমার গিটার শব্দ




پاسخ
 سپاس شده توسط hadi soltani
#8
واااااااااااااااااای تایپ اینا چقد طول کشید؟!
پاسخ
#9
آينده امروزيه که ديروز ميگفتيم هر روز ميگزره و ما نميفهميم که گذشت.
ممنون آقاي الله بيگي مطالب جالبي بود.
من جايي زندگي ميکنم که آينده شغليش چندان به رشته اي که ميخوني مربوط نيست.من استخراج معدن ميخونم اگه بخوام تو همين رشته کار پيدا کنم بايد بقيه عمرمو اصفهان زندگي کنم چون طرفاي ما نه معدن هست نه اين رشته.
ازون بدتر اينه که اگه اينجا بمونم بايد با يه دختر اصفهاني ازدواج کنم.
:heart: mineiut.blogfa.com :heart:
پاسخ
 سپاس شده توسط mr.allahbeigi
#10
اولش نمی خواستم این شعرا این جا بذارم، ولی هر چی سبک سنگین کردم، دیدم به جد، حیفه که نذارمش! واقاً زیباست:

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوالِ دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟
یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟
یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد
از سر عربده مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز ، اگر روی به من بنمایی
والله این قالب مردار، به هم در شکنم

مولانا
صدای گیتار من ...
صوت الغيتار بلدي ...
بنیم گیتار سِس ...
میرا گٹار آواز کر رہا ہے ...
... My guitar sound
... Mea Cithara sonus
... Mi guitarra suena
... Mijn gitaar geluid
... Il mio suono di chitarra
... Můj kytarový zvuk
... Мой гитарный звук
... 私のギターの音
.... 我的吉他的聲音
... 내 기타 소리
... Իմ կիթառ ձայնային
... เสียงกีตาร์ของฉัน
... আমার গিটার শব্দ




پاسخ
 سپاس شده توسط Hamid Jafary Pooya ، hadi soltani ، نگین ، نوید خزدوز ، malihe


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان